نوشته های برچسب گذاری شده با ‘ قرآن کریم ’

دربهای دوزخ!!

یه مدتی بود ملایی بالای منبر، مدام در مورد بهشت و اوصافش برای مردم تعریف می کرد. اینکارش هر شب ادامه داشت تا اینکه یکی از پامنبریها اعتراض کرد و گفت حاج آقا چه خبره اینقده از بهشت میگی کمی هم از جهنم بگو! حاج آقا جواب داد: انشاء الله همگی جهنم می ریم و از نزدیک می بینیم گفتم از بهشت براتون بگم تا بدونید چیه و چه خبره!!  :-D من هم در این سال جدید و اولین پستم تصمیم گرفتم در راستای این فرمایش حاج آقا!! که همگی جهنم رو یه روزی می بینیم گفتم از دربهای جهنم بگم تا اونجا درب رو عوضی نریم!!  :-D

استغفرالله! جدا از شوخی آدمیزاد اگه کمی تعقل و تفکر کنه ببینه گناهکاری چه عاقبتی داره قدمهاشو آهسته تر بر می داره!! در این پست هم تصمیم گرفتم کمی از دربهای جهنم بگم تا شاید به خود آمدم!!  :-S

وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ﴿۴۳﴾ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ﴿۴۴/حجر﴾

جهنم ميعادگاه همه آنها است.هفت در دارد و براي هر دري گروه معيني از آنها تقسيم شده‏اند!

جهنم دارای هفت درب است که افراد گنهکار با توجه به نوع گناهشون هرکدام از یکی از این دربها وارد می کنند که در زیر به آنها اشاره می کنم:

1- درب اول: جهنم

إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا﴿۲۱﴾ جهنم كمين گاهي است بزرگ! (نباء/21)

جهنم، جای مومنین گنهکار است و آنها را پس از پایان کیفرشان با شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیهم السلام نجات پیدا می کنند. که خدا به همه ما رحم کند! از عذاب اهل جهنم همین بس که اگر سطلی از پوست وگوشت جوشان اهل جهنم، در مشرق ریخته شود، جمجمه های مغربیان به سوزش می آید. قرآن مجید در سوره فجر آیه 23 می فرماید: وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ – در آن روز جهنم را حاضر كنند.

در روز قیامت هنگامی که ملائکه آسمانها بیایند و بر حسب مقام و منزلت خودشان صف در صف بایستند، جهنم آشکار می شود و همه اهل محشر، جهنم را می بینند. ناگهان شعله مهیبی از جهنم برمی خیزد و برمحشر احاطه پیدا می کند! که فریاد همه، حتی انبیای عظام بلند می شود و می گویند: رب نفسی! و تنها وجود مبارک ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله وسلم هستند که با رؤیت این شعله سوزان می گویند: رب امتی!

[ ادامه ی نوشته ]

قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام(۲)

فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی، و شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران و خاندان باوفایش به تمام شیعیان علی الخصوص یوسف فاطمه عجل الله تعالی فرجه ونائب برحقش تسلیت عرض می کنم.

در مورد این موضوع، قبلا مطالبی عرض شد که می توانید قسمت اول این بخش را از اینجا مطالعه کنید. در اینجا نیز به خلاصه ای از مقدمه اش اشاره خواهم کرد و ادامه این بحث را دنبال خواهیم کرد.

همانطوریکه همه مامی دانیم علم غیب از آن خداوند است مگر ممکن است که خداوندی که این دنیا و تمام پیچیدگیهایش را خلق کرده است از حوادث و وقایع آن تا آخر عمر این دنیا بی اطلاع باشد. واقعه عاشورا و حادثه و مصائب عظمایش که از سرنوشت سازترین وقایع تاریخ بشریست نیز از این امر استثنا نیست. همانطوریکه به پیامبر رحمتش بارها این حادثه را گوشزد می کرد، اما بنا به دلایلی مستقیم درکلام کریمش اشاره ای نکرده است. هرچند که آیاتی وجود دارد که اشاره به این مطلب دارد که قسمتی از آن آیات در پست قبلی آورده شد و هم اکنون ادامه آن آیات خواهد آمد.

أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ﴿حج/۳۹﴾

به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده رخصت [جهاد] داده شده است چرا كه مورد ظلم قرار گرفته‏اند و البته خدا بر پيروزى آنان سخت تواناست

امام باقر علیه السلام درباره آیه شریفه ” به کسانی که جنگ برآنان تحمیل گردید، اجازه جهاد داده شد زیرا که آنان مورد ستم واقع شدند و هر آینه خداوند بر یاریشان تواناست” فرمود: منظور علی،حسن و حسین علیهم السلام هستند.

الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ(حج/40)

همان كسانى كه بناحق از خانه‏هايشان بيرون رانده شدند [آنها گناهى نداشتند] جز اينكه مى‏گفتند پروردگار ما خداست

امام صادق علیه السلام درباره آیه فوق فرمود: این آیه درباره علی و جعفر و حمزه نازل شد و در حسین بن علی علیه السلام تحقق یافت، برهمگی آن گرانمایگان درود و سلام باد.

[ ادامه ی نوشته ]

به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!

وقتی وبلاگ مهربانی که متعلق به یکی از دوستان است  رو مطالعه می کردم تصمیم گرفتم کمی بیشتر در مورد خدا فکر کنم. اینکه خدا کجاست؟  (هرچند این نوشتاربه پای عارفانه وعاشقانه بودن مطالب ایشون نمی رسه!! ) یادم میاد بچه که بودیم وقتی می پرسیدیم خدا کجاست؟ بهمون می گفتن توی آسمانها. اما وقتی بزرگتر شدم متوجه شدم  خدا فقط در آسمان آبی بالای سرمان نیست بلکه هرفراز و بالایی می تونه آسمان باشه. بذارید ساده تر بگم خدا در آسمان دلهای ما که در حقیقت منظور، برفراز دلهای ماست همینطور برفراز افکار ما، برفراز اعمال نیک ما، برفراز عقل ماو بالاخره بر فراز آنچه ما حتی تصورش رو بکنیم. چون ذهن ما فقط تا حدی گنجایش درک حقیقت وجودی خداوند رو دارد مانند لیوانیست که با توجه به ظرفیتی که داره، آب یک پارچ رو نمی تونه درک کنه چه برسه به اقیانوس بیکران. خداوند نیز مانند اقیانوس بیکرانیست که ما بشرخاکی با این ذهن کوچکمون فقط می تونیم قطره ای از این اقیانوس رو درک کنیم و اینکه بگوییم خداوند نور است.چون خداوند خودش رو طبق گنجایش ذهن مخلوقش، اینگونه معرفی است اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ – خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشه‏اى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است(نور/35) .

[ ادامه ی نوشته ]

شانس خود را افزایش دهید!

تا به حال به این مسئله فکر کردین که شانس چیه؟ چرا بعضیها خوش شانسند و بعضی بدشانس؟ معمولا در زندگی روزمره ما اینطور جا افتاده است که وقتی کسی مثلا در قرعه کشی بانک ملت برنده جایزه بزرگ شده، بهش می گویم عجب شانسی داشته و یا برعکس عابری در پیاده رو گذر می کرده و با اینکه تا خیابان فاصله داشته یه ماشینی منحرف میشه و اونو زیر میگیره و برای او تاسف می خوریم که چقدر بدشانس بوده؟!! به نظر شما اصلا این شانس چیه؟ یه چیز ماورای طبیعت است یا قانون طبیعت؟ یه چیز هوشمند است که تشخیص می دهد در خانه چه کسی رو بزند و یا اینکه تصادفی سراغ افراد میره، حالا ممکنه برای کسی بد باشه و برای دیگری خوب جلوه کنه.

