<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کوی یار &#187; یادداشتها</title>
	<atom:link href="http://www.kuyeyar.ir/category/note-book/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.kuyeyar.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 22 Jul 2010 06:37:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1-alpha</generator>
		<item>
		<title>جایگاه خود را در کربلا ببینید!</title>
		<link>http://www.kuyeyar.ir/mabahes/%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/#utm_source=rss&amp;utm_medium=rss&amp;utm_campaign=%25d8%25ac%25d8%25a7%25db%258c%25da%25af%25d8%25a7%25d9%2587-%25d8%25ae%25d9%2588%25d8%25af-%25d8%25b1%25d8%25a7-%25d8%25af%25d8%25b1-%25da%25a9%25d8%25b1%25d8%25a8%25d9%2584%25d8%25a7-%25d8%25a8%25d8%25a8%25db%258c%25d9%2586%25db%258c%25d8%25af</link>
		<comments>http://www.kuyeyar.ir/mabahes/%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 06:51:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مباحث]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[امام حسین علیه السلام]]></category>
		<category><![CDATA[امام خمینی(ره)]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بصیرت]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[درس]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[شبهه]]></category>
		<category><![CDATA[شم سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[عاشورا]]></category>
		<category><![CDATA[عبرت]]></category>
		<category><![CDATA[فتنه]]></category>
		<category><![CDATA[نظام اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[کربلا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kuyeyar.ir/?p=880</guid>
		<description><![CDATA[<p><a href="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/uploads/2009/12/khwy_yr_43321881721262199662111492161713311077.jpg"><img class="size-medium wp-image-882 alignright" title="ثارالله" src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/uploads/2009/12/khwy_yr_43321881721262199662111492161713311077-300x225.jpg" alt="ثارالله" width="150" height="121" /></a><a href="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/uploads/2009/12/khwy_yr_hossein1.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-883" title="کل یوم عاشورا" src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/uploads/2009/12/khwy_yr_hossein1-300x270.jpg" alt="کل یوم عاشورا" width="150" height="121" /></a></p>
<p style="TEXT-ALIGN: justify"><span style="color: #008000;">فرارسیدن ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایش را به تمام شیعیان به ویژه حضرت ولی عصر عجل الله فرجه و نائب برحقش تسلیت عرض می کنم.</span></p>
<p> </p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">*****</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">بســــوز ای دل که وقت ماتم آمـد                محــــرم ماه انــــدوه و غـم آمـــــد</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">بنال ای دل که خون از دیده باریـد                بــه باغستــان دلهـــــا لاله کاریـد</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">محــــرم ســـوز دل را ساز کـــرده                کتاب روضــه خــــوانی باز کــــرده</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">محــرم قصه گوی شهر درد است                سخن پرداز سوز و آه سرد است</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">محـــــــرم صـــــد هــزاران راز دارد                کــلاس درس انســان ســـاز دارد</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">&#8212;&#8212;</p>
<p style="text-align: justify;">باز محرم شد و سوز وشور عاشقی در دلها به هیجان آمد، دلها را دوباره غم فرا گرفت و اشکها برگونه ها باز جاری شد. باز هیات و دسته ها به راه افتاد تا به این کوچه و بازارهایی که این روزها مشکی پوش شده اند و غبار غم گرفته اند، رنگ و بوی عشق ببخشند. عشقی که هزار و اندی سال است در این سینه های کبود شده سرد نشده بلکه تازه تر و داغتر شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">هرچه از زمان حال به مرور به گذشته برمی گردیم دلها را خواسته یا ناخواسته از عشق شعله ور دیدیم اما معرفت و شناخت صاحب این دلها به غیر از معدود افرادی، در کمتر کسی پیدا می کنیم تا اینکه به زمان خود سیدالشهدا علیه السلام می رسیم که اگر غیر از این بود، حضرت با اینکه هزاران نفر او را همراهی می کردند در روز عاشورا فقط با 72 تن دلسوخته و عاشق واقعی تنها نمی ماند، اگر غیر از این بود در بعد از ظهر عاشورا با وجود لشکریان هزاران نفری، تنها و غریبانه بر نیزه غریبی تکیه نمی کرد و ناله هل من ناصر ینصرنی سر نمی داد. این نشان دهنده این مطلب است که معرفت و شناخت آنها نسبت به حضرت اباعبدالله علیه السلام کم بوده است. اما امروزه به یمن و برکت جمهوری اسلامی و پیشرفت علم و روشن شدن مسائل، آگاهی مردم  نسبت به گذشته بیشتر  شده است (اگرچه هنوز جای کار دارد و متاسفانه هنوز معرفت کاملی صورت نگرفته است. ) به طوریکه اگر از ما بپرسند اگر در زمان حضرت امام حسین علیه السلام زندگی می کردی، آیا او را یاری می کردی؟ در جواب می گفتیم بله، تا پای جان از امام زمان خود دفاع  و با دشمنانش مقابله می کردیم. اما غافل ازاینکه شناخت و معرفتی که اکنون نسبت به وقایع گذشته برایمان حاصل شده است را با حضورمان در گذشته، یکی کرده ایم و چنین جوابی می دهیم. اما اگر در آن زمان بودیم، آیا باز چنین شناختی که اکنون داریم، آنزمان نیز داشتیم؟ جواب مبهم است چون هیچکس نمی تواند به یقین بگوید در آنزمان چگونه عمل می کرده است. به نظر شما آیا از خود سوال کردید حالا که شور و عشق سیدالشهدا علیه السلام را در سینه می پرورانید اگر در زمان آنحضرت بودید چگونه عمل می کردید؟ در کدام دسته و گروه و یا در کدام لشکر قرار می گرفتید؟</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-880"></span></p>
<p style="text-align: justify;">جواب ساده است!! شما می توانید به چنین مقصودی دست بابید فقط باید به گذشته برگردیم و افراد و دسته ها و گروههای مختلفی که عکس العملهای متفاوتی نسبت به مسئله عاشورا و وقایع آن داشته اند یه مروری انجام دهیم. که به طور خلاصه و طبق آنچه در ذهن من می گنجد این افراد رو دسته بندی می کنم.</p>
<p style="text-align: justify;"> <span style="color: #800000;">عده ای بودند که هنگام خروج حضرت وقتی حج خود را نیمه تمام گذاشتند به مخالفت پرداختند.عده ای به عنوان سفیر حضرت به کوفه رفتند. عده ای دور این سفیر جمع شدند و اعلام کردند تا پای جانشان آماده استقبال حضرت هستند اما همان عده در لحظه خطر ایشان را تنها گذاشتند به طوریکه عده ای از اینها به لشکر مخالف قرار گرفتند و به روی حضرت شمشیر کشیدند و عده معدودی مثل هانی، تا پای جانشان از سفیر حضرت دفاع کردند. عده ای در کاروان حضرت بعد از شنیدن شهادت مسلم بن عقیل از کاروان حضرت کنار کشیدند و برگشتند. عده ای با اینکه مسلمان نبودند به کاروان حضرت ملحق شدند و برای ایشان جانفشانی کردند. عده ای از کوفه جدا شدند و خود را به لشکر اندک حضرت ملحق شدند. عده ای جلو لشکر حضرت را گرفتند و در دل اهل بیت رعب و وحشت انداختند. عده ای در روز عاشورا پشیمان شده اند و توبه کرده اند و به حضرت ملحق شدند. عده ای هنگام خطبه خواندن حضرت سرو صدا ایجاد می کردند تا صدای حضرت به لشکریان نرسد. عده ای با اینکه می دانستند حضرت برحق است اما به خاطر پست و مقام و مطامع دنیایی حاضر نشدند از حق دفاع کنند. عده ای از اهل بیت حضرت در جبهه ها سبقت گرفتند، عده ای هنگامی که حضرت می خواستند طفل شیرخواره خود به لشکریان بدهند تا سیرابش کنند دو دل شدند و عده ای هم طفل شیرخواره را با تیر سه شعبه سیراب کردند. عده ای هنگام اقامه نماز، بدن خود را سپر بلای نمازگزاران کردند، عده ای هم با اینکه سیاه چهره و غلام حضرت بودند، در لحظه آخر سرخود را در دامن ارباب خود دیدند. عده ای در اثر فتنه ها و وارونه نماییهای دشمن، حق برایشان مشتبه شد و در لشکر دشمن قرار گرفتند. عده ای در سیاهی لشکر دشمن بودند و دل اهل بیت رعب انداختند اما به روی لشکر حق، شمشیر نکشیدند. عده ای با جانشفانی هرچه تمامتر دستان خود را از دست داده اند، عده ای طفل کوچکی بودند و برای دفاع از حق به میدان آمده بودند، عده ای هم با اینکه زن بودند از حق دفاع میکردند، و وقتی سر بریده فرزندشان را در مقابل خود می دیدند آن سر را به میدان برمی گرداندند. عده ای با اینکه بروی حضرت شمشیر می کشیدند اما حضرت به آنها مقابله نمی کرد فقط به این خاطر بود که در آینده از صلب آن فرد، انسانی نیکوکاری به دنیا خواهد آمد، عده ای بعد از شهادت حضرت، به خیمه ها حمله ور شدند، عده ای خیمه ها رو به آتش کشیدند، عده ای از گوش طفل و ناموس حضرت گوشواره می کشیدند، عده ای نیز با گریه، گوشها را می دریدند و میگفتند اگه ما برنداریم دیگران می ربایند. عده ای برای طفلهای دامن سوخته دلسوزی می کردند، عده ای با نعل تازه اسبان خود، برپیکر عریان و بی جان حضرت تاختند. عده ای با اینکه کاروان حضرت را هدایت می کردند انگشت و انگشتر جدا می کردند. عده ای بعد از واقعه عاشورا پیشمان شده اند و در گروه توابین قرار گرفته اند. عده ای هم وقتی به صحنه وارد شدند و با سرهای از تن جدا مواجه شدند با لشکر دشمن مقابله کردند، عده ای هم با اینکه مسلمان نبودند به استقبال سر از تن جدای حقیقت شتافتند، عده ای در کوفه با اینکه اسرا را می شناختند ولی باز جسارت می کردند. عده ای هم که با نیرنگ و فریب و فتنه سازی در شام حق را نمی شناختند به سوی کاروان و اسرای حقیقت سنگ پرانی می کردند و عده ای&#8230;&#8230;.</span></p>
<p style="text-align: justify;">اگر خوب این افراد را برانداز  کنیم از طفل کوچک شش ماهه تا پیرمرد هفتاد هشتاد ساله، از زن و مرد و کوچیک و بزرگ و همه نوع افکار و عقاید روبرو می شویم  که در زمانها و مکانها و وقایع آن زمان عکس العملهای متفاوتی داشته اند و با توجه به اینکه زمان حال افراد ملاک سنجش است و اینکه اگر در آن زمان بودیم عکس العمل ما چه بود و چگونه با این واقعه و حادثه کنار می آمدیم، رسیدن به این آگاهی دور از دسترس نیست. چون شجره طیبه اسلامی که توسط آخرین پیامبر الهی، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بنیان نهاده شد و توسط خونهای شهدای کربلا آبیاری و بیمه شد و دست به دست چرخید تا توسط فرزندی از فرزندان آن حضرت، یعنی روح الله کبیر، بر فراز یک کشوری مستقل پرچم آن برافراشته شد و جمهوریتی اسلامی به وجود آورد که حاصل خونها و رشادتهای هزاران ساله عاشقان آن حضرت هست. امروز نیر عده ای همچون هزار و اندی سال پیش، به فتنه انگیزی مشغولند، به وارونه نمایی حقیقت می پردازند. امروز نیز  نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه و نائب برحقش و کشوری اسلامی، عکس العملهای متفاوتی صورت می گیرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;">امروز نیز عده ای می خواهند سر اسلامیت را از تن این جمهوریت جدا کنند. امروز نیز عده ای با فتنه انگیزی و ایجاد شبهات در دل مردم، جوانان و دانشگاهیان ما، می خواهند حقیقت را برعکس جلوه دهند، امروز نیز عده ای به خاطر پست و مقام و مطامع دنیایی به مقابله با این نظام اسلامی آمده اند. امروز نیز عده ای با اینکه نان خور این نظام بوده اند، نمکدان می شکنند، امروز نیز عده ای &#8230;&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;">بله اگر می خواهید بدانید در زمان حضرت سیدالشهدا علیه السلام در کدام گروه قرار می گرفتید، در زمان حال خود بنگرید که نسبت به نظامی که از خون شهدای احد و کربلا تاکنون آبیاری شده و به دست ما رسیده است چگونه عمل می کنیم. به اعمال خود بنگریم و با نظام  و انقلاب برحق اسلامی بسنجیم. مگر ممکن است خداوند خون شهدای کربلا را پایمال کند و چنین نظامی را در راستای حقیقت و نائب امام زمانی قرار ندهد.</p>
<p style="text-align: justify;">وظیفه ما در امروز نیز همچون گذشته بسیار سخت است، اگر در گذشته دشمن خود را بالاخره ظاهر می کرد، اما در زمان حال دشمن در آستین خود می بینیم بدون آنکه به فکرمان خطور کند. و اینجا برای ما لازم است که به بصیرت و شم سیاسی دست یابیم تا حقیقت برایمان مشتبه نشود تا بهتر بتوانیم در مواضع و سنگرها جبهه گیری کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">راستی صدای ناله هل من ناصر ینصرنی امام زمان خود را نیز می شنوید، آیا به این ندا لبیک گفته اید یا اینکه &#8230;.</p>
<p style="text-align: justify;">و واقعا باید این جمله را با طلا نوشت:</p>
<h3 style="text-align: center;"><span style="color: #993300;">کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا</span></h3>
قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام(2)قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام (1)محرم آمد و ماهم عزا شد&#8230;به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!پیامبر رحمت و تهمتهای ناروا!!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/uploads/2009/12/khwy_yr_43321881721262199662111492161713311077.jpg"><img class="size-medium wp-image-882 alignright" title="ثارالله" src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/uploads/2009/12/khwy_yr_43321881721262199662111492161713311077-300x225.jpg" alt="ثارالله" width="150" height="121" /></a><a href="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/uploads/2009/12/khwy_yr_hossein1.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-883" title="کل یوم عاشورا" src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/uploads/2009/12/khwy_yr_hossein1-300x270.jpg" alt="کل یوم عاشورا" width="150" height="121" /></a></p>
<p style="TEXT-ALIGN: justify"><span style="color: #008000;">فرارسیدن ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایش را به تمام شیعیان به ویژه حضرت ولی عصر عجل الله فرجه و نائب برحقش تسلیت عرض می کنم.</span></p>
<p> </p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">*****</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">بســــوز ای دل که وقت ماتم آمـد                محــــرم ماه انــــدوه و غـم آمـــــد</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">بنال ای دل که خون از دیده باریـد                بــه باغستــان دلهـــــا لاله کاریـد</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">محــــرم ســـوز دل را ساز کـــرده                کتاب روضــه خــــوانی باز کــــرده</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">محــرم قصه گوی شهر درد است                سخن پرداز سوز و آه سرد است</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">محـــــــرم صـــــد هــزاران راز دارد                کــلاس درس انســان ســـاز دارد</p>
<p style="TEXT-ALIGN: center">&#8212;&#8212;</p>
