نوشته های برچسب گذاری شده با ‘ زندگی ’

چه زود دیر می شود!

همیشه اولین و آخرین لحظات، دیدارها و… در جای خودشان هیجان انگیزند، اون زمانی که تازه متولد شده بودیم برای اولین بار بود اولین لحظات را تجربه می کردیم! چون تازه از یک محیط به محیطی دیگر وارد شده بودیم و همه چیز برایمان عجیب بود! نگاهها، رفتارها و… عجیب بودند چون اطرافیان طور دیگری به ما نگاه می کردند این زمان که گذشت دیگه هم برای ما و هم برای اطرافیان عادی شد دیگه از اون نگاههای عجیب خبری نبود. وقتی برادر یا خواهر بزرگتر داشتیم که وقتی هفت ساله و راهی مدرسه میشدند دیگر آخرین لحظات صبح تا شب در خانه ماندن را تجربه می کردند و دلمون پر می کشید که کی ما نیز آخرین لحظه ها رو در خانه ماندن سپری می کنیم.

بهرحال اون زمان نیز گذشت و بار دیگر اولین لحظات رو دوباره تجربه می کردیم اولین لحظات ورود به دبستان! و بازهم نگاهها، رفتارها و… را عجیب می دیدم چون ما رو تازه وارد می دیدند و کلاس اولی! این هم با گذشت زمان و رسیدن به پایه های بالاتر عادی می شد. وقتی سال بالاتریها رو می دیدیم که به دوره بالاتر یعنی راهنمایی می رفتند ما هم دلمون می خواست این دوره ابتدایی نیز بگذرد و سال پنجم را آخرین لحظات در دبستان بودن تجربه می کردیم و سال اول راهنمایی را اولین لحظات، و بازهم دوباره نگاهها، رفتارها و… را عجیب می دیدیم چون بازهم اولی بودیم و تازه وارد. نمی دانستیم تا کی باید در اولین لحظات این رفتارها و نگاهها رو تجربه می کردیم و همینطور آخرین لحظات راهنمایی، اولین و آخرین لحظات دبیرستان، اولین و آخرین لحظات دانشگاه (خدمت سربازی)، اولین و آخرین لحظات کارمندی (کارگری،حمالی!!! ….) بالاخره وجه مشترک اولین لحظات همیشه بی تجربگی ونگاههای عجیب بود و آخرین لحظات پختگی و با کوله باری از تجربه!!

[ ادامه ی نوشته ]

یک تلنگر!!

خواهشمندم تا آخر مطالب را بخوانید، از اینکه زیاد ادبی نمی نویسم عذر می خواهم.

چرا ما همیشه میخواهیم از حقایق تلخ فرار کنیم؟ چرا نمی خواهیم باور کنیم روزی باید همه چیز رو بگذاریم و برویم!! چرا وقتی اسمی از مرگ می آید به تلخی ازش نام می بریم و سعی می کنیم اصلا بهش فکر نکنیم؟ چرا مرگ رو فقط برای دیگران می بینیم و خود از آن غافلیم؟ چرا وقتی کسی اسمی از مردن میزنه میگیم ان شاء الله بعد از 120 سال؟!! چرا خودمونو با این حرفها گول می زنیم. 120 سال هم که چیزی نیست میلیونها سال گذشته می خواهیم 120 سال نگذره؟

میانگین عمر انسان در این زمان حدود 70 سال است. شما چند سال دارین؟ 20سال، 30سال،40 سال و یا 50 سال؟ اگه از شما بپرسند این عمر شما چگونه گذشت چی میگید؟ حتما جوابتون اینه که مثل باد یا مثل برق و خیلی سریع و یا اینکه اصلا متوجه نشدم. شما دوست عزیز 20 ساله یا 30 ساله و یا… یه کم فکر کن ببین این عمر چقدر طول کشیده قطعا بدون که اگه قرار هم باشه 70 سال و ان شاء الله هم 120 سال عمر کنی خیلی زود و مثل هم برق و یا بادی که قبلا گفتی خواهد گذشت. چرا باید خودمونو با این حرفها فریب بدیم.