اصلا بذارید شانس رو تعریف کنیم. واژه شانس، از کلمه لاتین chance به معنای بخت و اقبال وارد زبان فارسی شده و به هر پیامدی که مترقبه یا غیرمترقبه به سراغ افراد می آید و آنها را بهره مند و یا بی بهره می کنه به اصطلاح شانس می گویند و به کسی که بهره نیکی از آن برده خوش شانس و به کسی که بهره بد برده بدشانس اطلاق می کنیم.( ببخشید خرده نگیرینا این تعریف خودمه ;-)  ) خب همانطوری که مشخص شد این کلمه، لاتین است که وارد زبان ما شده یعنی از غرب وارد کشور ما شده و جا خوش کرده!!

[ ادامه ی نوشته ]

قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام (۱)

علم غيب مطلق از آن خداوند است. خداوند وقتي قصد ايجاد و آفرينش اين خلقت را نمود به تمام وقايعي و حوادثي که در اين جهان اتفاق افتاده و تا قيامت به وقوع خواهد پيوست علم داشت. وقتي خداوند پيامبر خاتم حضرت محمد صلي الله عليه و آله وسلم را جهت ترويج و رسالت برترين وکاملترين دينش يعني اسلام برگزيد وی را در جهت ابلاغ آن ياري نمود تا اين شجره طيبه پا بگيرد و با ظهور منجي عالم بشريت، دينش جهاني شود و همه يک صدا نداي لااله الا الله و محمدرسول الله صلي الله عليه و آله سر دهند. همه مي دانيم که معاويه قصد خاموش کردن اين ندا را داشت و با فريب مردم توطئه هايي نمود که موفق نشد و در زمان يزيد غفلت از اسلام و زيرپا گذاشتن قوانين و حلال کردن محرمات و… به اوج خود رسيد تا جائيکه از اسلام فقط نامش باقي مانده بود و اگر قيام اباعبدالله عليه السلام نبود اسلام به کل از بين مي رفت. حضرت سيدالشهداء عليه السلام با قيامش دين جد خود را با خون خود احيا نمود و قيام امام حسين  عليه السلام نقطه عطفي در جهت احياي دين اسلام به شمار مي آيد و واقعه کوچکي نيست که بشود به سادگي از کنارش گذشت و طبيعتا خداوند نيز از وقوع چنين حادثه اي خبر داشت که قبل از ولادت و هنگام ولادت حضرت امام  حسين عليه السلام به پيامبرش گوشزد مي کرد. با اين اوصاف بايد در آخرين کتاب الهي يعني قرآن کريم در مورد اين حادثه عظيم حداقل اشاره اي که کرده باشد اما به دلايلي خداوند به اشاره مستقيم به آن امتناع کرده است. در اين پست آياتي که به واقعه عاشورا و نهضت اباعبدالله عليه السلام اشاره دارند مطالبي گذاشته ام که حاصل تحقيق پژوهشگر بنياد پژوهشهاي استان قدس رضوي، يعني جناب آقاي محمدحسن زبري قائني است که در کتاب شريف ق”يام امام حسين عليه السلام در نگاه اهل بيت عليهم السلام” گرد آورده است. که به علت طولاني شدن آن را در دو پست ارسال خواهم کرد.

فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ (بقره آيه 37)
سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود.