<p style="text-align: justify;">باز محرم شد و سوز وشور عاشقی در دلها به هیجان آمد، دلها را دوباره غم فرا گرفت و اشکها برگونه ها باز جاری شد. باز هیات و دسته ها به راه افتاد تا به این کوچه و بازارهایی که این روزها مشکی پوش شده اند و غبار غم گرفته اند، رنگ و بوی عشق ببخشند. عشقی که هزار و اندی سال است در این سینه های کبود شده سرد نشده بلکه تازه تر و داغتر شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">هرچه از زمان حال به مرور به گذشته برمی گردیم دلها را خواسته یا ناخواسته از عشق شعله ور دیدیم اما معرفت و شناخت صاحب این دلها به غیر از معدود افرادی، در کمتر کسی پیدا می کنیم تا اینکه به زمان خود سیدالشهدا علیه السلام می رسیم که اگر غیر از این بود، حضرت با اینکه هزاران نفر او را همراهی می کردند در روز عاشورا فقط با 72 تن دلسوخته و عاشق واقعی تنها نمی ماند، اگر غیر از این بود در بعد از ظهر عاشورا با وجود لشکریان هزاران نفری، تنها و غریبانه بر نیزه غریبی تکیه نمی کرد و ناله هل من ناصر ینصرنی سر نمی داد. این نشان دهنده این مطلب است که معرفت و شناخت آنها نسبت به حضرت اباعبدالله علیه السلام کم بوده است. اما امروزه به یمن و برکت جمهوری اسلامی و پیشرفت علم و روشن شدن مسائل، آگاهی مردم  نسبت به گذشته بیشتر  شده است (اگرچه هنوز جای کار دارد و متاسفانه هنوز معرفت کاملی صورت نگرفته است. ) به طوریکه اگر از ما بپرسند اگر در زمان حضرت امام حسین علیه السلام زندگی می کردی، آیا او را یاری می کردی؟ در جواب می گفتیم بله، تا پای جان از امام زمان خود دفاع  و با دشمنانش مقابله می کردیم. اما غافل ازاینکه شناخت و معرفتی که اکنون نسبت به وقایع گذشته برایمان حاصل شده است را با حضورمان در گذشته، یکی کرده ایم و چنین جوابی می دهیم. اما اگر در آن زمان بودیم، آیا باز چنین شناختی که اکنون داریم، آنزمان نیز داشتیم؟ جواب مبهم است چون هیچکس نمی تواند به یقین بگوید در آنزمان چگونه عمل می کرده است. به نظر شما آیا از خود سوال کردید حالا که شور و عشق سیدالشهدا علیه السلام را در سینه می پرورانید اگر در زمان آنحضرت بودید چگونه عمل می کردید؟ در کدام دسته و گروه و یا در کدام لشکر قرار می گرفتید؟</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-880"></span></p>
<p style="text-align: justify;">جواب ساده است!! شما می توانید به چنین مقصودی دست بابید فقط باید به گذشته برگردیم و افراد و دسته ها و گروههای مختلفی که عکس العملهای متفاوتی نسبت به مسئله عاشورا و وقایع آن داشته اند یه مروری انجام دهیم. که به طور خلاصه و طبق آنچه در ذهن من می گنجد این افراد رو دسته بندی می کنم.</p>
<p style="text-align: justify;"> <span style="color: #800000;">عده ای بودند که هنگام خروج حضرت وقتی حج خود را نیمه تمام گذاشتند به مخالفت پرداختند.عده ای به عنوان سفیر حضرت به کوفه رفتند. عده ای دور این سفیر جمع شدند و اعلام کردند تا پای جانشان آماده استقبال حضرت هستند اما همان عده در لحظه خطر ایشان را تنها گذاشتند به طوریکه عده ای از اینها به لشکر مخالف قرار گرفتند و به روی حضرت شمشیر کشیدند و عده معدودی مثل هانی، تا پای جانشان از سفیر حضرت دفاع کردند. عده ای در کاروان حضرت بعد از شنیدن شهادت مسلم بن عقیل از کاروان حضرت کنار کشیدند و برگشتند. عده ای با اینکه مسلمان نبودند به کاروان حضرت ملحق شدند و برای ایشان جانفشانی کردند. عده ای از کوفه جدا شدند و خود را به لشکر اندک حضرت ملحق شدند. عده ای جلو لشکر حضرت را گرفتند و در دل اهل بیت رعب و وحشت انداختند. عده ای در روز عاشورا پشیمان شده اند و توبه کرده اند و به حضرت ملحق شدند. عده ای هنگام خطبه خواندن حضرت سرو صدا ایجاد می کردند تا صدای حضرت به لشکریان نرسد. عده ای با اینکه می دانستند حضرت برحق است اما به خاطر پست و مقام و مطامع دنیایی حاضر نشدند از حق دفاع کنند. عده ای از اهل بیت حضرت در جبهه ها سبقت گرفتند، عده ای هنگامی که حضرت می خواستند طفل شیرخواره خود به لشکریان بدهند تا سیرابش کنند دو دل شدند و عده ای هم طفل شیرخواره را با تیر سه شعبه سیراب کردند. عده ای هنگام اقامه نماز، بدن خود را سپر بلای نمازگزاران کردند، عده ای هم با اینکه سیاه چهره و غلام حضرت بودند، در لحظه آخر سرخود را در دامن ارباب خود دیدند. عده ای در اثر فتنه ها و وارونه نماییهای دشمن، حق برایشان مشتبه شد و در لشکر دشمن قرار گرفتند. عده ای در سیاهی لشکر دشمن بودند و دل اهل بیت رعب انداختند اما به روی لشکر حق، شمشیر نکشیدند. عده ای با جانشفانی هرچه تمامتر دستان خود را از دست داده اند، عده ای طفل کوچکی بودند و برای دفاع از حق به میدان آمده بودند، عده ای هم با اینکه زن بودند از حق دفاع میکردند، و وقتی سر بریده فرزندشان را در مقابل خود می دیدند آن سر را به میدان برمی گرداندند. عده ای با اینکه بروی حضرت شمشیر می کشیدند اما حضرت به آنها مقابله نمی کرد فقط به این خاطر بود که در آینده از صلب آن فرد، انسانی نیکوکاری به دنیا خواهد آمد، عده ای بعد از شهادت حضرت، به خیمه ها حمله ور شدند، عده ای خیمه ها رو به آتش کشیدند، عده ای از گوش طفل و ناموس حضرت گوشواره می کشیدند، عده ای نیز با گریه، گوشها را می دریدند و میگفتند اگه ما برنداریم دیگران می ربایند. عده ای برای طفلهای دامن سوخته دلسوزی می کردند، عده ای با نعل تازه اسبان خود، برپیکر عریان و بی جان حضرت تاختند. عده ای با اینکه کاروان حضرت را هدایت می کردند انگشت و انگشتر جدا می کردند. عده ای بعد از واقعه عاشورا پیشمان شده اند و در گروه توابین قرار گرفته اند. عده ای هم وقتی به صحنه وارد شدند و با سرهای از تن جدا مواجه شدند با لشکر دشمن مقابله کردند، عده ای هم با اینکه مسلمان نبودند به استقبال سر از تن جدای حقیقت شتافتند، عده ای در کوفه با اینکه اسرا را می شناختند ولی باز جسارت می کردند. عده ای هم که با نیرنگ و فریب و فتنه سازی در شام حق را نمی شناختند به سوی کاروان و اسرای حقیقت سنگ پرانی می کردند و عده ای&#8230;&#8230;.</span></p>
<p style="text-align: justify;">اگر خوب این افراد را برانداز  کنیم از طفل کوچک شش ماهه تا پیرمرد هفتاد هشتاد ساله، از زن و مرد و کوچیک و بزرگ و همه نوع افکار و عقاید روبرو می شویم  که در زمانها و مکانها و وقایع آن زمان عکس العملهای متفاوتی داشته اند و با توجه به اینکه زمان حال افراد ملاک سنجش است و اینکه اگر در آن زمان بودیم عکس العمل ما چه بود و چگونه با این واقعه و حادثه کنار می آمدیم، رسیدن به این آگاهی دور از دسترس نیست. چون شجره طیبه اسلامی که توسط آخرین پیامبر الهی، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بنیان نهاده شد و توسط خونهای شهدای کربلا آبیاری و بیمه شد و دست به دست چرخید تا توسط فرزندی از فرزندان آن حضرت، یعنی روح الله کبیر، بر فراز یک کشوری مستقل پرچم آن برافراشته شد و جمهوریتی اسلامی به وجود آورد که حاصل خونها و رشادتهای هزاران ساله عاشقان آن حضرت هست. امروز نیر عده ای همچون هزار و اندی سال پیش، به فتنه انگیزی مشغولند، به وارونه نمایی حقیقت می پردازند. امروز نیز  نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه و نائب برحقش و کشوری اسلامی، عکس العملهای متفاوتی صورت می گیرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;">امروز نیز عده ای می خواهند سر اسلامیت را از تن این جمهوریت جدا کنند. امروز نیز عده ای با فتنه انگیزی و ایجاد شبهات در دل مردم، جوانان و دانشگاهیان ما، می خواهند حقیقت را برعکس جلوه دهند، امروز نیز عده ای به خاطر پست و مقام و مطامع دنیایی به مقابله با این نظام اسلامی آمده اند. امروز نیز عده ای با اینکه نان خور این نظام بوده اند، نمکدان می شکنند، امروز نیز عده ای &#8230;&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;">بله اگر می خواهید بدانید در زمان حضرت سیدالشهدا علیه السلام در کدام گروه قرار می گرفتید، در زمان حال خود بنگرید که نسبت به نظامی که از خون شهدای احد و کربلا تاکنون آبیاری شده و به دست ما رسیده است چگونه عمل می کنیم. به اعمال خود بنگریم و با نظام  و انقلاب برحق اسلامی بسنجیم. مگر ممکن است خداوند خون شهدای کربلا را پایمال کند و چنین نظامی را در راستای حقیقت و نائب امام زمانی قرار ندهد.</p>
<p style="text-align: justify;">وظیفه ما در امروز نیز همچون گذشته بسیار سخت است، اگر در گذشته دشمن خود را بالاخره ظاهر می کرد، اما در زمان حال دشمن در آستین خود می بینیم بدون آنکه به فکرمان خطور کند. و اینجا برای ما لازم است که به بصیرت و شم سیاسی دست یابیم تا حقیقت برایمان مشتبه نشود تا بهتر بتوانیم در مواضع و سنگرها جبهه گیری کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">راستی صدای ناله هل من ناصر ینصرنی امام زمان خود را نیز می شنوید، آیا به این ندا لبیک گفته اید یا اینکه &#8230;.</p>
<p style="text-align: justify;">و واقعا باید این جمله را با طلا نوشت:</p>
<h3 style="text-align: center;"><span style="color: #993300;">کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا</span></h3>
<div style="float:left;margin:0px 0px 0px 0px;"></div><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p><ul class="related_post"><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-2/" title="قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام(2)">قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام(2)</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/" title="قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام (1)">قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام (1)</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/etrat/%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%a2%d9%85%d8%af-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%b9%d8%b2%d8%a7-%d8%b4%d8%af/" title="محرم آمد و ماهم عزا شد&#8230;">محرم آمد و ماهم عزا شد&#8230;</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%a7-%d9%87%d8%b3%d8%aa/" title="به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!">به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%da%a9%d9%86_%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%d9%87_%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%87/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%ad%d9%85%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d9%87%d9%85%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%a7/" title="پیامبر رحمت و تهمتهای ناروا!!">پیامبر رحمت و تهمتهای ناروا!!</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kuyeyar.ir/mabahes/%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مَهرهای بی مِهر!</title>
		<link>http://www.kuyeyar.ir/mabahes/%d9%85%d9%8e%d9%87%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%db%8c-%d9%85%d9%90%d9%87%d8%b1/#utm_source=rss&amp;utm_medium=rss&amp;utm_campaign=%25d9%2585%25d9%258e%25d9%2587%25d8%25b1%25d9%2587%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25a8%25db%258c-%25d9%2585%25d9%2590%25d9%2587%25d8%25b1</link>
		<comments>http://www.kuyeyar.ir/mabahes/%d9%85%d9%8e%d9%87%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%db%8c-%d9%85%d9%90%d9%87%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 09:51:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مباحث]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[بی برکت]]></category>
		<category><![CDATA[جوان]]></category>
		<category><![CDATA[حدیث]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[دل]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[مهریه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kuyeyar.com/?p=778</guid>
		<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.kuyeyar.com/wp-content/uploads/2009/11/khwy_yr_untitled.bmp"><img class="size-full wp-image-783  alignleft" title="ازدواج" src="http://www.kuyeyar.com/wp-content/uploads/2009/11/khwy_yr_untitled.bmp" alt="ازدواج" width="150" height="150" /></a><a href="http://www.kuyeyar.com/wp-content/uploads/2009/11/khwy_yr_ali_fatemeh.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-782 alignright" title="سالروز پیوند دو نور" src="http://www.kuyeyar.com/wp-content/uploads/2009/11/khwy_yr_ali_fatemeh-150x150.jpg" alt="سالروز پیوند دو نور" width="150" height="150" /></a><span style="color: #008000;">اول ذیحجه الحرام، سالروز پیوند دوگل، دو نور آسمانی، حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر تمام شیفتگان و عاشقان تبریک و تهنیت عرض می کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">باز اول ذیحجه، ماه عشق و عاشقی، ماه بندگی فرارسید.ماهی که با پیوند آسمانی دو نور آغاز گردیده و باز هم بهانه ای شد تا مطالبی هرچندناچیز در مورد ازدواج بنویسم. با توجه به اینکه  مطلب قبلیم در مورد ازدواج (یعنی <a href="http://www.kuyeyar.com/etrat/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%88-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87/" target="_blank">اینجا</a>) مورد استقبال دوستان واقع شد یک انگیزه دیگری برایم ایجاد شد تا بتوانم اینبار نیز در خدمت شما باشم. امیدوارم که دوباره مورد توجه دوستان قرار بگیرد.</p>
<p style="text-align: justify;">متاسفانه در جامعه ما روز به روز به دلایل و بهانه های مختلفی که خود ما خانواده ها در آن دخالت داریم سن ازدواج بالاتر می رود. یکی از دلایلش را که همان عدم شغل و درآمد کافی بود، در پست قبلی عرض شد و در این پست نیز به مسئله دیگری از این معضل که همان مهریه هست، می پردازم.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند مهریه را برای زن، قرار داد تا برای وی ارزشی قائل شود و باعث مهر و عطوفت وی و همسرش گردد. مهریه مالیست که از طرف مرد به زن تملیک می شود (مانند پول، ملک و &#8230;) یا به نفع زن بر ذمه گرفته می شود. مانند این روایت که از امام باقر علیه السلام نقل شده است: زنی حضور پیامبر رسید عرض کرد: مرا شوهر دهید . پیامبر فرمود: کیست با این زن ازدواج کند؟ شخصی بلند شده و آمادگی خود را اعلام کرد پیامبرپرسید: برای مهریه چه داری؟ عرض کرد چیزی ندارم . فرمود: آیا چیزی از قرآن بلدی؟ گفت: بلی . فرمود: مقداری از قرآن را به عنوان مهریه یادش بده (تهذیب الاحکام، ج 7، ص 410). دادن مهریه برای مرد واجب شده است هرچند ناچیز باشد.اما متاسفانه این مهریه وسیله ای جهت چشم و هم چشمی و یا هردلیل دیگه  در دست خانواده عروس قرار گرفته و این مسئله باعث شده تا سن ازدواج بالا رود و غم و غصه جوانهای پاک مملکتمان را فرا بگیره!</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-778"></span>چرا ما با این فرهنگی که برای خود درست کرده ایم زمینه گناه و افسردگی را در جامعه خود رواج می دهیم؟ متاسفانه بعضی از خانواده ها،دخترها رو به عنوان برده می پندارند که در مقابلش از طرف خانواده داماد مهریه های سنگین پیشنهاد می کنند و وقتی از آنها می پرسیم چرا اینقدر بالا؟!! در جواب می گویند : مهریه رو کی داده و کی گرفته؟!! اما این مسئله رو فراموش کرده اند که این مسئله زمانی رخ می دهد که طرفین زندگی خوب و با عشق و محبتی باهم داشته باشند که در این صورت طرفین تا آخر عمر در کنار یکدیگر زندگی خواهند کرد اما وقتی محبت و عشقی وجود نداشته باشه منجر به اختلاف و طلاق می شود که در هر دو صورت یا دختر هوس مبلغ بالای مهریه اش می کند ویا اگر طلاق گرفتند پسر باید مهریه ها رو تقدیم کند!! این محبت و عشق هم با مهریه بالا هرگز حاصل نمی شود چون مهریه کم باعث برکت زن است به طوری که امام صادق علیه السلام فرموده اند:«ان من برکة المراة قلة مهرها و من شؤمها کثرة مهرها &#8211; از برکت زن کمی مهریه اوست، و زیاد بودن مهریه، نشانه شوم بودن زن است (روضة المتقین، ج 8، ص 98) و طبق فرموده این امام همام، وقتی زن شوم بود دیگر محبت و عشق و صفا و صمیمیتی بین این دو همسر وجود نخواهد داشت و نهایتا طلاق و به اجرا گذاشتن مهریه!</p>
