از ماست که برماست!!
در جهان امروزی که می توانیم آنرا جهان, استکبار، جهان زورگو و ظلم و ستم بر ضعیفان، جهان بی عدالتی بنامیم، مردم جهان با تظاهرات و راهپیماییهای خود نشان داده اند که خواهان عدالت و صلح و دوستی هستند و این جای بسی امیدواریست زیرا که یکی از نشانه ها و زمینه های ظهور منجی آخرالزمان، این است که مردم جهان فریاد عدالت خواهی سر دهند اما سوال اینجاست که پس با این وجود چرا منجی بشریت هنوز ظهور نکرده اند تا تشنگان عدالت را سیراب نمایند؟
باید گفت این فقط یکی از نشانه های ظهور است اما هنوز نشانه های دیگری نیز وجود دارد که به وقوع نپیوسته است. از دیگر زمینه های ظهور، گردهم آمدن 313 نفر از یاران مخلص برای آنحضرت است که متاسفانه بعد از گذشت هزار و اندی سال هنوز چنین افرادی ظاهرا فراهم نشده اند. علت چه می تواند باشد؟ جواب در این روایت است که عده ای از یاران امام صادق(ع) به حضور ایشان شرفیاب شدندو عرض کردند یابن رسول الله(ص) حالا که یاران و شاگردان زیادی گرد شما جمع شده اند چرا برعلیه حکومت ظلم وطاغوت قیام نمی کنید؟ ما آماده اشاره شما هستیم. حضرت برای اینکه برایشان ثابت شود که مرد عمل نیستند از آنها خواست تا به تنوری که روشن بود و آتش از آن زبانه می زد بروند. آنها هیچکدام حاضر به این امر نشدند حتی بعضیها نیز شکوه کرده اند.تا اینکه حضرت به غلامش اشاره فرمود که به آن تنور وارد شود. و آن غلام بدون هیچ سوالی، خود را داخل تنور کرد و در حالیکه آن یاران مات و مبهوت به آن قضیه می نگریستند حضرت به آنها فرمود: ااز این همه یار و شاگرد حداقل 40 مرد همانند این غلام پیدا نمی شوند تا من قیام نمایند. سپس به غلام اشاره کردند که از تنور بیرون بیایند.
از دلایل دیگری که می توان ذکر کرد شناخت و معرفت مردم نسبت به امام زمان خویش و باور این مطلب است که هرچند امام زمان(عج) از نظرهاغایب است اما ایشان همانند مردم عادی زندگی می کنند و از آنچه مردم می خورند ایشان نیز می خورند و در کوچه و خیابانها قدم می زنند شاهد عرضم روایت سدیر از امام صادق(ع) است که فرموده اند:” چرا مردم نمی پذیرند که خداوند در زمانی که حجتش را مانند یوسف (ع) قرار دهد(ناشناس زندگی کند) یعنی آن امام مظلوم شما که حقش را انکار کرده ایدی یعنی امام زمانتان در میان شما رفت و آمد کند، دربازارها راه برود و برفرشها قدم بگذارد و ناشناس زندگی کند تا زمانیکه خداوند به او اجازه دهد خود را به مردم معرفی نماید.” حضرت یوسف(ع) از چشم و نظر برادرانش غایب نبود بلکه آنها او را می دیدند ولی نمیشناختند چه بسا ما بارها امام زمان(عج) را دیده باشیم ولی به علت نشناختن از فیض حضور بی نصیب مانده ایم. و امیر المومنین (ع) نیز فرموده اند: “صاحب الامر الطرید الشرید الغرید الوحید” یعنی حضرت ولی عصر(عج) چنان مورد بی مهری عمومی مردم واقع می شوند که همه او را طرد نموده و هم آواره اش می کنندو او یکه وتنها و ناشناس زندگی می کند.
این دلایل یکطرف، دلیل جانسوزتر اینکه اعمال و رفتار ما نسبت به آن محبوب و منجی عالم است. این ما هستیم که خودمان را از وجود پربرکت ایشان محروم کرده ایم. این ما هستیم که گوشمان را از شایعات و تهمتهایی که بدخواهان آنحضرت زده اند از جمله اینکه می گویند برو دعا کن امام زمان (عج) نیاید و الا گردن من و ترا خواهد زد یا می گویند تا رکاب اسب ایشان خون خواهد گرفت و بعضیها نیز جز شمشیربران تصویر دیگری از ایشان ندارند.