در تفسير اين آيه شريف که آدم از پروردگارش کلماتي را دريافت کرد. روايت شده است که آدم ساق عرش و نام هاي پيامبر و ائمه عليهم السلام را ديد، پس جبرئيل به او تلقين کرد و او گفت : اي ستوده به حق محمد، اين بلند مرتبه به حق علي، اي آفريننده به حق فاطمه، اين نيکوکار به حق حسن و  حسين، و تمام نيکوئيها از توست، پس چون امام حسين عليه السلام را ياد کرد، اشکهايش جاري و قلبش شکست و گفت: اي برادرم جبرئيل چه مي شود که باياد پنجمين فرد، قلبم مي شکند و اشکم جاري مي شود؟ جبرئيل گفت: اين فرزند تو به مصيبتي دچار مي شود که تمام مصيبتها در مقابل آن کوچک است. آدم پرسيد: برادرم آن مصيبت چيست؟ گفت: تشنه و دور از وطن و تنها کشته مي شود و او را يار و ياوري نيست، اي آدم، کاش او را مي ديدي که مي گويد: آه از تشنگي! آه از کمي يار و ياور! تا آن که عطش بين او و آسمان چون دود جدائي مي اندازد، در آن هنگام  هيچ کس پاسخي به وي نمي دهد، جز اين که شمشير بر او مي کشند و مي خواهند شرنگ مرگ به کام او ريزند، بعد از آن همچون گوسنفنديکه از قفا سربريده شود، سر از پيکرش جدا مي کنند و دشمنانش به چپاول زاد وراحله او مي پردازند، و سرانجام سر او و يارانش را در شهرها ميگردانند در  حاليکه بانوان را نيز باخود به اسارت دارند، اين چنين در علم خداي يگانه منان گذشته است پس آدم و جبرئيل همچون مادرفرزندمرده بر اين مصيبت بزرگ گريستند.

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءكُمْ (بقره آيه 84)
و چون از شما پيمان محكم گرفتيم كه خون همديگر را مريزيد

رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمود: شأن نزول آيه: و آن هنگام که پيمان از شما گرفتيم که خون هايتان را نريزيد” درباره يهود است آنان که پيمان خدا را شکستند و پيامبران الهي را تکذيب کردند و اولياي خدا را کشتند، سپس فرمود : آيا شما را آگاه نسازم از کساني که همانند ايشان از يهوديان اين امت هستند؟ گفتند بلي يا رسول خدا! فرمود: آنان گروهي از امت من هستند که گمان مي برند بر آيين من اند، و حال آنکه فرزندان گرانمايه و نسل پاک مرا مي کشند و شريعت و سنت مرا دگرگون مي کنند و دست به خون دو فرزندم حسن و حسين مي آلايند، چنان که يهوديان گذشته زکريا و يحيي عليهماالسلام را کشتند.

[ ادامه ی نوشته ]

نیایش های برتر

همانطور که می دانیم، قرآن کلام خداست و کاملترین و جامعترین کتابیست که در جهت سعادت و کمال بشر، توسط آخرین فرستاده اش، حضرت محمدبن عبدالله(صلی الله علیه و آله) نازل شده است. در این کتاب مقدس، به آیاتی برمی خوریم که دعاهایی از زبان اولیاء خدا و رسولان الهی و حتی توبه کاران و خطاکاران مطرح شده است که مورد استجابت قرار گرفته اند و بی شک می توان از آنها به عنوان بهترین دعاها یاد کرد. البته یقینا پیامبران و اولیاء خدا فقط به این دعا ها اکتفا نکرده بودند بلکه مدام در حال ذکر و دعا بودند اما خداوند متعال در کتاب شریفش، قرآن کریم ، بهترین دعاهای آنها که مورد استجابت نیز واقع شده اند به غیر از کمی از آنها، گرد آورده است که در این پست تعدادی از این آیات را به عنوان “نیایشهای برتر” برای شما دوستان قرار داده ام. امیدوارم مطلوب دوستان واقع شود و ما را نیز دعای خیر خود محروم ننمایند.