شاید بپرسید جعفری تو هم وقت گیر آوردیا، کاممونو تلخ کردی؟ باید بگم چرا نباید به سرمنزل اصلیمون فکر کنیم. آخرش که چی؟ بالاخره شتریه که در خونه هرکسی می خوابد و هیچ کس هم از آن در امان نیست. حتی اگر در ساختمانهای مستحکم و تودرتو هم قرار گرفته باشیم بالاخره روزی مرگ گریبان ما را خواهد گرفت.(كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ(انبیاء/35)هر نفسى چشنده مرگ است و شما را از راه آزمايش به بد و نيك خواهيم آزمود و به سوى ما بازگردانيده مى‏شويد) هیچ نفسی از دست مرگ در امان نیست و قرار هم نیست که حتما پیرشویم عمر دست خداست بعضیها در همان آوان تولد بعضیها در کودکی و جوانی و بعضیها هم در سن کهولت این طعم را خواهند چشید.پس هرلحظه باید خودمونو برای مرگ آماده کنیم. این دنیا جای ماندن نیست حالا شما ممکن است خوشتون نیاید که بروید این دلیل نمیشه که شما را نبرند. حضرت ملک الموت به هیچ کس امان نمی دهد. دنیا همانند پلیست که باید از روی آن بگذریم تا به سرمنزل مقصود برسیم نه اینکه روی این پل چادر بزنیم و وطن خود کنیم. وطن ما جای دیگریست. حدود حداکثر 120 سال قرار است در این دنیا دوام بیاریم و تا ابد در آخرت و سرمنزل اصلی هستیم یک انسان عاقل و خردمند هرگز دلش را به این 120سال خوش نمی کند بلکه در این مدت عمر سعی می کند توشه و آذوقه ای برای خود فراهم کند که اگر دستش از دنیا کوتاه شد دیگر هیچ امید برگشتی نیست که توشه برای خود تهیه نماید.

“حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ*لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ(مومنون/99و100)تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد مى‏گويد پروردگارا مرا بازگردانيد*شايد من در آنچه وانهاده‏ام كار نيكى انجام دهم نه چنين است اين سخنى است كه او گوينده آن است و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد.”

چرا از یاد مرگ غافلیم؟ چون از مرگ می ترسیم. چون نمی دانیم بعد از مرگ چه سرنوشتی در انتظار ماست. این کاملا به نوع عمل و رفتار ما در این دنیا بستگی داره! “مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ(جاثیه/15) هر كه كارى شايسته كند به سود خود اوست و هر كه بدى كند به زيانش باشد سپس به سوى پروردگارتان برگردانيده مى‏شويد”

خب این عمل صالح چیست؟ آیا همان تهمت زدن است؟ همان غیبت کردن است؟ همان کلاه سر مردم گذاشتن است؟ آیا مردم آزاری و رعایت نکردن حقوق دیگران است؟ آیا نگاه به نامحرم است؟ آیا به خاطر دنیا، همه چیز و همه کس را زیرسوال بردن است؟ (أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ (آل عمران/22) آنان كسانى‏اند كه در [اين] دنيا و [در سراى] آخرت اعمالشان به هدر رفته و براى آنان هيچ ياورى نيست )مشکل ما اینست که چنان در دنیا غرق شده ایم و نمی خواهیم باور کنیم که روزی از دنیا باید رفت و شیطان هم با وعده های پوچ چنان این دنیا را در چشمان ما زینت داده است که همه چیز را فراموش کرده ایم.

آمدن ما به این دنیا برای چی بود؟ آیا آمده ایم تا دنیا را با این علوم و تکنولوژیها پر کنیم؟ آیا آمدیم تا به شکم و شهوت خود برسیم و اگر مانعی برای برای خودخواهی خود دیدیم کل نظام رو زیر سوال ببریم و مورد هجمه و حمله قرار دهیم.؟خب اگر آمده ایم تا همچون ادیسونها، ابن سیناها، نیوتنها، انشتینها و…. برای جامعه بشری گامی برداریم و بابی از علوم دنیا را بروی مردمانش باز کنیم هرچند که مزد آن نزد خدا محفوظ است اما اگر برای خدا نباشد هیچ است. تمام این اعمال و رفتار ما برای دنیاست اما برای منزلگاه ابدیمان چه کرده ایم؟