<p style="text-align: justify;"> به خانواده های با این تفکر توصیه می کنم بروند سرانجام خانواده هایی که با مهر بالا شروع کرده اند رو مشاهده کنند. هرچند که از لحاظ مادیات مرفه باشند اما هیچ عشق و محبتی رو نخواهند داشت و بدانند که آخر این مسیر ناکجاآباد خواهد بود!! دنبال کردن این راه، به بن بست  برخورد خواهیم کرد.چگونه ممکن است وقتی شما به من بگویید این کوچه بن بست است من بگویم نه من با شما فرق می کنم و این کوچه برای من بن بست نخواهد بود.مشکل اینجاست که ما خودمان را تافته جدابافته از دیگران می دانیم؟ معصوم هرگز کلام بیهوده و ا ز روی هوا و هوس نمی زنند.دستورات قرآن و عترت در کنار هم سعادت بشر را به دنبال خواهند داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">به نظر من، خانواده هایی که مهریه را بالا می گیرند به نوعی یه پشتوانه ای برای دختر خود ایجاد می کنند که داماد فکر طلاق به سرش نزنه اما غافل از اینکه وقتی زنی برکت نداشته باشه، مرد به هرطریقی از وی جدا خواهد شد حتی به قیمت تحمل کردن زندان! به نظر من این دختر هیچ ارزشی، به دور از احساسات پسر، برای پسر ندارد که اینگونه و با این پشتوانه می خواهند مرد را از طلاق منصرف کنند. اگر دختری واقعا ارزشمندو نجیب باشد هیچ پسری اونو به قیمت جانش هم شده از دست نخواهد داد. پس نیازی به تعیین مهریه های سنگین از طرف خانواده دختر نخواهد بود. و به نوعی طبق حدیث فوق، ارزش و برکت زن در مهریه اوست!</p>
<p style="text-align: justify;">در پایان خطابم به پدران و مادران گرامیست! که می دانم همه آنها سعادت و خوشبختی فرزندان خود را آرزو دارند اما غافل از اینکه تعیین اینگونه مهریه ها، هیچگونه سعادتی را برای آنها به همراه نخواهد داشت.پدر و مادر گرامی! دنیای مجازی(اینترنت) وسیله مناسبی جهت آسایش و آرامش و حتی محلی جهت بروزو  تسکین دردها و غمهای نهانیست که دختران و پسران پاک ما را فرا گرفته است. شاهد عرضم وبلاگها و سایتهاییست که قریب به اکثر نویسندگان آن جوانان 17 تا 35 سال است که با عکسها و نوشته هاو شعرهای عاشقی و  غم و اندوه و تنهایی آمیخته شده! و این نشان از این دارد که آنها در وجود خود گم شده ای را احساس می کنند که باید الان در کنار خود می دیدند اما دریغ از غم جدایی ;-(   !!! و این زنگ خطری برای شما خواهد بود تا این مسیر به بیراهه کشیده نشود به فکر چاره ای باشید و همانند خود که با صمیمیت زندگی رو شروع کرده اید برای دختران و پسران خود نیز چنین آرزویی داشته باشید هرچند که همینطور است اما باید متوجه باشیم که با مهریه های سنگین چنین چیزی حاصل نخواهد شد.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>به امید روزی که تمام جوانان ما به خواسته دل خود برسند و آرزوهایشان را تحقق بخشند.</strong></p>
ازدواج و بهانه!فرمول ازدواج سریع!!روشی متفاوت در تقویت حافظه!روز جوان مبارکاز قدرت تفکر چه می دانید؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.kuyeyar.com/wp-content/uploads/2009/11/khwy_yr_untitled.bmp"><img class="size-full wp-image-783  alignleft" title="ازدواج" src="http://www.kuyeyar.com/wp-content/uploads/2009/11/khwy_yr_untitled.bmp" alt="ازدواج" width="150" height="150" /></a><a href="http://www.kuyeyar.com/wp-content/uploads/2009/11/khwy_yr_ali_fatemeh.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-782 alignright" title="سالروز پیوند دو نور" src="http://www.kuyeyar.com/wp-content/uploads/2009/11/khwy_yr_ali_fatemeh-150x150.jpg" alt="سالروز پیوند دو نور" width="150" height="150" /></a><span style="color: #008000;">اول ذیحجه الحرام، سالروز پیوند دوگل، دو نور آسمانی، حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر تمام شیفتگان و عاشقان تبریک و تهنیت عرض می کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"> </p>
<p style="text-align: justify;">باز اول ذیحجه، ماه عشق و عاشقی، ماه بندگی فرارسید.ماهی که با پیوند آسمانی دو نور آغاز گردیده و باز هم بهانه ای شد تا مطالبی هرچندناچیز در مورد ازدواج بنویسم. با توجه به اینکه  مطلب قبلیم در مورد ازدواج (یعنی <a href="http://www.kuyeyar.com/etrat/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%88-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87/" target="_blank">اینجا</a>) مورد استقبال دوستان واقع شد یک انگیزه دیگری برایم ایجاد شد تا بتوانم اینبار نیز در خدمت شما باشم. امیدوارم که دوباره مورد توجه دوستان قرار بگیرد.</p>
<p style="text-align: justify;">متاسفانه در جامعه ما روز به روز به دلایل و بهانه های مختلفی که خود ما خانواده ها در آن دخالت داریم سن ازدواج بالاتر می رود. یکی از دلایلش را که همان عدم شغل و درآمد کافی بود، در پست قبلی عرض شد و در این پست نیز به مسئله دیگری از این معضل که همان مهریه هست، می پردازم.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند مهریه را برای زن، قرار داد تا برای وی ارزشی قائل شود و باعث مهر و عطوفت وی و همسرش گردد. مهریه مالیست که از طرف مرد به زن تملیک می شود (مانند پول، ملک و &#8230;) یا به نفع زن بر ذمه گرفته می شود. مانند این روایت که از امام باقر علیه السلام نقل شده است: زنی حضور پیامبر رسید عرض کرد: مرا شوهر دهید . پیامبر فرمود: کیست با این زن ازدواج کند؟ شخصی بلند شده و آمادگی خود را اعلام کرد پیامبرپرسید: برای مهریه چه داری؟ عرض کرد چیزی ندارم . فرمود: آیا چیزی از قرآن بلدی؟ گفت: بلی . فرمود: مقداری از قرآن را به عنوان مهریه یادش بده (تهذیب الاحکام، ج 7، ص 410). دادن مهریه برای مرد واجب شده است هرچند ناچیز باشد.اما متاسفانه این مهریه وسیله ای جهت چشم و هم چشمی و یا هردلیل دیگه  در دست خانواده عروس قرار گرفته و این مسئله باعث شده تا سن ازدواج بالا رود و غم و غصه جوانهای پاک مملکتمان را فرا بگیره!</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-778"></span>چرا ما با این فرهنگی که برای خود درست کرده ایم زمینه گناه و افسردگی را در جامعه خود رواج می دهیم؟ متاسفانه بعضی از خانواده ها،دخترها رو به عنوان برده می پندارند که در مقابلش از طرف خانواده داماد مهریه های سنگین پیشنهاد می کنند و وقتی از آنها می پرسیم چرا اینقدر بالا؟!! در جواب می گویند : مهریه رو کی داده و کی گرفته؟!! اما این مسئله رو فراموش کرده اند که این مسئله زمانی رخ می دهد که طرفین زندگی خوب و با عشق و محبتی باهم داشته باشند که در این صورت طرفین تا آخر عمر در کنار یکدیگر زندگی خواهند کرد اما وقتی محبت و عشقی وجود نداشته باشه منجر به اختلاف و طلاق می شود که در هر دو صورت یا دختر هوس مبلغ بالای مهریه اش می کند ویا اگر طلاق گرفتند پسر باید مهریه ها رو تقدیم کند!! این محبت و عشق هم با مهریه بالا هرگز حاصل نمی شود چون مهریه کم باعث برکت زن است به طوری که امام صادق علیه السلام فرموده اند:«ان من برکة المراة قلة مهرها و من شؤمها کثرة مهرها &#8211; از برکت زن کمی مهریه اوست، و زیاد بودن مهریه، نشانه شوم بودن زن است (روضة المتقین، ج 8، ص 98) و طبق فرموده این امام همام، وقتی زن شوم بود دیگر محبت و عشق و صفا و صمیمیتی بین این دو همسر وجود نخواهد داشت و نهایتا طلاق و به اجرا گذاشتن مهریه!</p>
<p style="text-align: justify;"> به خانواده های با این تفکر توصیه می کنم بروند سرانجام خانواده هایی که با مهر بالا شروع کرده اند رو مشاهده کنند. هرچند که از لحاظ مادیات مرفه باشند اما هیچ عشق و محبتی رو نخواهند داشت و بدانند که آخر این مسیر ناکجاآباد خواهد بود!! دنبال کردن این راه، به بن بست  برخورد خواهیم کرد.چگونه ممکن است وقتی شما به من بگویید این کوچه بن بست است من بگویم نه من با شما فرق می کنم و این کوچه برای من بن بست نخواهد بود.مشکل اینجاست که ما خودمان را تافته جدابافته از دیگران می دانیم؟ معصوم هرگز کلام بیهوده و ا ز روی هوا و هوس نمی زنند.دستورات قرآن و عترت در کنار هم سعادت بشر را به دنبال خواهند داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">به نظر من، خانواده هایی که مهریه را بالا می گیرند به نوعی یه پشتوانه ای برای دختر خود ایجاد می کنند که داماد فکر طلاق به سرش نزنه اما غافل از اینکه وقتی زنی برکت نداشته باشه، مرد به هرطریقی از وی جدا خواهد شد حتی به قیمت تحمل کردن زندان! به نظر من این دختر هیچ ارزشی، به دور از احساسات پسر، برای پسر ندارد که اینگونه و با این پشتوانه می خواهند مرد را از طلاق منصرف کنند. اگر دختری واقعا ارزشمندو نجیب باشد هیچ پسری اونو به قیمت جانش هم شده از دست نخواهد داد. پس نیازی به تعیین مهریه های سنگین از طرف خانواده دختر نخواهد بود. و به نوعی طبق حدیث فوق، ارزش و برکت زن در مهریه اوست!</p>
<p style="text-align: justify;">در پایان خطابم به پدران و مادران گرامیست! که می دانم همه آنها سعادت و خوشبختی فرزندان خود را آرزو دارند اما غافل از اینکه تعیین اینگونه مهریه ها، هیچگونه سعادتی را برای آنها به همراه نخواهد داشت.پدر و مادر گرامی! دنیای مجازی(اینترنت) وسیله مناسبی جهت آسایش و آرامش و حتی محلی جهت بروزو  تسکین دردها و غمهای نهانیست که دختران و پسران پاک ما را فرا گرفته است. شاهد عرضم وبلاگها و سایتهاییست که قریب به اکثر نویسندگان آن جوانان 17 تا 35 سال است که با عکسها و نوشته هاو شعرهای عاشقی و  غم و اندوه و تنهایی آمیخته شده! و این نشان از این دارد که آنها در وجود خود گم شده ای را احساس می کنند که باید الان در کنار خود می دیدند اما دریغ از غم جدایی ;-(   !!! و این زنگ خطری برای شما خواهد بود تا این مسیر به بیراهه کشیده نشود به فکر چاره ای باشید و همانند خود که با صمیمیت زندگی رو شروع کرده اید برای دختران و پسران خود نیز چنین آرزویی داشته باشید هرچند که همینطور است اما باید متوجه باشیم که با مهریه های سنگین چنین چیزی حاصل نخواهد شد.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>به امید روزی که تمام جوانان ما به خواسته دل خود برسند و آرزوهایشان را تحقق بخشند.</strong></p>
<div style="float:left;margin:0px 0px 0px 0px;"></div><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p><ul class="related_post"><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/etrat/%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%88-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87/" title="ازدواج و بهانه!">ازدواج و بهانه!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/etrat/%d9%81%d8%b1%d9%85%d9%88%d9%84-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%b9/" title="فرمول ازدواج سریع!!">فرمول ازدواج سریع!!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/%d8%ad%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%a7%d8%aa_%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d9%86%db%8c%d9%87%d8%a7/%d8%b1%d9%88%d8%b4%db%8c-%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d9%82%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87/" title="روشی متفاوت در تقویت حافظه!">روشی متفاوت در تقویت حافظه!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/etrat/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9/" title="روز جوان مبارک">روز جوان مبارک</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/etrat/%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d8%aa%d9%81%da%a9%d8%b1-%da%86%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af/" title="از قدرت تفکر چه می دانید؟">از قدرت تفکر چه می دانید؟</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kuyeyar.ir/mabahes/%d9%85%d9%8e%d9%87%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%db%8c-%d9%85%d9%90%d9%87%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!</title>
		<link>http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%a7-%d9%87%d8%b3%d8%aa/#utm_source=rss&amp;utm_medium=rss&amp;utm_campaign=%25d8%25a8%25d9%2587-%25d8%25af%25d9%2586%25d8%25a8%25d8%25a7%25d9%2584-%25d8%25ae%25d8%25af%25d8%25a7-%25d9%2586%25da%25af%25d8%25b1%25d8%25af%25d8%258c-%25d8%25ae%25d8%25af%25d8%25a7-%25d9%2587%25d9%2585%25d9%2587-%25d8%25ac%25d8%25a7-%25d9%2587%25d8%25b3%25d8%25aa</link>
		<comments>http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%a7-%d9%87%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 00:58:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مباحث]]></category>
		<category><![CDATA[کلام نور]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[امام حسین علیه السلام]]></category>
		<category><![CDATA[خداوند]]></category>
		<category><![CDATA[دلنوشته]]></category>
		<category><![CDATA[دنیا]]></category>
		<category><![CDATA[شیخ علی خیاط]]></category>
		<category><![CDATA[عالم]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن کریم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kuyeyar.com/?p=769</guid>
		<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;">وقتی <a href="http://www.kindness.blogsky.com" target="_blank">وبلاگ مهربانی </a>که متعلق به یکی از دوستان است  رو مطالعه می کردم تصمیم گرفتم کمی بیشتر در مورد خدا فکر کنم. اینکه خدا کجاست؟  (هرچند این نوشتاربه پای عارفانه وعاشقانه بودن مطالب ایشون نمی رسه!! ) یادم میاد بچه که بودیم وقتی می پرسیدیم خدا کجاست؟ بهمون می گفتن توی آسمانها. اما وقتی بزرگتر شدم متوجه شدم  خدا فقط در آسمان آبی بالای سرمان نیست بلکه هرفراز و بالایی می تونه آسمان باشه. بذارید ساده تر بگم خدا در آسمان دلهای ما که در حقیقت منظور، برفراز دلهای ماست همینطور برفراز افکار ما، برفراز اعمال نیک ما، برفراز عقل ماو بالاخره بر فراز آنچه ما حتی تصورش رو بکنیم. چون ذهن ما فقط تا حدی گنجایش درک حقیقت وجودی خداوند رو دارد مانند لیوانیست که با توجه به ظرفیتی که داره، آب یک پارچ رو نمی تونه درک کنه چه برسه به اقیانوس بیکران. خداوند نیز مانند اقیانوس بیکرانیست که ما بشرخاکی با این ذهن کوچکمون فقط می تونیم قطره ای از این اقیانوس رو درک کنیم و اینکه بگوییم خداوند نور است.چون خداوند خودش رو طبق گنجایش ذهن مخلوقش، اینگونه معرفی است <span style="color: #008000;">اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ &#8211; خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشه‏اى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است(نور/35)</span> .<span id="more-769"></span>درست است خداوند نور است، نور آسمانها و زمین، و هرکجا این نور وارد شود ظلمات وتاریکی رخت برمی بندد. گاهی اوقات نیز ما انسانها چنان در ظلمات و گناهان و گرفتاریها دچار میشیم که دنبال یه روشنایی می گردیم تا خودمونو از اون مخمصه، نجات دهیم. حتی گاهی هم وقتی امیدمون از همه جا ناامید میشه خواسته یا ناخواسته دلمون متوجه یه منجی و راهنمایی یا یه منبع عظیمی میشه و از ته دل ندایی می شنویم که به سمت خودش ما رو فرامی خونه و جای تاسفش اینجاست که وقتی از اون معرکه خطر نجات پیدا می کنیم دیگه توجه ای به اون منبع عظیمی که ما رو فرا می خونده نداریم. خود خداوند نیز به همین مطلب اشاره می کنه: <span style="color: #008000;">&#8230;جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿۲۲﴾فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ&#8230; &#8211; [بناگاه] بادى سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر ايشان تازد و يقين كنند كه در محاصره افتاده‏اند در آن حال خدا را پاكدلانه مى‏خوانند كه اگر ما را از اين [ورطه] برهانى قطعا از سپاسگزاران خواهيم شد (۲۲)پس چون آنان را رهانيد ناگهان در زمين بناحق سركشى مى‏كنند&#8230;(یونس/23)</span></p>