آیا حق ایشان این است؟ آیا می توان طبیب مهربانی که با کند چند غده سرطانی خطرناک، میلیونها و میلیاردها سلول بدن بیمار را از شر آن حفط می کند و سالم نگه می دارد را با چاقوی جراحی که از آن خود می چکد نشان دهیم؟ امام زمان (عج) نیز همانند این طبیب، جامعه بشری را با کندن چند غده سرطانی و از دست این گرگهای در لباس میش که بشر را در چنگال طمع و ظلم خود فرو برده اند. نجات می دهند و به آنها حیات می بخشند. آیا سزاوار است که در ذهنها ایشان را همراه با شمشیری برهنه تصویر کنیم؟ چرا به ایشان تهمت می زنیم و خود مشمول لعنتی می کنیم که در زیارت عاشورا می خوانیم: اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمدو آل محمد و آخر تابع له علی ذالک. چون در اینصورت از آخرین کسانی هستیم که در حق محمد و آل محمد ظلم کرده ایم.
مشکل از ماست که تشنه هستیم اما برای رفع تشنگی از غیر از منبع آن جستجو می کنیم و یا اینکه اصلا تشنه نیستیم چون اگر تشنه بودیم به دنبال آب می گشتیم. به طوریکه آنحضرت فرموده اند: “شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند ( تشنه نیستند) اگر ما را می خواستند دعا می کردند فرج می رسید”. و در جایی دیگر فرموده اند: “اگر به اندازه ای که برای پیدا کردن مرغی گمشده خود جستجو می کنید به دنبال من می گشتید مرا می یافتید.” ای کاش همانند زمانیکه مردم یکدست شده بودند ودعا می کردند و اشک می ریختند که تیم فوتبال به جام جهانی برود برای فرج آقا هم دعا می کردند قطعا فرج نزدیکتر بود ای کاش ای کاش…
این اعمال و رفتار ماست که یوسف زمان را درون چاه غفلت و فراموشی انداخته ایم و می گوییم گرگهای روزگار و قدرتهای جهان او را خورده اند و امیدی به دستیابی به او نیست به کار و کسب خویش مشغول باشید و به امثال یعقوب می گوییم که اینقدر از امام زمان (عج) نام برید که چنین و چنان است. مگر به یعقوب نمی گفتند: چقدر از یوسف یاد می کنی نزدیک است خود را بیمار کنی و به هلاکت افکنی؟ او نیز می فرمود: من شکوه و غم خویش را فقط به خدا می گویم و چیزهایی از جانب خدا می دانم که شما نیز نمی دانید. سپس به فرزندان خود فرمود:” یابنی اذهبوا فتحسسوا من یوسف و اخیه و لاتایأسوا من روح الله، انه لایئاس من روح الله الا القوم الکافرون (یوسف/87) یعنی فرزندانم بروید از یوسف وبرادرش جستجو کنید و از رحمت پروردگار مایوس نباشید که جز قوم کافر از رحمت الهی ناامید و مایوس نمیشود.”
ما شیعیان نیز فرزندان صالحی برای پیامبر اکرم (ص) و برادری شایسته برای امام عصر(عج) نبوده ایم و باعث فراق و غیبت او شده ایم که خودش فرمودند:” تنها علتی که باعث محرومیت شما از دیدار ما می شود اعمال بدی است که از شما به ما گزارش می شود. که از شما چنین انتظاری نداریم” یوسف گمشده آل محمد(ص) حداقل از ما شیعیان انتظار نداشت که کاری کنیم که باعث غیبتش گردد. همانطوریکه حضرت یوسف(ع) انتظار نداشت برادرانش او را در چاه بیندازند.
دوستان بیایید همانند برادران یوسف توبه نماییم و او را جستجو کنیم و کاری کنیم که خداوند فرجش را برساند و خطاب به آنحضرت بگوییم: ” تالله لقد آثرک الله علینا و ان کنا لخاطئین(یوسف/91) مطمئن باشید که ایشان کریم هستند ما را خواهند بخشید و خود را به ما خواند شناساند.” قال لاتثریب علیکم الیوم یقفرالله لکم و هو ارحم الراحمین(یوسف /92). و دست بردعا برداریم و باهم دیگر بگوییم:
الهی عظم البلاء وانکشف الغطا وانقطع الرجاء و ضاقت الارض و منعت السماء و انت المستعان و الیک المشتکی و علیک المعول فی الشده و الرخا…
این مطالب را که نوشتم از درونم ندایی آمد که می گفت پس چرا این مطالبت فقط با هایلایت کردن قابل خواندن است. دیدم نفس اماره است. خطابش کردم از اعمال و وسوسه های تو و شیطان است که هنوز نتوانسته ام خود را تزکیه نمایم و حضورش را درک نمایم و از اینکه خود می گویم و عمل نمی کنم شرمسارم.





آخه توبه هم توبه های قدیم ، یه هفته که می گذره ، همه چیز یادمون می ره ، به خودمون می گیم ، خدایا حالا اینبارم ندید بگیر ، ببخش دیگه !!
اللهم عجل لولیک الفرج.
این شعر مرحوم آقاسی را به یاد بیاورید که بسیاری از ما آن را با خود زمزمه میکنیم:
خبری آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید، شاید
پرده از چهره گشاید، شاید
http://www.aghasi.ir