فاصله بین تولد تا مرگ خیلی کم است و در این دنیا به مسابقه ای فرا خوانده شده ایم تا بتوانیم جهت کسب توشه برای سرای ابدی و جاودانه به فعالیت بپردازیم و هرکس عمل خیر و صالحش بیشتر باشد رستگار است (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(حج/77)اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ركوع و سجود كنيد و پروردگارتان را بپرستيد و كار خوب انجام دهيد باشد كه رستگار شوید)و آنکس که از این امر غافل ماند و به فکر اقامت دائم بود بدا به حالش که بدمنزلگاهی منزل اوست.(فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ(نحل/29) پس از درهاى دوزخ وارد شوید و در آن هميشه بمانيد و حقا كه چه بد است جايگاه متكبران)

فتوبوا الی الله جمیعا لعلکم تفلحون

[ ادامه ی نوشته ]

مشکلات زندگی امروز

می خواستم در مورد وضع کشور از قبیل تورم، بیکاری و مشکلاتی که در این مملکت وجود دارد مطالبی رو بنویسم دیدم بدجوری طولانی میشه گفتم خلاصه اش کنم دیدم بازم نمیشه تا اینکه به آیه ای برخورد کردم بهتر دونستم مطالبم رو که مربوط به مشکلات زندگی مردم است رو از دید قرآن براتون بنویسم.

اگر خوب در بعضی از روزنامه ها، سایتهای سیاسی و حتی سایتها و وبلاگهای شخصی دقت کرده باشید مطالبی رو در مورد مشکلات معیشتی مردم از قبیل تورم، بیکاری و…. مطرح کرده اند. خب من در اینجا نمی خواهم منکر وجود اینگونه مشکلات در سطح جامعه باشم و همه اینگونه مشکلات را قبول دارم ولی به نظر من شخصی که اینگونه مسائل را مطرح می کند باید حداقل یه راه حل و یه پیشنهادی نیز برای حل آن معضل نیز مطرح بکنه مثل سایت آفتاب. خب بعضی از این سایتها راه حل دارند اما مغرضانه عمل می کنند، دلیلش هم عرض می کنم و بعضی از سایتها و وبلاگها نیز جاهلانه عمل می کنند. بعضیها هم که سرشون درد می کنه واسه اینگونه مسائل!! شاید به خاطر افزایش بازدید کننده یا مغرضانه یا جاهلانه و یا هرچیز دیگه… از دوست خوبم آقا مجید مهرتاش که وجود من در اینجا مدیون ایشون هستم نیز متوجه شدم که وبلاگهایی که در داشبورد برترین وبلاگ امروز یا بالاترین مطلب هستند به خاطر بازدید و آمار بالای آنهاست که اکثرا نمونه بارز اینگونه وبلاگهاست.

[ ادامه ی نوشته ]

دلیل بودن(قسمت اول)

مدتی بود که از خود سوالی می پرسیدم و خود نیز به آن جواب می دادم. از آنجمله سوالات این بود که برای چه در این دنیا هستیم وهدف خداوند از خلقت ما چی بوده؟ آیا صرفا به این خاطر آفریده شده ایم که در پایین ترین حالتش مثل حیوانات زندگی کنیم یعنی بخوریم و بیاشامیم و شهوترانی کنیم و به فرموده مولا علی(ع) همانند مستراح متحرک باشیم و در بالاترین حالتش مانند بوعلی سیناها، ادیسونها و… برای خلق خدمتی کرده و به علم و تکنولوژیهای دنیا افزوده باشیم؟ در جوابم گفتم به فرمایش خداوند در کتاب شریفش که فرموده اند:” و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (ذاریات/56) ما خلق نکردیم جن و انسان را مگر برای عبادت” این عبادت فقط مختص نماز و روزه و… نیست بلکه خدمت به خلق و کار و تلاش و انتشار علم و تکنولوژی نیز اگر برای خدا باشد یکنوع عبادت است.