<p style="text-align: justify;">یک آشنایی در یکی از <a href="http://www.mscenter.ir" target="_blank">انجمنها </a>میگفت از زمانیکه من دچار بیماری ام اس شدم به وجود خدا شک کردم. واقعا نمی دونم باید چه جوابی به اینگونه افکار باید داد. فقط می تونم بگم اگه به خاطر مشکلی که پیدا کرده، خدا رو عامل این مسئله می دونه چون به وجود خدا شک داره پس این مشکل ایشون ربطی به خدا نداره چون به اعتقاد ایشون خدایی نیست که باعث این مشکل شده باشه و باید تقصیرات رو بیندازه گردن طبیعت و یا هرچی توی این زمینه!! اون پیرعارف و عاشق دلسوخته، شیخ علی خیاط به شاگردانش می گفت: دلم برای خدا می سوزه که مشتریهاش کم هستند. امام حسین علیه السلام بیشترین مشتری رو داره. در خونه ایشون زیاد میرن اما در خونه خدا خیلی کم. امام حسین علیه السلام به خاطر خدا و دینش، امام حسین علیه السلام شد.(درست است که باید با وسیله به درگاه الهی برویم و آنها را واسطه قرار بدیم. نمونه عرض من در باب این مسئله این است که ما به خاطر امام حسین علیه السلام و عزاداری برای مصائب ایشون تا پاسی از شب بیدار می مانیم اما توجه ای به نماز صبح نداریم و به راحتی اونو قضا می کنیم).</p>
<p style="text-align: justify;">چه زیبا فرمود امام راحل قدس سره که عالم محضر خداست در محضر خدا گناه نکنید.این زندگی ما چه زیبا میشد اگه خدا رو در همه جا حس می کردیم به خصوص در لحظات تنهایی و گناه و مطمئنا خداوند نیز بیشتر به ماتوجه می کرد و این رابطه مانند یه رابطه عاشق و معشوقی میشد که این رابطه رو به تمام دنیا و آخرت و متعلقاتش عوض نمی کردیم.در پایان باید بگم که خدا همه جا هست، حتی در کوچه های تنهایی خیالمان، حتی در جاده هایی که به ناکجاآباد منتهی میشه، حتی در کنار چاههایی که برای خود کنده ایم و این خداست که منتظردعوت بنده اش می مونه تا با کمال میل بگه: لبیک بنده من، لبیک. چون خداوند بیهوده بنده ای رو خلق نمی کنه که در گرفتاریها تنهایش بگذارد و این مشکل از ماست نه خداوند که خود را تنها می بینیم و این خداست که به خود ما به ما نزدیکتر است چون خودش فرموده: <span style="color: #008000;">وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ-و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم (ق/16)</span> و چگونه می تواند به ما نزدیکتر نباشد در حالیکه فطرت و سرشت اصلی وجود ما همان روحیست که خداوند از خودش در قالب ما دمیده است: <span style="color: #008000;">وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي &#8211; از روح خويش در آن دميدم(ص/72)</span> .</p>
<p style="text-align: justify;">و چه زیبا بود اگر می تونستیم عاشق خدا می شدیم، چون عشق به خدا دوستی با او نیست بلکه به یاد او بودنه! نه در شعار و حرف، بلکه در عمل. چه عملی؟ خودش به حضرت موسی علیه السلام فرموده با اقامه نماز به یادش باشد <span style="color: #008000;">إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي &#8211; منم من خدايى كه جز من خدايى نيست پس مرا پرستش كن و به ياد من نماز برپا دار(طه/14)</span> و در حدیث داریم که دروغ می گوید کسی که ادعای دوستی خدا رو دارد در حالیکه برای نماز شب بلند نمی شود! درست هم همین است کسی می تونه ادعا کند که خدا رو دوست دارد که در نیمه های شب از رختخواب گرم و نرم خود به عشق محبوب خود برخیزد و دو رکعت نماز عشق بخواند.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>پس نهایتا خداوند همه جا هست، همین نزدیکیها، نیازی به جستجویش نیست، دنبال خدا نگرد. </strong></p>
دربهای دوزخ!!قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام(2)شانس خود را افزایش دهید!قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام (1)دانلود قرآن کریم و مفاتیح الجنان تحت word]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">وقتی <a href="http://www.kindness.blogsky.com" target="_blank">وبلاگ مهربانی </a>که متعلق به یکی از دوستان است  رو مطالعه می کردم تصمیم گرفتم کمی بیشتر در مورد خدا فکر کنم. اینکه خدا کجاست؟  (هرچند این نوشتاربه پای عارفانه وعاشقانه بودن مطالب ایشون نمی رسه!! ) یادم میاد بچه که بودیم وقتی می پرسیدیم خدا کجاست؟ بهمون می گفتن توی آسمانها. اما وقتی بزرگتر شدم متوجه شدم  خدا فقط در آسمان آبی بالای سرمان نیست بلکه هرفراز و بالایی می تونه آسمان باشه. بذارید ساده تر بگم خدا در آسمان دلهای ما که در حقیقت منظور، برفراز دلهای ماست همینطور برفراز افکار ما، برفراز اعمال نیک ما، برفراز عقل ماو بالاخره بر فراز آنچه ما حتی تصورش رو بکنیم. چون ذهن ما فقط تا حدی گنجایش درک حقیقت وجودی خداوند رو دارد مانند لیوانیست که با توجه به ظرفیتی که داره، آب یک پارچ رو نمی تونه درک کنه چه برسه به اقیانوس بیکران. خداوند نیز مانند اقیانوس بیکرانیست که ما بشرخاکی با این ذهن کوچکمون فقط می تونیم قطره ای از این اقیانوس رو درک کنیم و اینکه بگوییم خداوند نور است.چون خداوند خودش رو طبق گنجایش ذهن مخلوقش، اینگونه معرفی است <span style="color: #008000;">اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ &#8211; خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشه‏اى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است(نور/35)</span> .<span id="more-769"></span>درست است خداوند نور است، نور آسمانها و زمین، و هرکجا این نور وارد شود ظلمات وتاریکی رخت برمی بندد. گاهی اوقات نیز ما انسانها چنان در ظلمات و گناهان و گرفتاریها دچار میشیم که دنبال یه روشنایی می گردیم تا خودمونو از اون مخمصه، نجات دهیم. حتی گاهی هم وقتی امیدمون از همه جا ناامید میشه خواسته یا ناخواسته دلمون متوجه یه منجی و راهنمایی یا یه منبع عظیمی میشه و از ته دل ندایی می شنویم که به سمت خودش ما رو فرامی خونه و جای تاسفش اینجاست که وقتی از اون معرکه خطر نجات پیدا می کنیم دیگه توجه ای به اون منبع عظیمی که ما رو فرا می خونده نداریم. خود خداوند نیز به همین مطلب اشاره می کنه: <span style="color: #008000;">&#8230;جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿۲۲﴾فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ&#8230; &#8211; [بناگاه] بادى سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر ايشان تازد و يقين كنند كه در محاصره افتاده‏اند در آن حال خدا را پاكدلانه مى‏خوانند كه اگر ما را از اين [ورطه] برهانى قطعا از سپاسگزاران خواهيم شد (۲۲)پس چون آنان را رهانيد ناگهان در زمين بناحق سركشى مى‏كنند&#8230;(یونس/23)</span></p>
<p style="text-align: justify;">یک آشنایی در یکی از <a href="http://www.mscenter.ir" target="_blank">انجمنها </a>میگفت از زمانیکه من دچار بیماری ام اس شدم به وجود خدا شک کردم. واقعا نمی دونم باید چه جوابی به اینگونه افکار باید داد. فقط می تونم بگم اگه به خاطر مشکلی که پیدا کرده، خدا رو عامل این مسئله می دونه چون به وجود خدا شک داره پس این مشکل ایشون ربطی به خدا نداره چون به اعتقاد ایشون خدایی نیست که باعث این مشکل شده باشه و باید تقصیرات رو بیندازه گردن طبیعت و یا هرچی توی این زمینه!! اون پیرعارف و عاشق دلسوخته، شیخ علی خیاط به شاگردانش می گفت: دلم برای خدا می سوزه که مشتریهاش کم هستند. امام حسین علیه السلام بیشترین مشتری رو داره. در خونه ایشون زیاد میرن اما در خونه خدا خیلی کم. امام حسین علیه السلام به خاطر خدا و دینش، امام حسین علیه السلام شد.(درست است که باید با وسیله به درگاه الهی برویم و آنها را واسطه قرار بدیم. نمونه عرض من در باب این مسئله این است که ما به خاطر امام حسین علیه السلام و عزاداری برای مصائب ایشون تا پاسی از شب بیدار می مانیم اما توجه ای به نماز صبح نداریم و به راحتی اونو قضا می کنیم).</p>
<p style="text-align: justify;">چه زیبا فرمود امام راحل قدس سره که عالم محضر خداست در محضر خدا گناه نکنید.این زندگی ما چه زیبا میشد اگه خدا رو در همه جا حس می کردیم به خصوص در لحظات تنهایی و گناه و مطمئنا خداوند نیز بیشتر به ماتوجه می کرد و این رابطه مانند یه رابطه عاشق و معشوقی میشد که این رابطه رو به تمام دنیا و آخرت و متعلقاتش عوض نمی کردیم.در پایان باید بگم که خدا همه جا هست، حتی در کوچه های تنهایی خیالمان، حتی در جاده هایی که به ناکجاآباد منتهی میشه، حتی در کنار چاههایی که برای خود کنده ایم و این خداست که منتظردعوت بنده اش می مونه تا با کمال میل بگه: لبیک بنده من، لبیک. چون خداوند بیهوده بنده ای رو خلق نمی کنه که در گرفتاریها تنهایش بگذارد و این مشکل از ماست نه خداوند که خود را تنها می بینیم و این خداست که به خود ما به ما نزدیکتر است چون خودش فرموده: <span style="color: #008000;">وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ-و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم (ق/16)</span> و چگونه می تواند به ما نزدیکتر نباشد در حالیکه فطرت و سرشت اصلی وجود ما همان روحیست که خداوند از خودش در قالب ما دمیده است: <span style="color: #008000;">وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي &#8211; از روح خويش در آن دميدم(ص/72)</span> .</p>
<p style="text-align: justify;">و چه زیبا بود اگر می تونستیم عاشق خدا می شدیم، چون عشق به خدا دوستی با او نیست بلکه به یاد او بودنه! نه در شعار و حرف، بلکه در عمل. چه عملی؟ خودش به حضرت موسی علیه السلام فرموده با اقامه نماز به یادش باشد <span style="color: #008000;">إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي &#8211; منم من خدايى كه جز من خدايى نيست پس مرا پرستش كن و به ياد من نماز برپا دار(طه/14)</span> و در حدیث داریم که دروغ می گوید کسی که ادعای دوستی خدا رو دارد در حالیکه برای نماز شب بلند نمی شود! درست هم همین است کسی می تونه ادعا کند که خدا رو دوست دارد که در نیمه های شب از رختخواب گرم و نرم خود به عشق محبوب خود برخیزد و دو رکعت نماز عشق بخواند.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>پس نهایتا خداوند همه جا هست، همین نزدیکیها، نیازی به جستجویش نیست، دنبال خدا نگرد. </strong></p>
<div style="float:left;margin:0px 0px 0px 0px;"></div><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p><ul class="related_post"><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b2%d8%ae/" title="دربهای دوزخ!!">دربهای دوزخ!!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-2/" title="قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام(2)">قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام(2)</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%af%d9%87%db%8c%d8%af/" title="شانس خود را افزایش دهید!">شانس خود را افزایش دهید!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/" title="قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام (1)">قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام (1)</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/download/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%88-%d9%85%d9%81%d8%a7%d8%aa%db%8c%d8%ad-%d8%a7%d9%84%d8%ac%d9%86%d8%a7%d9%86/" title="دانلود قرآن کریم و مفاتیح الجنان تحت word">دانلود قرآن کریم و مفاتیح الجنان تحت word</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%a7-%d9%87%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سنگ صبور!!</title>
		<link>http://www.kuyeyar.ir/note-book/%d8%b3%d9%86%da%af-%d8%b5%d8%a8%d9%88%d8%b1/#utm_source=rss&amp;utm_medium=rss&amp;utm_campaign=%25d8%25b3%25d9%2586%25da%25af-%25d8%25b5%25d8%25a8%25d9%2588%25d8%25b1</link>
		<comments>http://www.kuyeyar.ir/note-book/%d8%b3%d9%86%da%af-%d8%b5%d8%a8%d9%88%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 03:15:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[درد و دل]]></category>
		<category><![CDATA[دلنوشته]]></category>
		<category><![CDATA[دوست]]></category>
		<category><![CDATA[سنگ صبور]]></category>
		<category><![CDATA[کوی یار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kuyeyar.com/?p=665</guid>
		<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;">شاید (حتما) گاهی اوقات برای ما پیش اومده باشه که  دلمون غصه دار بشه  وغم عالم توی دلمون جا خوش کنه، در اینصورت حال و حوصله هیچکس رو نداشته باشی فقط کسایی رو قبول می کنید که باهاشون راحتین تا بتونید براش درد و دل کنید حالا این افراد چه کسانی می تونند باشن؟ یا مادر یا پدر یا یه برادر یاخواهر یا همسر و یا شایدم یه دوست. البته بستگی داره که این افراد نقشی در غصه دار شدن شما نداشته باشند وگرنه ترجیح می دهید با کسی غیر از اینها درد و دل کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">معمولا همه دوست دارن با بهترین دوستاشون باشند. یه جایی می خوندم بررسیها وتحقیقات نشون داده افراد دردودلهاشونو با دوستان خود درمیون میذارن. حتی رتبه دوستان از پدر ومادر هم بالاتر بود. اما مسئله اینجاست وقتی در غربت باشی و دلگیر! اونموقع چطوری می خوای  دنبال سنگ صبور بگردی؟ خب معمولا با بهترینهامون تماس می گیریم و خودمونو خالی می کنیم. در دین ما توصیه شده اگه غم عالم بهمون رجوع کرد یه سری به قبرستانها بزنیم، چون در اونجا وقتی می بینیم همه این دردها وغمها می گذرد و آخر و عاقبت ما نیز مانند این صاحبان این قبرها خواهد شد، دلها آروم میشه . اما ای کاش به این مرتبه می رسیدیم که با مهربونترین مهربونها می نشستیم و درد و دل می کردیم. چه کسی بهتر از خدای خودمون، اونیکه ارحم الراحمینه! به ما و درد وغم ما آشناتره! به ما نزدیکتره. می نشستیم باهاش درد و دل می کردیم. بغضمونو خالی می کردیم. مطمئنا اینجوری سبکتر و راحتتر میشیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-665"></span></p>
<p style="text-align: justify;">آیا غیر از این است که وقتی دنبال سنگ صبور می گردیم که دلمون گرفته باشه، خب در این موقع دنبال یه نفری می گردیم که بنشینه پای صحبتهای دلمون، خودمونو خالی کنیم تا سبک بشیم. خب چه کسی بهتر از خدا؟! چون همه ما انسانها بشریم و همه ما یه نوع دردی داریم که نیاز به دردودل داشته باشیم. وقتی بادیگران درد ودل می کنیم ممکنه زیاد نتونه احساسات ما رو درک کنه با اینحال هرچه باشه بهتر از هیچی! اما اگه می دونستیم این خداست که بردلهای ما اشراف داره و ما رو بهتر از ما درک می کنه و مصلحت ما رو بهتر می دونه مطمئنا بهترین گزینه برای درد ودل رو خدا انتخاب می کردیم. اتفاقا خدا هم خیلی دوست داره یه بارم شده این بنده اش هرچندگنهکار بیاد در خونه اش و باهاش درد و دل کنه شاید این آیه شریفه ، این کلام شریف خود خدا مبنی بر همین زمینه باشه که فرموده است:</p>
<h4 style="text-align: center;"><span style="color: #008000;">أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ، آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد (رعد/۲۸)</span></h4>
<p style="text-align: justify;">دنبال سنگ صبور می گردین؟ راه رو خود خدا نشونمون داده! بسم الله!</p>