***

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (بقره،250)

پروردگارا بر [دلهاى] ما شكيبايى فرو ريز و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه كافران پيروز فرماى

***

رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا (بقره،286)

پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير

***

[ ادامه ی نوشته ]

راه یکطرفه یا دوطرفه؟

در این دنیای مجازی، هرکسی می تواند یه گوشه ای برای خود اختیار کند و دیدگاهها، نظرات، برنامه، مقاله یا پژوهشهای خود را ارائه نماید و به نوعی خودنمایی کند. من هم گاهی اوقات به اون گوشه موشه ها سرکی می زنم و مطالبی را مطالعه می کنم که این مطالب ممکن است برایم مفید و یا بلااستفاده باشه. هرصاحب گوشه ای هم داره بر طبق آزادی بیان مطالبی را برای عرض اندام خود ارائه می کنه. اما نکته اینجاست که تا چه حد این آزادی وجود داره؟

چندی پیش به سایتها و وبلاگهایی روبرو شدم که مربوط به احزاب یا مذاهب مختلف بود که به نوعی مطالبی را در سایت خود گنجانده بودند و به خواننده تحمیل می کردند و سعی براین داشتند که دیگر احزاب یا مذاهب را باطل جلوه دهند و بدجوری به افکار و اعتقادات آنها حمله ور شده بودند. خب هیچ شخصی بدون خطا نیست بلکه بشر جایز الخطاست اما آنها چنان خطاهای طرف مقابل را مورد حمله قرار داده بودند و انگار خودشان و افکارشان بدون اشکال هستند بطوریکه فردی که مطالب آن سایت را مطالعه می کند طبیعتا ذهن و افکارش با آن مطالب همسو می شود و بدون اینکه به حق یا ناحق بودن آن مسئله توجه کند تحت تاثیر قرار می گیرد و ممکن است به طرف مقابل نیز بدگویی نماید.

به عنوان مثال یه وبلاگی را مشاهده کردم که جناحی یا حزبی را مورد انتقاد قرار داده بود و وقتی دقت کردم دیدم صاحب آن وبلاگ از احزاب مخالف است.(البته این نکته را یادآور شوم که من در اینجا نمی خواهم بحث سیاسی راه بیندازم و نمی خواهم بگویم حق با چه کسیست؟ بلکه از نحوه وجود این نوع انتقادات مطالبم را ارائه می کنم.) ایشان چنان طرف را مورد نقد و انتقاد قرار داده بود که خواننده ای هم که طرفدار آن حزب یا طرف مقابل باشد از آن شخص متنفر می شد.

و یا مثلا یه وبلاگ دیگری نیز در مورد طرفداری از تروریست، مطالبی را در مورد اعدام یکی از اعضایشان ارائه کرده بود و چنان به نقاط مثبت آن شخص و اینکه چه خدماتی را ارائه کرده است پرداخته بود بطوریکه خواننده برایش دلسوزی و از این اقدام مسئولین انتقاد نموده بود.

چرا اینگونه؟چرا جاده یکطرفه است؟ چرا یک جانبه به مسئله پرداخته شده؟ اگر حق با آنهاست چرا نیامده اند با طرف مقابل مناظره ای داشته باشند و این جاده را دوطرفه نمایند تا خواننده مطالب هر دو را بخواند و خود به حق بودن آن حکم کند. مطلبم اینجاست که اگر حق با شماست پس نباید در مناظره کم بیاورید چون دلایل محکمی برای حقانیت خود خواهید داشت. متاسفانه یه جاده یکطرفه و باز را در پیش خود دیده اند و چنان می گازند و از اینکه توانسته اند چند نفر را با خود همراه نمایند خوشحالند.

ما خوانندگان باید در این مواقع چگونه عمل نماییم؟ خب اکثر دوستان می توانند در مورد حق یا ناحق بودن، درست و نادرست بودن آن قضاوت نمایند اما همه که اینگونه نیستند!