از خود پرسیدم خداوندانسان را خلق کرد که به کمال و سعادت برسد، پس چرا این بشر با وجود این علم و تکنولوژی های روز که روز بروز به آن افزوده می شود نه تنها هنوز به کمال و سعادت نرسیده بلکه در اوج مشکلات روحی و روانی گرفتار شده است؟ اگر بگوییم که بشر امروزی تمام هم و غم خود را گذاشته تا آیندگان با این علم و تکنولوژی به سعادت و کمال برسد بیراهه گفته ایم؛ چون خداوند کمال و سعادت بشر را برای آیندگان نخواسته است بلکه برای تمام بشر از اولین تا آخرین آنها خواسته است. در جوابم گفتم: مشکل اینجاست که بیراهه رفته ایم و راه سعادت و کمال را گم کرده ایم. خداوند انسان را خلق کرد تا به مقام خلیفه اللهی برساند؛ یعنی اینکه بخشی از قدرت یداللهی خود را به بعضی از افراد شایسته خود بدهد. چون خداوند جسم نیست و اینگونه مقدر کرده است که بخشی از قدرت خود را (مانند مرده زنده کردن، شق القمر کردنها، از غیب و آینده خبر دادن و…) به نمایندگانی از نوع خود بشر یعنی پیامبران و ائمه معصومین(ع) عطا کرد تا بتوانند بشر را به کمال و سعادت برسانند. اما آنزمان مردم از علم کافی برخور دار نبودند و با جهل خود از نمایندگان خدا فاصله گرفته اند و جز عده کمی به سعادت نرسیده اند.

از خود پرسیدم خوب مردم آن زمان به خاطر جهل از کمال و سعادت بازماندند اما امروزه با وجود گسترش و توسعه علم هنوز بشر به کمال وسعادت نرسیده است. در حالیکه پیامبری نیز وجود ندارد که بشر را به سعادت و کمال راهنمایی نماید. آیا خداوند بشر امروزی را به حال خود رها کرده است؟ در جواب گفتم خداوند عادلتر و بلندمرتبه تر از آن است که بخواهد بشری که برای کمال خلق کرده است به حال خود رها نماید. اما در دلم واقعا برایم سوال شد که علم و تکنولوژیهای روز، بشر را به کمال نرسانده است، پیامبری هم نیست که بشر را هدایت نماید. پس نماینده خدا بروی زمین چه کسی می تواند باشد؟ هنوز در جواب آن مانده بودم که سوالی دیگر ذهنم را مشغول خود ساخت و آن هم اینکه بشر امروزی در اوج معصیت و گناه ، در اوج تبعیض و بی عدالتیها، در اوج کشت و کشتار مردم مظلوم جهان و در اوج غفلتها و گرفتاریها غرق شده است و پیامبری نیز وجود ندارد که خداوند به خاطر عظمت و جاه و مقام آن پیامبر از این بشر بگذرد و هر آن قدرتش را دارد که نسل و بشر امروزی را از بین ببرد و قیامت خود را برساند. چرا خداوند چنین نمی کند؟ به خود گفتم این تنها یک دلیل می تواند باشد و تنها فقط یک دلیل که خداوند به خاطر آن یک دلیل همچنان بشر را رحمانیت خود منع نکرده است و هنوز الطاف خود را به بشر می رساند و هنوز نعمت زندگی و حیات و انواع نعمتهای دیگر در بشر امروزی جاری ساخته است و آن می تواند ما را مدیون چنین دلیلی نماید. آن دلیل هرچه باشد آنقدر در پیشگاهش ارزشمند و والامقام هست که خداوند حاضر شده است تمام معصیتها و نافرمانیها و غفلت این بشر را فقط به خاطر او تحمل نماید. و واقعا هم خدا عجب صبری دارد…….. (ادامه دارد)

[ ادامه ی نوشته ]

آمارعابرین

  • ورودی گوگل : 27
  • تعداد کل مطالب : 89
  • تعداد لینک ها : 7
  • افراد آنلاین : 5
  • بازدید امروز : 36
  • بازدید دیروز : 67
  • بازدید این هفته : 356
  • بازدید این ماه : 176
  • بازدید کل : 19831