پخش زنده از مراسم حج تمتع 1388به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!گزارش تصویری از کوی یاراطلاعیههمه چیز برای شروع]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">شاید (حتما) گاهی اوقات برای ما پیش اومده باشه که  دلمون غصه دار بشه  وغم عالم توی دلمون جا خوش کنه، در اینصورت حال و حوصله هیچکس رو نداشته باشی فقط کسایی رو قبول می کنید که باهاشون راحتین تا بتونید براش درد و دل کنید حالا این افراد چه کسانی می تونند باشن؟ یا مادر یا پدر یا یه برادر یاخواهر یا همسر و یا شایدم یه دوست. البته بستگی داره که این افراد نقشی در غصه دار شدن شما نداشته باشند وگرنه ترجیح می دهید با کسی غیر از اینها درد و دل کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">معمولا همه دوست دارن با بهترین دوستاشون باشند. یه جایی می خوندم بررسیها وتحقیقات نشون داده افراد دردودلهاشونو با دوستان خود درمیون میذارن. حتی رتبه دوستان از پدر ومادر هم بالاتر بود. اما مسئله اینجاست وقتی در غربت باشی و دلگیر! اونموقع چطوری می خوای  دنبال سنگ صبور بگردی؟ خب معمولا با بهترینهامون تماس می گیریم و خودمونو خالی می کنیم. در دین ما توصیه شده اگه غم عالم بهمون رجوع کرد یه سری به قبرستانها بزنیم، چون در اونجا وقتی می بینیم همه این دردها وغمها می گذرد و آخر و عاقبت ما نیز مانند این صاحبان این قبرها خواهد شد، دلها آروم میشه . اما ای کاش به این مرتبه می رسیدیم که با مهربونترین مهربونها می نشستیم و درد و دل می کردیم. چه کسی بهتر از خدای خودمون، اونیکه ارحم الراحمینه! به ما و درد وغم ما آشناتره! به ما نزدیکتره. می نشستیم باهاش درد و دل می کردیم. بغضمونو خالی می کردیم. مطمئنا اینجوری سبکتر و راحتتر میشیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-665"></span></p>
<p style="text-align: justify;">آیا غیر از این است که وقتی دنبال سنگ صبور می گردیم که دلمون گرفته باشه، خب در این موقع دنبال یه نفری می گردیم که بنشینه پای صحبتهای دلمون، خودمونو خالی کنیم تا سبک بشیم. خب چه کسی بهتر از خدا؟! چون همه ما انسانها بشریم و همه ما یه نوع دردی داریم که نیاز به دردودل داشته باشیم. وقتی بادیگران درد ودل می کنیم ممکنه زیاد نتونه احساسات ما رو درک کنه با اینحال هرچه باشه بهتر از هیچی! اما اگه می دونستیم این خداست که بردلهای ما اشراف داره و ما رو بهتر از ما درک می کنه و مصلحت ما رو بهتر می دونه مطمئنا بهترین گزینه برای درد ودل رو خدا انتخاب می کردیم. اتفاقا خدا هم خیلی دوست داره یه بارم شده این بنده اش هرچندگنهکار بیاد در خونه اش و باهاش درد و دل کنه شاید این آیه شریفه ، این کلام شریف خود خدا مبنی بر همین زمینه باشه که فرموده است:</p>
<h4 style="text-align: center;"><span style="color: #008000;">أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ، آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد (رعد/۲۸)</span></h4>
<p style="text-align: justify;">دنبال سنگ صبور می گردین؟ راه رو خود خدا نشونمون داده! بسم الله!</p>
<div style="float:left;margin:0px 0px 0px 0px;"></div><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p><ul class="related_post"><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%da%a9%d9%86_%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87-%d8%ad%d8%ac-1430/" title="پخش زنده از مراسم حج تمتع 1388">پخش زنده از مراسم حج تمتع 1388</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%a7-%d9%87%d8%b3%d8%aa/" title="به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!">به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%da%a9%d9%86_%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%b1/" title="گزارش تصویری از کوی یار">گزارش تصویری از کوی یار</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/motafareghe/%d8%a7%d8%b7%d9%84%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%87/" title="اطلاعیه">اطلاعیه</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/motafareghe/%d9%87%d9%85%d9%87-%da%86%db%8c%d8%b2-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9/" title="همه چيز براي شروع">همه چيز براي شروع</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kuyeyar.ir/note-book/%d8%b3%d9%86%da%af-%d8%b5%d8%a8%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شانس خود را افزایش دهید!</title>
		<link>http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%af%d9%87%db%8c%d8%af/#utm_source=rss&amp;utm_medium=rss&amp;utm_campaign=%25d8%25b4%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25b3-%25d8%25ae%25d9%2588%25d8%25af-%25d8%25b1%25d8%25a7-%25d8%25a7%25d9%2581%25d8%25b2%25d8%25a7%25db%258c%25d8%25b4-%25d8%25af%25d9%2587%25db%258c%25d8%25af</link>
		<comments>http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%af%d9%87%db%8c%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 03:09:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مباحث]]></category>
		<category><![CDATA[کلام نور]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[chance]]></category>
		<category><![CDATA[اراده الهی]]></category>
		<category><![CDATA[اقبال]]></category>
		<category><![CDATA[بخت]]></category>
		<category><![CDATA[تقدیر]]></category>
		<category><![CDATA[خداوند]]></category>
		<category><![CDATA[سرنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[شانس]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن کریم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kuyeyar.com/?p=658</guid>
		<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;">تا به حال به این مسئله فکر کردین که شانس چیه؟ چرا بعضیها خوش شانسند و بعضی بدشانس؟ معمولا در زندگی روزمره ما اینطور جا افتاده است که وقتی کسی مثلا در قرعه کشی بانک ملت برنده جایزه بزرگ شده، بهش می گویم عجب شانسی داشته و یا برعکس عابری در پیاده رو گذر می کرده و با اینکه تا خیابان فاصله داشته یه ماشینی منحرف میشه و اونو زیر میگیره و برای او تاسف می خوریم که چقدر بدشانس بوده؟!! به نظر شما اصلا این شانس چیه؟ یه چیز ماورای طبیعت است یا قانون طبیعت؟ یه چیز هوشمند است که تشخیص می دهد در خانه چه کسی رو بزند و یا اینکه تصادفی سراغ افراد میره، حالا ممکنه برای کسی بد باشه و برای دیگری خوب جلوه کنه.</p>
<p style="text-align: justify;">اصلا بذارید شانس رو تعریف کنیم. واژه شانس، از کلمه لاتین chance به معنای بخت و اقبال وارد زبان فارسی شده و به هر پیامدی که مترقبه یا غیرمترقبه به سراغ افراد می آید و آنها را بهره مند و یا بی بهره می کنه به اصطلاح شانس می گویند و به کسی که بهره نیکی از آن برده خوش شانس و به کسی که بهره بد برده بدشانس اطلاق می کنیم.( ببخشید خرده نگیرینا این تعریف خودمه ;-)  ) خب همانطوری که مشخص شد این کلمه، لاتین است که وارد زبان ما شده یعنی از غرب وارد کشور ما شده و جا خوش کرده!!</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-658"></span></p>
<p style="text-align: justify;">خب در این پست قصد دارم عاملهایی که باعث خوش شانسی ما در زندگی می شوند و یا زمینه های بدشانسی رو فراهم می کنند برایتون معرفی کنم. اما قبل از معرفی نظر خودم در مورد شانس اینه که شانس، نه چیز ماورای طبیعت است و نه قانون طبیعت و نه هیچ چیز دیگه. اصلا شانسی با این اصطلاحی که به کار می بریم در زندگی ما وجود نداره. همانطوریکه قبلا گفتم این واژه لاتین است و از بیگانگان وارد زبان فارسی شده. بیگانگان و غربیهایی که اعتقادی به اراده و قدرت الهی و نقش آن در زندگی ندارند. شاید متوجه منظورم شده باشین! تمام اتفاقات خوب و بدی که در زندگی ما رخ می دهد بدون اراده و اذن خداوند نخواهد بود و خداوند به تمام آنها اشراف دارد حتی هیچ برگ درختی بدون اذن او نخواهد افتاد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #008000;">وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #176200;"><span style="color: #008000;">و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را مى‏داند و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است <span style="color: #176200;">(انعام/۵۹)</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">خب با این وجود اولین عامل در اصطلاح شانس در زندگی ما اراده و اذن خداونداست. </span><span style="color: #008000;">بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ، [او] پديد آورنده آسمانها و زمين [است] و چون به كارى اراده فرمايد فقط مى‏گويد [موجود] باش پس [فورا موجود] مى‏شود <span style="color: #176200;">﴿بقره/۱۱۷﴾</span></span><span style="color: #000000;">این خداوند است که روزی دهنده است و به هرکس بخواهد روزی اش رو فراخ می کند.با این وجود تمام عاملهای دیگر تحت سیطره عامل اول یعنی خداوند هستند چون همانطوری که قبلا عرض شد کارها بدون اذن خداوند صورت نمی گیرند.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">و اینکه می گوییم هیچکاری بدون اراده خداوند انجام نمی شود و حتی بشر نیز قدرت تغییر در آن را ندارد غلو نکرده ایم چون خداوند از قول رسولش می فرماید: <span style="color: #008000;">وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ، و اگر از آنها بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را خلق كرده قطعا خواهند گفت‏خدا بگو [هان] چه تصور مى‏كنيد اگر خدا بخواهد صدمه‏اى به من برساند آيا آنچه را به جاى خدا مى‏خوانيد مى‏توانند صدمه او را برطرف كنند يا اگر او رحمتى براى من اراده كند آيا آنها مى‏توانند رحمتش را بازدارند بگو خدا مرا بس است اهل توكل تنها بر او توكل مى‏كنند <span style="color: #176200;">(زمر/۳۸)</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">عامل دیگری که در خوش شانسی یا بدشانسی ما نقش داره انجام اعمال خیراست. کارهای نیک بازتابهایی در زندگی انسانها دارند. گاهی اوقات پیش میاد که فردی اصلا آدم خوبی نیست و ممکنه میان مردم به شرور بودن معروف باشه اما یه عمل خیر به ظاهر کوجکی انجام میده که باعث میشه خداوند مصیبت و بلایی که قرار بود برایش نازل شود ازش دور کنه و یا شاید زمینه هدایتش رو نیز فراهم کنه که در این مورد داستانهای زیادی وجود دارد. مانند رسول ترک. و یا حتی ممکن است فردی که خود نیازمند وام است به گرفتار دیگری بدهد یا شخصی از کسی قرض بخواهد و به کمک کند و به ایشون مهلت بدهد تا کاملا بتواند قرضش را پس بدهد و در پس گرفتن عجله نکند . که خداوند برایش چندبرابر می نویسد و به او خواهد داد </span></p>
<p style="text-align: justify; margin-top: 8px; margin-bottom: 8px;" dir="rtl"><span style="color: #008000;">إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ. اگر خدا را وامى نيكو دهيد آن را براى شما دو چندان مى‏گرداند و بر شما مى‏بخشايد و خدا[ست كه] سپاس‏پذير بردبار است </span><span style="color: #176200;"><span style="color: #008000;">(تغابن/۱۷)</span> </span>که این چندبرابر شدن ممکن است در قالب برنده شدن در یک قرعه کشی بزرگ صورت بگیره. </p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">پس انجام کار نیک و خیر، شانس افراد رو افزایش میده و این کار خیر فقط صرف کمک به انسانها نیست بلکه حتی حیوانات نیز شامل میشود چون هیچ عمل خیری هرچندکوچک از خداوند پنهان نخواهد ماند. همچنین انجام اعمال بد و شر هرچند کوچک باشد ممکن است عامل بدشانسی ما شود و به طور قاطع می گویم که تمام عاملهای بدشانسی ما خود ما هستیم یا در اصطلاح هرکه بد کند به خود کند و خداوند نقشی در آنها ندارد.<span style="color: #008000;">وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ. </span></span><span style="color: #008000;">و هر [گونه] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمى‏گذرد <span style="color: #176200;">(شوری/۳۰).</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">حضرت علی علیه السلام نیز می فرمایند: بنده اراده می کند و خداوند تقدیر می کند. اگر اراده بنده خیر بود، خداوند نیز تقدیر خیر خواهد کرد و اگر بد بود تقدیرش نیز بد خواهد بود. به طور کلی عاملهای خوش شانسی و بدشانسی رو می توان به صورت زیر بیان کرد:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">1- اراده و اذن خداوند</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">2- انجام اعمال خیر و شر.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">3- امتحان الهی: گاهی اوقات خداوند مصیبت و بلایی رو برای کسی نازل می کند و حتی ممکن است فرد را غرق در نعمت قرار دهد جهت پس دادن آزمایش و امتحان. که این مصیبتها و نعمتها به چشم ظاهر مردم، به خوش شانسی و بدشانسی جلوه می کنند. چون مردم فقط ظاهر قضیه رو شاهد هستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">4- واگذاشتن افراد به حال خود: گاهی اوقات نیز پیش می آید که کسی هیچ عمل خیری انجام نمی دهد بلکه اصلا معاد و خداوند نیز قبول نداشته باشد با اینحال شانس زندگی برایش رو آورده است. این افراد را خداوند آنها به حال خود واگذاشته است چون به هیچ طریقی هدایت نشده اند و خداوند بنا به وعده ای که داده است هرکس دنیا را بخواهد به آنها خواهد داد به آنها نیز داده است اما با مرگ آنها عذاب و گرفتاریهاشون شروع خواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">و کلام آخر این آیه شریفه است که زمینه شانس و یا بدشانسی رو نیز معرفی کرده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #008000;">لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ. براى او فرشتگانى است كه پى در پى او را به فرمان خدا از پيش رو و از پشت‏سرش پاسدارى مى‏كنند در حقيقت‏خدا حال قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند و چون خدا براى قومى آسيبى بخواهد هيچ برگشتى براى آن نيست و غير از او حمايتگرى براى آنان نخواهد بود <span style="color: #176200;">﴿رعد/۱۱﴾</span></span></p>
به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!شب سرنوشتفرصتی دوبارهدربهای دوزخ!!دانلود قرآن کریم و مفاتیح الجنان تحت word]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">تا به حال به این مسئله فکر کردین که شانس چیه؟ چرا بعضیها خوش شانسند و بعضی بدشانس؟ معمولا در زندگی روزمره ما اینطور جا افتاده است که وقتی کسی مثلا در قرعه کشی بانک ملت برنده جایزه بزرگ شده، بهش می گویم عجب شانسی داشته و یا برعکس عابری در پیاده رو گذر می کرده و با اینکه تا خیابان فاصله داشته یه ماشینی منحرف میشه و اونو زیر میگیره و برای او تاسف می خوریم که چقدر بدشانس بوده؟!! به نظر شما اصلا این شانس چیه؟ یه چیز ماورای طبیعت است یا قانون طبیعت؟ یه چیز هوشمند است که تشخیص می دهد در خانه چه کسی رو بزند و یا اینکه تصادفی سراغ افراد میره، حالا ممکنه برای کسی بد باشه و برای دیگری خوب جلوه کنه.</p>
<p style="text-align: justify;">اصلا بذارید شانس رو تعریف کنیم. واژه شانس، از کلمه لاتین chance به معنای بخت و اقبال وارد زبان فارسی شده و به هر پیامدی که مترقبه یا غیرمترقبه به سراغ افراد می آید و آنها را بهره مند و یا بی بهره می کنه به اصطلاح شانس می گویند و به کسی که بهره نیکی از آن برده خوش شانس و به کسی که بهره بد برده بدشانس اطلاق می کنیم.( ببخشید خرده نگیرینا این تعریف خودمه ;-)  ) خب همانطوری که مشخص شد این کلمه، لاتین است که وارد زبان ما شده یعنی از غرب وارد کشور ما شده و جا خوش کرده!!</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-658"></span></p>