رسول گرامی اسلام (ص) به این مطلب اشاره داشتند که در مقابل فتنه ها و نجات از آنها به قرآن متوسل شویم و از آن کمک بخواهیم. خداوند در قرآن کریم در مواجه با اینگونه رفتارها چه راهکاری را ارائه داده اند؟ در قرآن کریم می خوانیم:

” …فبشر عباد، الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوالالباب.(زمر/17 و 18 ) به بندگان بشارت آر ..آن بندگانی که چون سخن بشنوند نیکوتر عمل کنند آنان هستند که خدا آنها را هدایت فرموده و هم آنان به حقیقت خردمندان عالمند”

در آیه خداوند به کسانی بشارت می دهد که وقتی سخنی یا مطلبی را می خوانند زود قضاوت نمی کنند بلکه تمام سخنان و گفته های موافق و مخالف را می شنوند و عاقلانه می اندیشند. این افراد که اینگونه عمل می نمایند بر طبق آیه صریح قرآن، هم هدایت شده اند و هم خداوند به حقانیت عاقل و خرمند بودن آنها اشاره کرده است.

ان شاء الله خداوند ما را نیز جزء هدایت شدگان قرار دهد آمین.

[ ادامه ی نوشته ]

دلیل بودن (قسمت دوم)

اگر قسمت قبلي رو مطالعه نكرده ايد اينجا كليك نماييد.

با خود فكر مي كردم كه آن دليل چي مي تونه باشه كه افكارم بدجوري توي سوالات متعدد مانده بود از جمله اينكه سرنوشت اين دنيا با وجود اين همه شرارتها، ظلم و ستمها، بي عدالتيها و… چي خواهد شد؟ آيا خداوند، اين جهان ، اين زمين و با اون مخلوقات عظيم و بعضا ناشناخته را  كه حساب شده آفريده  را خلق كرده تا با معصيت و نافرماني بشر مواجه شود و آنهم در سيطره و قدرت بي دينان و لااقل غير از ديني كه خود خداوند براي بشر برگزيد؟

توي اينگونه افكار غرق بودم كه خداوند نشانه اي برايم فرستاد و آنهم اين آيه بود: ” و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين (قصص/5) ما مي خواستيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم”. ديدم هنوز مستضعفان بر جهان حاكم نشده اند و جهان نيز پر از ظلم و ستم بر مستضعفان است . به خود گفتم پس كي اين مستضعفان بر حاكمان ستمگر غلبه مي كنند و جهان را تحت حكومت خداوندي در مي آورند؟ اين مستضعفان با چه قدرت و تكيه گاهي مي خواهند بر اين دنياي پر از ظلم و جور و بي عدالتي حاكم شوند؟ لازمه اين كار وجود يك نيرو و قدرت يداللهيست، اين قدرت چيست و كي خواهد آمد؟ حديثي به ياد آوردم كه اينگونه بود وقتي زمين پر از ظلم و جور مي شود خداوند آخرين ذخيره و حجت خودش را جهت احياء دينش خواهد فرستاد و بساط ظلم و جور را از اين دنيا جمع خواهد كرد و حديث ديگري از مولا علي(ع) شنيده بودم كه ايشان فرموده اند: ” بدانيد كه هيچگاه كره زمين از نماينده پروردگار خالي نمي شود ولي خداوند بزودي نماينده اش را از ديد آنان مخفي خواهد نمود و آنان از ديدار او محروم خواهند شد چرا كه به خود ظلم و ستم نموده و از مرزهاي مورد احترام تجاوز مي نمايند. اگر يك ساعت از كره زمين بدون حجت خدا باشد همه جا نابود شده و مردم در زمين فرو خواهند رفت.” عجب! پس آن دليلي كه دليل حيات و زندگي ماست و باعث نزول رحمانيت خداوند بر اين بشر سرپا گناست همان حجت الله است. همان حجت و امامي كه از نظرها غايب است و منتظر فرمان الهي جهت ظهور و برپايي عدالت است. يعني همان امام زمان(عج)!! خدايا مرا ببخش!!

[ ادامه ی نوشته ]

آمارعابرین

  • ورودی گوگل : 27
  • تعداد کل مطالب : 89
  • تعداد لینک ها : 7
  • افراد آنلاین : 6
  • بازدید امروز : 36
  • بازدید دیروز : 67
  • بازدید این هفته : 356
  • بازدید این ماه : 176
  • بازدید کل : 19831