<p style="text-align: justify;">خب در این پست قصد دارم عاملهایی که باعث خوش شانسی ما در زندگی می شوند و یا زمینه های بدشانسی رو فراهم می کنند برایتون معرفی کنم. اما قبل از معرفی نظر خودم در مورد شانس اینه که شانس، نه چیز ماورای طبیعت است و نه قانون طبیعت و نه هیچ چیز دیگه. اصلا شانسی با این اصطلاحی که به کار می بریم در زندگی ما وجود نداره. همانطوریکه قبلا گفتم این واژه لاتین است و از بیگانگان وارد زبان فارسی شده. بیگانگان و غربیهایی که اعتقادی به اراده و قدرت الهی و نقش آن در زندگی ندارند. شاید متوجه منظورم شده باشین! تمام اتفاقات خوب و بدی که در زندگی ما رخ می دهد بدون اراده و اذن خداوند نخواهد بود و خداوند به تمام آنها اشراف دارد حتی هیچ برگ درختی بدون اذن او نخواهد افتاد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #008000;">وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #176200;"><span style="color: #008000;">و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را مى‏داند و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است <span style="color: #176200;">(انعام/۵۹)</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">خب با این وجود اولین عامل در اصطلاح شانس در زندگی ما اراده و اذن خداونداست. </span><span style="color: #008000;">بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ، [او] پديد آورنده آسمانها و زمين [است] و چون به كارى اراده فرمايد فقط مى‏گويد [موجود] باش پس [فورا موجود] مى‏شود <span style="color: #176200;">﴿بقره/۱۱۷﴾</span></span><span style="color: #000000;">این خداوند است که روزی دهنده است و به هرکس بخواهد روزی اش رو فراخ می کند.با این وجود تمام عاملهای دیگر تحت سیطره عامل اول یعنی خداوند هستند چون همانطوری که قبلا عرض شد کارها بدون اذن خداوند صورت نمی گیرند.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">و اینکه می گوییم هیچکاری بدون اراده خداوند انجام نمی شود و حتی بشر نیز قدرت تغییر در آن را ندارد غلو نکرده ایم چون خداوند از قول رسولش می فرماید: <span style="color: #008000;">وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ، و اگر از آنها بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را خلق كرده قطعا خواهند گفت‏خدا بگو [هان] چه تصور مى‏كنيد اگر خدا بخواهد صدمه‏اى به من برساند آيا آنچه را به جاى خدا مى‏خوانيد مى‏توانند صدمه او را برطرف كنند يا اگر او رحمتى براى من اراده كند آيا آنها مى‏توانند رحمتش را بازدارند بگو خدا مرا بس است اهل توكل تنها بر او توكل مى‏كنند <span style="color: #176200;">(زمر/۳۸)</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">عامل دیگری که در خوش شانسی یا بدشانسی ما نقش داره انجام اعمال خیراست. کارهای نیک بازتابهایی در زندگی انسانها دارند. گاهی اوقات پیش میاد که فردی اصلا آدم خوبی نیست و ممکنه میان مردم به شرور بودن معروف باشه اما یه عمل خیر به ظاهر کوجکی انجام میده که باعث میشه خداوند مصیبت و بلایی که قرار بود برایش نازل شود ازش دور کنه و یا شاید زمینه هدایتش رو نیز فراهم کنه که در این مورد داستانهای زیادی وجود دارد. مانند رسول ترک. و یا حتی ممکن است فردی که خود نیازمند وام است به گرفتار دیگری بدهد یا شخصی از کسی قرض بخواهد و به کمک کند و به ایشون مهلت بدهد تا کاملا بتواند قرضش را پس بدهد و در پس گرفتن عجله نکند . که خداوند برایش چندبرابر می نویسد و به او خواهد داد </span></p>
<p style="text-align: justify; margin-top: 8px; margin-bottom: 8px;" dir="rtl"><span style="color: #008000;">إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ. اگر خدا را وامى نيكو دهيد آن را براى شما دو چندان مى‏گرداند و بر شما مى‏بخشايد و خدا[ست كه] سپاس‏پذير بردبار است </span><span style="color: #176200;"><span style="color: #008000;">(تغابن/۱۷)</span> </span>که این چندبرابر شدن ممکن است در قالب برنده شدن در یک قرعه کشی بزرگ صورت بگیره. </p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">پس انجام کار نیک و خیر، شانس افراد رو افزایش میده و این کار خیر فقط صرف کمک به انسانها نیست بلکه حتی حیوانات نیز شامل میشود چون هیچ عمل خیری هرچندکوچک از خداوند پنهان نخواهد ماند. همچنین انجام اعمال بد و شر هرچند کوچک باشد ممکن است عامل بدشانسی ما شود و به طور قاطع می گویم که تمام عاملهای بدشانسی ما خود ما هستیم یا در اصطلاح هرکه بد کند به خود کند و خداوند نقشی در آنها ندارد.<span style="color: #008000;">وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ. </span></span><span style="color: #008000;">و هر [گونه] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمى‏گذرد <span style="color: #176200;">(شوری/۳۰).</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">حضرت علی علیه السلام نیز می فرمایند: بنده اراده می کند و خداوند تقدیر می کند. اگر اراده بنده خیر بود، خداوند نیز تقدیر خیر خواهد کرد و اگر بد بود تقدیرش نیز بد خواهد بود. به طور کلی عاملهای خوش شانسی و بدشانسی رو می توان به صورت زیر بیان کرد:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">1- اراده و اذن خداوند</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">2- انجام اعمال خیر و شر.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">3- امتحان الهی: گاهی اوقات خداوند مصیبت و بلایی رو برای کسی نازل می کند و حتی ممکن است فرد را غرق در نعمت قرار دهد جهت پس دادن آزمایش و امتحان. که این مصیبتها و نعمتها به چشم ظاهر مردم، به خوش شانسی و بدشانسی جلوه می کنند. چون مردم فقط ظاهر قضیه رو شاهد هستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">4- واگذاشتن افراد به حال خود: گاهی اوقات نیز پیش می آید که کسی هیچ عمل خیری انجام نمی دهد بلکه اصلا معاد و خداوند نیز قبول نداشته باشد با اینحال شانس زندگی برایش رو آورده است. این افراد را خداوند آنها به حال خود واگذاشته است چون به هیچ طریقی هدایت نشده اند و خداوند بنا به وعده ای که داده است هرکس دنیا را بخواهد به آنها خواهد داد به آنها نیز داده است اما با مرگ آنها عذاب و گرفتاریهاشون شروع خواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">و کلام آخر این آیه شریفه است که زمینه شانس و یا بدشانسی رو نیز معرفی کرده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #008000;">لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ. براى او فرشتگانى است كه پى در پى او را به فرمان خدا از پيش رو و از پشت‏سرش پاسدارى مى‏كنند در حقيقت‏خدا حال قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند و چون خدا براى قومى آسيبى بخواهد هيچ برگشتى براى آن نيست و غير از او حمايتگرى براى آنان نخواهد بود <span style="color: #176200;">﴿رعد/۱۱﴾</span></span></p>
<div style="float:left;margin:0px 0px 0px 0px;"></div><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p><ul class="related_post"><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%a7-%d9%87%d8%b3%d8%aa/" title="به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!">به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/note-book/%d8%b4%d8%a8-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa/" title="شب سرنوشت">شب سرنوشت</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/note-book/%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87/" title="فرصتی دوباره">فرصتی دوباره</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b2%d8%ae/" title="دربهای دوزخ!!">دربهای دوزخ!!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/download/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%88-%d9%85%d9%81%d8%a7%d8%aa%db%8c%d8%ad-%d8%a7%d9%84%d8%ac%d9%86%d8%a7%d9%86/" title="دانلود قرآن کریم و مفاتیح الجنان تحت word">دانلود قرآن کریم و مفاتیح الجنان تحت word</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%af%d9%87%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از کوی یار آمده ام!</title>
		<link>http://www.kuyeyar.ir/note-book/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%85/#utm_source=rss&amp;utm_medium=rss&amp;utm_campaign=%25d8%25a7%25d8%25b2-%25da%25a9%25d9%2588%25db%258c-%25db%258c%25d8%25a7%25d8%25b1-%25d8%25a2%25d9%2585%25d8%25af%25d9%2587-%25d8%25a7%25d9%2585</link>
		<comments>http://www.kuyeyar.ir/note-book/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 10 Aug 2009 08:53:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[حرمین شریفین]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[مدینه منوره]]></category>
		<category><![CDATA[مکه مکرمه]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuyeyar.co.cc/?p=424</guid>
		<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;">برای اولین بار بود که سوار هواپیما می شدم، به نوعی برایم جالب بود اونهم به چه مقصدی؟! <strong>مدینه منوره!</strong> انگار در خواب چنین صحنه ای رو دیده بودم! باور کردنش برایم سخت بود هرچه در درون خود می نگریستم عملی،رفتاری،ثوابی، کاری نکرده بودم که لیاقت چنین دعوتی رو داشته باشم. برایم تعجب آور بود. به هرحال هردلیلی هم برای دعوت شدنم بوده باشد، بالاخره اینکه در عالم واقعیت سوار بر هواپیما شده بودم. وقتی به این مسئله فکر می کردم که چندلحظه دیگر این هواپیما به مقصد سرمنزل معشوق و معبود پرواز می کند، به خود گفتم ای کاش به همراه این پرواز جسمی، روح و جانم  نیز به سوی معشوق پرواز کندو اوج بگیرد و خود را نزدیکتر و ملموستر به خالق حی، معشوق واقعی ببینم اما وقتی هواپیما در باند پرواز قرار گرفت و لرزشهای بسیار هواپیما رو شاهد بودم این مسئله برایم تداعی شد که واقعا پرواز روحی و فاصله گرفتن از منیات و پستیها و دل کندن از مادیات و دنیا، هم چقدر سخته همانند این هواپیما که برای پرواز و اوج گرفتن وقتی در باند قرار میگیرد اینگونه می لرزد و سروصدا ایجاد می کند پروازروح وجان به سوی معشوق و دل کندن از این پستیها بسی سختتر است. همانطوریکه هواپیما برای کندن خود از زمین و پرواز نیاز به سرعت بالا و مطلوبی دارد، جان و روح ما نیز برای اوج گرفتن و رسیدن به معشوق، نیاز به فرار کردن و عدم توجه به آنچه در این سرای فانی از خود داریم، دارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-424"></span></p>
<p style="text-align: justify;">قرار بر این شده بود که به مدت 40 روز در مدینه منوره مشغول به خدمتگزاری باشم و دو روز پایانی در مکه مکرمه! اما دست تقدیر و لطف الهی اینگونه برای من رقم خورد که بعد از 11 روز در مدینه منوره و خدمت به زائران رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه مظلوم بقیع، جهت ادامه خدمت، به <strong>مکه مکرمه </strong>دعوت شدم! بعضیها منو دلداری می دادن می گفتن خوش بحالت، بعضیها می گفتن حال و هوای مکه بهتر از مدینه است اما برای منی که برای اولین بار اعزام شده بودم و مدینه رو تجربه کردم بودم ولی هنوز مکه رو و اون کعبه عشاق رو از نزدیک ندیده بودم گفتم ما برای خدمت کردن آمدیم نه چیز دیگری، و از این بابت برای من فرقی نمی کند چه مدینه، چه مکه!! اما در دلم می گفتم شاید ابهت و معنویت مسجدالحرام به خصوص برای سال اولیهایی مثل من، منو بگیره و شاید نتونستم حقش را درست ادا کنم که متاسفانه همین طور هم شد :( چون معمولا زائرین با کاروان و و روحانی کاروان همراه هستن و دسته جمعی می روند و کلی آماده میشن و وقتی هم چشماشون به کعبه می افتد حال خوشی دارن اما من و یکی از دوستان تنهایی رفتیم به سوی کعبه عشق!</p>
<p style="text-align: justify;">فقط می دانستم دفعه اول که نگاهم به کعبه بیفتد حاجاتم رو در نظر بگیرم و دعا کنم و نکند کسی رو از قلم بیندازم به رفیقم که چندسال سابقه داشت گفتم هروقت روبروی کعبه رسیدم به من بگو تا بتوانم سرم رو بالابگیرم! تا توانستم رفتم جلو بدون اینکه سرم رو بالا بگیرم و نگاهی به کعبه داشته باشم، لحظه، لحظه حساسی بود در دلم آشوبی برپا بود نمی دانستم چه اتفاقی برایم خواهد افتاد تا نزدیکیهای مقام ابراهیم علیه السلام جلو رفتم بدون سرم رو بالا بگیرم تا اینکه احساس کردم دیگه بس است، آن لحظه فرارسیده قبل از اینکه نگاهی به کعبه بیندازم و همچنان سرم پایین بود حاجات خودم و خانواده و دوستان و ملتمسین دعا رو در ذهنم یادآوری می کردم تا اینکه آن لحظه فرا رسید فقط همینو می تونم بگم که روی دست رفیقم باد نکردم :)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند باز بر من منت نهاد و حدود 50 روز در مجموع مدینه و منوره و مکه مکرمه به خدمت گزاری مشغول بودم هرچند این سفر اولم بود و از بعد معنویت برایم حساس، اما نتوانستم آنچنان که دلم می خواست استفاده کنم و از خداوند خواستم و بازهم می خواهم قسمت و روزی دوستان کند و دوباره نیز ما رو هم دعوت کند. انشاء الله بتوانم با تجربه ای که کسب کردم در خدمتگزاری مفیدتر باشم. انشاء الله</p>
<p style="text-align: justify;">انشاء الله در روزهای آتی تصاویری که تونستم بگیرم در پستی جداگانه خواهم گذاشت و جهت سوغاتی برای دوستان عزیز نیز به کسانی که مایل باشند یک سی دی از تصاویر سه بعدی که به مرور در این سایت گذاشته شده و خواهم گذاشت به طور یکجا برایشان ارسال خواهم کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">موفق و موید باشید.</p>
پخش زنده از مراسم حج تمتع 1388فیلم تعویض پرده کعبهگزارش تصویری از کوی یارتاریخچه پرده کعبهآیا میدانید روی پرده کعبه چی نوشته شده؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">برای اولین بار بود که سوار هواپیما می شدم، به نوعی برایم جالب بود اونهم به چه مقصدی؟! <strong>مدینه منوره!</strong> انگار در خواب چنین صحنه ای رو دیده بودم! باور کردنش برایم سخت بود هرچه در درون خود می نگریستم عملی،رفتاری،ثوابی، کاری نکرده بودم که لیاقت چنین دعوتی رو داشته باشم. برایم تعجب آور بود. به هرحال هردلیلی هم برای دعوت شدنم بوده باشد، بالاخره اینکه در عالم واقعیت سوار بر هواپیما شده بودم. وقتی به این مسئله فکر می کردم که چندلحظه دیگر این هواپیما به مقصد سرمنزل معشوق و معبود پرواز می کند، به خود گفتم ای کاش به همراه این پرواز جسمی، روح و جانم  نیز به سوی معشوق پرواز کندو اوج بگیرد و خود را نزدیکتر و ملموستر به خالق حی، معشوق واقعی ببینم اما وقتی هواپیما در باند پرواز قرار گرفت و لرزشهای بسیار هواپیما رو شاهد بودم این مسئله برایم تداعی شد که واقعا پرواز روحی و فاصله گرفتن از منیات و پستیها و دل کندن از مادیات و دنیا، هم چقدر سخته همانند این هواپیما که برای پرواز و اوج گرفتن وقتی در باند قرار میگیرد اینگونه می لرزد و سروصدا ایجاد می کند پروازروح وجان به سوی معشوق و دل کندن از این پستیها بسی سختتر است. همانطوریکه هواپیما برای کندن خود از زمین و پرواز نیاز به سرعت بالا و مطلوبی دارد، جان و روح ما نیز برای اوج گرفتن و رسیدن به معشوق، نیاز به فرار کردن و عدم توجه به آنچه در این سرای فانی از خود داریم، دارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-424"></span></p>
<p style="text-align: justify;">قرار بر این شده بود که به مدت 40 روز در مدینه منوره مشغول به خدمتگزاری باشم و دو روز پایانی در مکه مکرمه! اما دست تقدیر و لطف الهی اینگونه برای من رقم خورد که بعد از 11 روز در مدینه منوره و خدمت به زائران رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه مظلوم بقیع، جهت ادامه خدمت، به <strong>مکه مکرمه </strong>دعوت شدم! بعضیها منو دلداری می دادن می گفتن خوش بحالت، بعضیها می گفتن حال و هوای مکه بهتر از مدینه است اما برای منی که برای اولین بار اعزام شده بودم و مدینه رو تجربه کردم بودم ولی هنوز مکه رو و اون کعبه عشاق رو از نزدیک ندیده بودم گفتم ما برای خدمت کردن آمدیم نه چیز دیگری، و از این بابت برای من فرقی نمی کند چه مدینه، چه مکه!! اما در دلم می گفتم شاید ابهت و معنویت مسجدالحرام به خصوص برای سال اولیهایی مثل من، منو بگیره و شاید نتونستم حقش را درست ادا کنم که متاسفانه همین طور هم شد :( چون معمولا زائرین با کاروان و و روحانی کاروان همراه هستن و دسته جمعی می روند و کلی آماده میشن و وقتی هم چشماشون به کعبه می افتد حال خوشی دارن اما من و یکی از دوستان تنهایی رفتیم به سوی کعبه عشق!</p>
<p style="text-align: justify;">فقط می دانستم دفعه اول که نگاهم به کعبه بیفتد حاجاتم رو در نظر بگیرم و دعا کنم و نکند کسی رو از قلم بیندازم به رفیقم که چندسال سابقه داشت گفتم هروقت روبروی کعبه رسیدم به من بگو تا بتوانم سرم رو بالابگیرم! تا توانستم رفتم جلو بدون اینکه سرم رو بالا بگیرم و نگاهی به کعبه داشته باشم، لحظه، لحظه حساسی بود در دلم آشوبی برپا بود نمی دانستم چه اتفاقی برایم خواهد افتاد تا نزدیکیهای مقام ابراهیم علیه السلام جلو رفتم بدون سرم رو بالا بگیرم تا اینکه احساس کردم دیگه بس است، آن لحظه فرارسیده قبل از اینکه نگاهی به کعبه بیندازم و همچنان سرم پایین بود حاجات خودم و خانواده و دوستان و ملتمسین دعا رو در ذهنم یادآوری می کردم تا اینکه آن لحظه فرا رسید فقط همینو می تونم بگم که روی دست رفیقم باد نکردم :)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند باز بر من منت نهاد و حدود 50 روز در مجموع مدینه و منوره و مکه مکرمه به خدمت گزاری مشغول بودم هرچند این سفر اولم بود و از بعد معنویت برایم حساس، اما نتوانستم آنچنان که دلم می خواست استفاده کنم و از خداوند خواستم و بازهم می خواهم قسمت و روزی دوستان کند و دوباره نیز ما رو هم دعوت کند. انشاء الله بتوانم با تجربه ای که کسب کردم در خدمتگزاری مفیدتر باشم. انشاء الله</p>
<p style="text-align: justify;">انشاء الله در روزهای آتی تصاویری که تونستم بگیرم در پستی جداگانه خواهم گذاشت و جهت سوغاتی برای دوستان عزیز نیز به کسانی که مایل باشند یک سی دی از تصاویر سه بعدی که به مرور در این سایت گذاشته شده و خواهم گذاشت به طور یکجا برایشان ارسال خواهم کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">موفق و موید باشید.</p>
<div style="float:left;margin:0px 0px 0px 0px;"></div><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p><ul class="related_post"><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%da%a9%d9%86_%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87-%d8%ad%d8%ac-1430/" title="پخش زنده از مراسم حج تمتع 1388">پخش زنده از مراسم حج تمتع 1388</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%da%a9%d9%86_%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%aa%d8%b9%d9%88%db%8c%d8%b6-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b9%d8%a8%d9%87/" title="فیلم تعویض پرده کعبه">فیلم تعویض پرده کعبه</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%da%a9%d9%86_%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%b1/" title="گزارش تصویری از کوی یار">گزارش تصویری از کوی یار</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%da%a9%d9%86_%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b9%d8%a8%d9%87/" title="تاریخچه پرده کعبه">تاریخچه پرده کعبه</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%da%a9%d9%86_%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%a9%d8%b9%d8%a8%d9%87-%da%86%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/" title="آیا میدانید روی پرده کعبه چی نوشته شده؟">آیا میدانید روی پرده کعبه چی نوشته شده؟</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kuyeyar.ir/note-book/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چه زود دیر می شود!</title>
		<link>http://www.kuyeyar.ir/note-book/%da%86%d9%87-%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%af%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d8%af/#utm_source=rss&amp;utm_medium=rss&amp;utm_campaign=%25da%2586%25d9%2587-%25d8%25b2%25d9%2588%25d8%25af-%25d8%25af%25db%258c%25d8%25b1-%25d9%2585%25db%258c-%25d8%25b4%25d9%2588%25d8%25af</link>
		<comments>http://www.kuyeyar.ir/note-book/%da%86%d9%87-%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%af%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Apr 2009 11:51:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[سرنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[گذشته]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuyeyar.co.cc/?p=413</guid>
		<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;">همیشه اولین و آخرین لحظات، دیدارها و&#8230; در جای خودشان هیجان انگیزند، اون زمانی که تازه متولد شده بودیم برای اولین بار بود اولین لحظات را تجربه می کردیم! چون تازه از یک محیط به محیطی دیگر وارد شده بودیم و همه چیز برایمان عجیب بود! نگاهها، رفتارها و&#8230; عجیب بودند چون اطرافیان طور دیگری به ما نگاه می کردند این زمان که گذشت دیگه هم برای ما و هم برای اطرافیان عادی شد دیگه از اون نگاههای عجیب خبری نبود. وقتی برادر یا خواهر بزرگتر داشتیم که وقتی هفت ساله و راهی مدرسه میشدند دیگر آخرین لحظات صبح تا شب در خانه ماندن را تجربه می کردند و دلمون پر می کشید که کی ما نیز آخرین لحظه ها رو در خانه ماندن سپری می کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">بهرحال اون زمان نیز گذشت و بار دیگر اولین لحظات رو دوباره تجربه می کردیم اولین لحظات ورود به دبستان! و بازهم نگاهها، رفتارها و&#8230; را عجیب می دیدم چون ما رو تازه وارد می دیدند و کلاس اولی! این هم با گذشت زمان و رسیدن به پایه های بالاتر عادی می شد. وقتی سال بالاتریها رو می دیدیم که به دوره بالاتر یعنی راهنمایی می رفتند ما هم دلمون می خواست این دوره ابتدایی نیز بگذرد و سال پنجم را آخرین لحظات در دبستان بودن تجربه می کردیم و سال اول راهنمایی را اولین لحظات، و بازهم دوباره نگاهها، رفتارها و&#8230; را عجیب می دیدیم چون بازهم اولی بودیم و تازه وارد. نمی دانستیم تا کی باید در اولین لحظات این رفتارها و نگاهها رو تجربه می کردیم و همینطور آخرین لحظات راهنمایی، اولین و آخرین لحظات دبیرستان، اولین و آخرین لحظات دانشگاه (خدمت سربازی)، اولین و آخرین لحظات کارمندی (کارگری،حمالی!!! &#8230;.) بالاخره وجه مشترک اولین لحظات همیشه بی تجربگی ونگاههای عجیب بود و آخرین لحظات پختگی و با کوله باری از تجربه!!</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-413"></span></p>
<p style="text-align: justify;">این زمانها گذشت، سن کهولت رسید از کار و فعالیت بازنشسته و فارغ شدیم. به نظر شما در این زمان باید منتظر کدام اولین و آخرین لحظات باشیم؟ چه سرنوشت دیگری دوباره برای ما رقم خواهد خورد که اولین لحظات و آخرین لحظات را تجربه کنیم؟خب طبیعتا تنها چیزی که به ذهنمان خطور می کند آخرین لحظات عمر و زندگیمان و اولین لحظات برزخیمان است! اما اگر یه سری به قبرستانها جهت ادای احترام و ذکر فاتحه ای رفته باشیم با قبرهای افراد یک ماهه تا 120 ساله برخورد کرده ایم و این نکته را برای ما تداعی می شود که این آخرین و اولین لحظات عمرمان، دست خود ما نیست! و هر زمان و در هرمکانی ممکن است آخرین لحظات عمرمان را تجربه کنیم. یه نگاه به گذشته بیندازیم! تمام اعمال و رفتار گذشته خود را بررسی کنیم. چه کرده ایم؟ چگونه بوده ایم؟ چه برای خود برداشته ایم؟ چی گذاشته ایم؟ دوباره اون نگاههای عجیب چگونه خواهد بود؟ آیا اون نگاهها غضب آلود و عذاب آور خواهند بود یا نه نگاهها، نگاههای رحمت و برکت و نعمت؟!!</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>راستی من که چیزی یادم نمیاد آیا شما یادتون میاد که با فرشته مرگ قراردادی درباره زمان مرگ و سکرات موتتان امضاء کرده باشید؟</strong></p>
اسکرین سیور + اسماءاللهشانس خود را افزایش دهید!از کوی یار آمده ام!ستونهای مسجدالنبیشب سرنوشت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">همیشه اولین و آخرین لحظات، دیدارها و&#8230; در جای خودشان هیجان انگیزند، اون زمانی که تازه متولد شده بودیم برای اولین بار بود اولین لحظات را تجربه می کردیم! چون تازه از یک محیط به محیطی دیگر وارد شده بودیم و همه چیز برایمان عجیب بود! نگاهها، رفتارها و&#8230; عجیب بودند چون اطرافیان طور دیگری به ما نگاه می کردند این زمان که گذشت دیگه هم برای ما و هم برای اطرافیان عادی شد دیگه از اون نگاههای عجیب خبری نبود. وقتی برادر یا خواهر بزرگتر داشتیم که وقتی هفت ساله و راهی مدرسه میشدند دیگر آخرین لحظات صبح تا شب در خانه ماندن را تجربه می کردند و دلمون پر می کشید که کی ما نیز آخرین لحظه ها رو در خانه ماندن سپری می کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">بهرحال اون زمان نیز گذشت و بار دیگر اولین لحظات رو دوباره تجربه می کردیم اولین لحظات ورود به دبستان! و بازهم نگاهها، رفتارها و&#8230; را عجیب می دیدم چون ما رو تازه وارد می دیدند و کلاس اولی! این هم با گذشت زمان و رسیدن به پایه های بالاتر عادی می شد. وقتی سال بالاتریها رو می دیدیم که به دوره بالاتر یعنی راهنمایی می رفتند ما هم دلمون می خواست این دوره ابتدایی نیز بگذرد و سال پنجم را آخرین لحظات در دبستان بودن تجربه می کردیم و سال اول راهنمایی را اولین لحظات، و بازهم دوباره نگاهها، رفتارها و&#8230; را عجیب می دیدیم چون بازهم اولی بودیم و تازه وارد. نمی دانستیم تا کی باید در اولین لحظات این رفتارها و نگاهها رو تجربه می کردیم و همینطور آخرین لحظات راهنمایی، اولین و آخرین لحظات دبیرستان، اولین و آخرین لحظات دانشگاه (خدمت سربازی)، اولین و آخرین لحظات کارمندی (کارگری،حمالی!!! &#8230;.) بالاخره وجه مشترک اولین لحظات همیشه بی تجربگی ونگاههای عجیب بود و آخرین لحظات پختگی و با کوله باری از تجربه!!</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-413"></span></p>
<p style="text-align: justify;">این زمانها گذشت، سن کهولت رسید از کار و فعالیت بازنشسته و فارغ شدیم. به نظر شما در این زمان باید منتظر کدام اولین و آخرین لحظات باشیم؟ چه سرنوشت دیگری دوباره برای ما رقم خواهد خورد که اولین لحظات و آخرین لحظات را تجربه کنیم؟خب طبیعتا تنها چیزی که به ذهنمان خطور می کند آخرین لحظات عمر و زندگیمان و اولین لحظات برزخیمان است! اما اگر یه سری به قبرستانها جهت ادای احترام و ذکر فاتحه ای رفته باشیم با قبرهای افراد یک ماهه تا 120 ساله برخورد کرده ایم و این نکته را برای ما تداعی می شود که این آخرین و اولین لحظات عمرمان، دست خود ما نیست! و هر زمان و در هرمکانی ممکن است آخرین لحظات عمرمان را تجربه کنیم. یه نگاه به گذشته بیندازیم! تمام اعمال و رفتار گذشته خود را بررسی کنیم. چه کرده ایم؟ چگونه بوده ایم؟ چه برای خود برداشته ایم؟ چی گذاشته ایم؟ دوباره اون نگاههای عجیب چگونه خواهد بود؟ آیا اون نگاهها غضب آلود و عذاب آور خواهند بود یا نه نگاهها، نگاههای رحمت و برکت و نعمت؟!!</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>راستی من که چیزی یادم نمیاد آیا شما یادتون میاد که با فرشته مرگ قراردادی درباره زمان مرگ و سکرات موتتان امضاء کرده باشید؟</strong></p>
<div style="float:left;margin:0px 0px 0px 0px;"></div><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p><ul class="related_post"><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/download/%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%85%d8%a7%d8%a1%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87/" title="اسکرین سیور + اسماءالله">اسکرین سیور + اسماءالله</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%b4%d8%a7%d9%86%d8%b3-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%af%d9%87%db%8c%d8%af/" title="شانس خود را افزایش دهید!">شانس خود را افزایش دهید!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/note-book/%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%85/" title="از کوی یار آمده ام!">از کوی یار آمده ام!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%da%a9%d9%86_%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3/%d8%b3%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b3%d8%ac%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%86%d8%a8%db%8c/" title="ستونهای مسجدالنبی">ستونهای مسجدالنبی</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/note-book/%d8%b4%d8%a8-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa/" title="شب سرنوشت">شب سرنوشت</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kuyeyar.ir/note-book/%da%86%d9%87-%d8%b2%d9%88%d8%af-%d8%af%db%8c%d8%b1-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پنج کار اساسی برای انجام آزادانه گناه!!</title>
		<link>http://www.kuyeyar.ir/mabahes/%d9%be%d9%86%d8%ac-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%a7%d9%87/#utm_source=rss&amp;utm_medium=rss&amp;utm_campaign=%25d9%25be%25d9%2586%25d8%25ac-%25da%25a9%25d8%25a7%25d8%25b1-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d8%25a7%25d8%25b3%25db%258c-%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25a7%25d9%2586%25d8%25ac%25d8%25a7%25d9%2585-%25d8%25a2%25d8%25b2%25d8%25a7%25d8%25af%25d8%25a7%25d9%2586%25d9%2587-%25da%25af%25d9%2586%25d8%25a7%25d9%2587</link>
		<comments>http://www.kuyeyar.ir/mabahes/%d9%be%d9%86%d8%ac-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%a7%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Jan 2009 08:41:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[مباحث]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[خدا]]></category>
		<category><![CDATA[معصیت]]></category>
		<category><![CDATA[گناه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuyeyar.co.cc/?p=303</guid>
		<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;">باعرض سلام خدمت دوستان گلم،</p>
<p style="text-align: justify;">متاسفانه با شروع شدن امتحانات پایان ترم، حدود دو هفته ای نتوانستم وبلاگم را بروز کنم و از شما دوستان عزیز واقعا عذر می خواهم، اکنون هم که در میان امتحانات به سر می برم یه فراغت خاطری حاصل شده، آمدم تا دینم را ادا کنم امیدوارم که مورد توجه و قبول شما دوستان واقع شود.</p>
<p style="text-align: justify;">همانطوریکه می دانیم همه ما خطاکاریم و خواسته یا ناخواسته مرتکب خطا می شویم و آغشته به گناه و معصیت الهی هستیم و زیاد هم در مورد راهها و توصیه ها و پندها و نصیحهایی جهت دوری از گناهان شنیده باشیم و این مسئله شاید دغدغه افکارما باشد که چه کنیم که مرتکب گناه و معصیت الهی نشویم؟ چرا با وجود 124000 پیامبر که برای هدایت و رساندن بشر به کمال وسعادت ،از ناحیه خداوند رحمان آمده اند بی توجه ایم و باید به حرف یک فرد رانده شده از درگاه الهی، یعنی شیطان، گوش فرا دهیم و خالق خود را معصیت نماییم؟!!</p>
<p style="text-align: justify;">اگر خوب به موعظه ها و پندها دقت کنیم همه جنبه بازدارندگی دارند و راهی را نشان داده اند که با جدی گرفتن آن توصیه ها، مرتکب گناه نشویم که اکثرا به علت ضعیف النفس بودنمان، بازهم مرتکب می شویم مگر اینکه خود خداوند لطف و رحمتش را شامل حالمان کند که یک انقلاب درونی، برایمان ایجاد شود که بتوانیم خود را از منجلاب گناه نجات دهیم.</p>
<p style="text-align: justify;">یکی از این مواعظ، توصیه هایی است امام حسین علیه السلام به پیروان خود داشته اند: و آنهم اینکه در سرگذشت دیگران که پیش از این در دنیا بودند و در رفاه و آسایش زندگی می‏کردند تأمل کنند و همواره به یاد مرگ باشند چرا که این کار انسان را از گناه باز می‏دارد. آن‏حضرت می‏فرمایند: «ای فرزند آدم، کمی اندیشه کن و به خطاب به نفس خود بگو: پادشاهان و صاحبان دنیا و جهان‏داران گذشته کجایند؟ آنهایی که شهرها بنا کردند و نهرها را جاری کردند و&#8230; و سرانجام با بی‏میلی از همه آنها جدا شده، از دنیا رفتند و همه را برای دیگران به ارث گذاشتند. ما هم روزی مثل آنها همه چیز را به دیگران وا گذاشته، به آنها خواهیم پیوست. ای فرزند آدم، هنگامی را به یاد آور که با مرگ دست و پنجه نرم می‏کنی و در قبر پهلو به زمین می‏گذاری و در پیشگاه خدا تمام اعضای بدنت علیه تو گواهی خواهند داد و رازهای پنهان آشکار شده، ترازوهای عدالت برقرار می‏شود».</p>
<p style="text-align: justify;">آنچه امروز می خواهم برای شما بگویم، توصیه ها و مواعظی از این قبیل نیست، برخلاف تمام این مواعظ که می گویند گناه نکنیم و ما را از آتش و عذاب الهی می ترسانند،می خواهم یک راهی را به  شما دوستان و کسانی که مانند من نمی توانند خود را گناه کردن نجات دهند نشان بدهم که بتوانید بدون هیچ دغدغه و بدون اینکه برای شما گناهی نوشته شود و شما را در آتش و عذاب اخروی و دنیوی گرفتار نماید، گناه خود را مرتکب شوید و آزادانه و هرطوریکه دوست دارید زندگی نمایید. فقط باید چند کاری که برایتان معرفی می کنم را انجام دهید بعد از آن هرچه خواستید و توانستید مرتکب شوید حتی قتل و زنا و شرک و&#8230; که از بزرگترین گناهان هستند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-303"></span></p>
<p style="text-align: justify;">شاید تعجب کنید که مرا چه شده است که اینگونه دم می زنم و شما را به راهی آزاد جهت انجام گناه فرا می خوانم بدون اینکه گناهی برای شما بنویسند.یا شاید تصور کنید فشار امتحانات بر من وارد شده که نمی توانم خود را کنترل نمایم و مرا دیوانه نموده است؟!!اما توصیه می کنم  عجله نکنید  و تا آخر بخوانید و خود قضاوت کنید و آنرا آخرین دارویی بدانیدکه می تواند خیال شما را آسوده نماید.</p>
<p style="text-align: justify;">اما آن کارها کدامند؟ پس خوب دستورالعمل زیر را به کار برید و هرچه خواستید مرتکب شوید و خداوند نیز با شما کاری نخواهد داشت و از عذاب او در امان خواهی ماند! خود را هم ناراحت نکنید فقط 5 کاراست و از توضیح بیشتر در مورد آنها پرهیز می کنم چون خود گویا هستند. اما&#8230;.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>کاراول:  روزی خدا را نخور و هر چه می خواهی گناه کن.<br />
کاردوم: از ولایت خدا بیرون رو و هر چه خواستی گناه کن.<br />
کارسوم: در جایی گناه کن که خدا تو را نبیند.<br />
کارچهارم: به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائیل جانت را بگیرد و هر چه خواستی گناه کن.<br />
کارپنجم: وقتی مالک دوزخ تو را به آتش می اندازد، داخل آتش نرو، آن وقت هر گناهی خواستی انجام ده.</strong>
</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">مشاهده کردین می شود گناهی را آزادانه مرتکب شد!!! درست حدس زدین ا ین راهها را امام حسین علیه السلام به فردگناهکاری که نمی توانست در مقابل گناهان و معصیت، صبر نماید توصیه نموده اند. اگر شما هم مانند من صبر در برابر معاصی ندارین اگر توانستید این کارها را انجام دهید و بعد مرتکب گناه شوید. اگر می گویید این کارها ممکن نیست پس چرا در محضر خدا و با ارتزاق روزی خدا و بروی ملک خدا مانند آب خوردن مرتکب گناه می شویم؟!!!!</p>
<p style="text-align: justify;">اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا</p>
بیایید مواظب این باشیم!!عجب میزبانی و عجب مهمانیمعرفی می کنم: شیطان!! (قسمت اول)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">باعرض سلام خدمت دوستان گلم،</p>
<p style="text-align: justify;">متاسفانه با شروع شدن امتحانات پایان ترم، حدود دو هفته ای نتوانستم وبلاگم را بروز کنم و از شما دوستان عزیز واقعا عذر می خواهم، اکنون هم که در میان امتحانات به سر می برم یه فراغت خاطری حاصل شده، آمدم تا دینم را ادا کنم امیدوارم که مورد توجه و قبول شما دوستان واقع شود.</p>
<p style="text-align: justify;">همانطوریکه می دانیم همه ما خطاکاریم و خواسته یا ناخواسته مرتکب خطا می شویم و آغشته به گناه و معصیت الهی هستیم و زیاد هم در مورد راهها و توصیه ها و پندها و نصیحهایی جهت دوری از گناهان شنیده باشیم و این مسئله شاید دغدغه افکارما باشد که چه کنیم که مرتکب گناه و معصیت الهی نشویم؟ چرا با وجود 124000 پیامبر که برای هدایت و رساندن بشر به کمال وسعادت ،از ناحیه خداوند رحمان آمده اند بی توجه ایم و باید به حرف یک فرد رانده شده از درگاه الهی، یعنی شیطان، گوش فرا دهیم و خالق خود را معصیت نماییم؟!!</p>
<p style="text-align: justify;">اگر خوب به موعظه ها و پندها دقت کنیم همه جنبه بازدارندگی دارند و راهی را نشان داده اند که با جدی گرفتن آن توصیه ها، مرتکب گناه نشویم که اکثرا به علت ضعیف النفس بودنمان، بازهم مرتکب می شویم مگر اینکه خود خداوند لطف و رحمتش را شامل حالمان کند که یک انقلاب درونی، برایمان ایجاد شود که بتوانیم خود را از منجلاب گناه نجات دهیم.</p>
<p style="text-align: justify;">یکی از این مواعظ، توصیه هایی است امام حسین علیه السلام به پیروان خود داشته اند: و آنهم اینکه در سرگذشت دیگران که پیش از این در دنیا بودند و در رفاه و آسایش زندگی می‏کردند تأمل کنند و همواره به یاد مرگ باشند چرا که این کار انسان را از گناه باز می‏دارد. آن‏حضرت می‏فرمایند: «ای فرزند آدم، کمی اندیشه کن و به خطاب به نفس خود بگو: پادشاهان و صاحبان دنیا و جهان‏داران گذشته کجایند؟ آنهایی که شهرها بنا کردند و نهرها را جاری کردند و&#8230; و سرانجام با بی‏میلی از همه آنها جدا شده، از دنیا رفتند و همه را برای دیگران به ارث گذاشتند. ما هم روزی مثل آنها همه چیز را به دیگران وا گذاشته، به آنها خواهیم پیوست. ای فرزند آدم، هنگامی را به یاد آور که با مرگ دست و پنجه نرم می‏کنی و در قبر پهلو به زمین می‏گذاری و در پیشگاه خدا تمام اعضای بدنت علیه تو گواهی خواهند داد و رازهای پنهان آشکار شده، ترازوهای عدالت برقرار می‏شود».</p>
<p style="text-align: justify;">آنچه امروز می خواهم برای شما بگویم، توصیه ها و مواعظی از این قبیل نیست، برخلاف تمام این مواعظ که می گویند گناه نکنیم و ما را از آتش و عذاب الهی می ترسانند،می خواهم یک راهی را به  شما دوستان و کسانی که مانند من نمی توانند خود را گناه کردن نجات دهند نشان بدهم که بتوانید بدون هیچ دغدغه و بدون اینکه برای شما گناهی نوشته شود و شما را در آتش و عذاب اخروی و دنیوی گرفتار نماید، گناه خود را مرتکب شوید و آزادانه و هرطوریکه دوست دارید زندگی نمایید. فقط باید چند کاری که برایتان معرفی می کنم را انجام دهید بعد از آن هرچه خواستید و توانستید مرتکب شوید حتی قتل و زنا و شرک و&#8230; که از بزرگترین گناهان هستند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span id="more-303"></span></p>
<p style="text-align: justify;">شاید تعجب کنید که مرا چه شده است که اینگونه دم می زنم و شما را به راهی آزاد جهت انجام گناه فرا می خوانم بدون اینکه گناهی برای شما بنویسند.یا شاید تصور کنید فشار امتحانات بر من وارد شده که نمی توانم خود را کنترل نمایم و مرا دیوانه نموده است؟!!اما توصیه می کنم  عجله نکنید  و تا آخر بخوانید و خود قضاوت کنید و آنرا آخرین دارویی بدانیدکه می تواند خیال شما را آسوده نماید.</p>
<p style="text-align: justify;">اما آن کارها کدامند؟ پس خوب دستورالعمل زیر را به کار برید و هرچه خواستید مرتکب شوید و خداوند نیز با شما کاری نخواهد داشت و از عذاب او در امان خواهی ماند! خود را هم ناراحت نکنید فقط 5 کاراست و از توضیح بیشتر در مورد آنها پرهیز می کنم چون خود گویا هستند. اما&#8230;.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>کاراول:  روزی خدا را نخور و هر چه می خواهی گناه کن.<br />
کاردوم: از ولایت خدا بیرون رو و هر چه خواستی گناه کن.<br />
کارسوم: در جایی گناه کن که خدا تو را نبیند.<br />
کارچهارم: به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائیل جانت را بگیرد و هر چه خواستی گناه کن.<br />
کارپنجم: وقتی مالک دوزخ تو را به آتش می اندازد، داخل آتش نرو، آن وقت هر گناهی خواستی انجام ده.</strong>
</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">مشاهده کردین می شود گناهی را آزادانه مرتکب شد!!! درست حدس زدین ا ین راهها را امام حسین علیه السلام به فردگناهکاری که نمی توانست در مقابل گناهان و معصیت، صبر نماید توصیه نموده اند. اگر شما هم مانند من صبر در برابر معاصی ندارین اگر توانستید این کارها را انجام دهید و بعد مرتکب گناه شوید. اگر می گویید این کارها ممکن نیست پس چرا در محضر خدا و با ارتزاق روزی خدا و بروی ملک خدا مانند آب خوردن مرتکب گناه می شویم؟!!!!</p>
<p style="text-align: justify;">اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا</p>
<div style="float:left;margin:0px 0px 0px 0px;"></div><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p><ul class="related_post"><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/mabahes/%d8%a8%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%b8%d8%a8-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85/" title="بیایید مواظب این باشیم!!">بیایید مواظب این باشیم!!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/note-book/%d8%b9%d8%ac%d8%a8-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d8%ac%d8%a8-%d9%85%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/" title="عجب میزبانی و عجب مهمانی">عجب میزبانی و عجب مهمانی</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%86%d9%85-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-1/" title="معرفی می کنم: شیطان!! (قسمت اول)">معرفی می کنم: شیطان!! (قسمت اول)</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kuyeyar.ir/mabahes/%d9%be%d9%86%d8%ac-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%af%d9%86%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>محرم آمد و ماهم عزا شد&#8230;</title>
		<link>http://www.kuyeyar.ir/etrat/%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%a2%d9%85%d8%af-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%b9%d8%b2%d8%a7-%d8%b4%d8%af/#utm_source=rss&amp;utm_medium=rss&amp;utm_campaign=%25d9%2585%25d8%25ad%25d8%25b1%25d9%2585-%25d8%25a2%25d9%2585%25d8%25af-%25d9%2588-%25d9%2585%25d8%25a7%25d9%2587%25d9%2585-%25d8%25b9%25d8%25b2%25d8%25a7-%25d8%25b4%25d8%25af</link>
		<comments>http://www.kuyeyar.ir/etrat/%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%a2%d9%85%d8%af-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%b9%d8%b2%d8%a7-%d8%b4%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 29 Dec 2008 09:18:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[عترت]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[امام حسین علیه السلام]]></category>
		<category><![CDATA[عاشورا]]></category>
		<category><![CDATA[فلسطین]]></category>
		<category><![CDATA[محرم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuyeyar.co.cc/?p=295</guid>
		<description><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong><img class="alignleft" title="محرم، ماه عزای شیعیان تسلیت" src="http://kuyeyar.com/upload/files/03z9adsfzlvxkzum02ha.jpg" alt="" width="226" height="233" />محرم آمد و ماهم عزا شد*** حسینم وارد کرببلا شد.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">باز دلها را غم گرفت، باز دستها زانوها را در برگرفت، باز دنیای اسلام ماتم گرفت، باز یاد مصائب عزیز زهرا اوج گرفت، باز باد مخالف علیه آل نور وزیدن گرفت و باز محرم آمد ماه غم و اندوه آمد. باز صدای ناله ها و العطش کودکان معصوم آمد. باز یاد شکنجه ها و اسارت آل الله در اذهان زنده شد، باز صدای هل من ناصر ینصرنی فرزند زهرا سلام الله علیها گوشمان را نوازش داد. اما انگار امسال به گونه دیگریست انگار دنیای اسلام گوشه ای از این همه مصائب را دارد تجربه می کند انگار اسلام دارد فریاد می زند و همان جمله معروف ارباب خود را تکرار می کند: هل من ناصر ینصرنی. آیا می شنوی، درست فهمیده اید این صدای مظلوم مردم فلسطین و غزه است که صدای خود را بلند کرده اند اما کجاست گوش شنوا!! چرا اینقدر سکوت!!  حضرت سیدالشهدا علیه السلام جوابش را می دانند: <strong>آری، در اثر هدایای حرامی که به دست شما رسیده و در اثر غذاهای حرام و لقمه های غیرمشروعی که شکم های شما از آنها انباشته شده، خدا این چنین بر دل های شما مهر زده است. وای بر شما!</strong></p>
<p style="text-align: justify;">آری لقمه های حرام، دل و وجدان آنها را نابود کرده که هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند. امروز صدای دنیای اسلام بلند است: هل من ناصر ینصرنی!! اما انگار نوای دیگری نیز گوش اهالی دل را می نوازد: هل من ناصر ینصرنی؟!! می گویند صدا، صدای عزیز فاطمه سلام الله علیها، یوسف زهراست. در کربلا بین این همه مدعی 72 نفر ماندند اما امروزه در میان این همه مدعی دریغ از 313 نفر؟!!!! ما به کجا می رویم؟!! خداوند ما را به راه راست هدایت کند. ان شاء الله.</p>
قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام (1)قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام(2)جایگاه خود را در کربلا ببینید!به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!نکاتی از زیارت عاشورا(1)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong><img class="alignleft" title="محرم، ماه عزای شیعیان تسلیت" src="http://kuyeyar.com/upload/files/03z9adsfzlvxkzum02ha.jpg" alt="" width="226" height="233" />محرم آمد و ماهم عزا شد*** حسینم وارد کرببلا شد.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">باز دلها را غم گرفت، باز دستها زانوها را در برگرفت، باز دنیای اسلام ماتم گرفت، باز یاد مصائب عزیز زهرا اوج گرفت، باز باد مخالف علیه آل نور وزیدن گرفت و باز محرم آمد ماه غم و اندوه آمد. باز صدای ناله ها و العطش کودکان معصوم آمد. باز یاد شکنجه ها و اسارت آل الله در اذهان زنده شد، باز صدای هل من ناصر ینصرنی فرزند زهرا سلام الله علیها گوشمان را نوازش داد. اما انگار امسال به گونه دیگریست انگار دنیای اسلام گوشه ای از این همه مصائب را دارد تجربه می کند انگار اسلام دارد فریاد می زند و همان جمله معروف ارباب خود را تکرار می کند: هل من ناصر ینصرنی. آیا می شنوی، درست فهمیده اید این صدای مظلوم مردم فلسطین و غزه است که صدای خود را بلند کرده اند اما کجاست گوش شنوا!! چرا اینقدر سکوت!!  حضرت سیدالشهدا علیه السلام جوابش را می دانند: <strong>آری، در اثر هدایای حرامی که به دست شما رسیده و در اثر غذاهای حرام و لقمه های غیرمشروعی که شکم های شما از آنها انباشته شده، خدا این چنین بر دل های شما مهر زده است. وای بر شما!</strong></p>
<p style="text-align: justify;">آری لقمه های حرام، دل و وجدان آنها را نابود کرده که هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند. امروز صدای دنیای اسلام بلند است: هل من ناصر ینصرنی!! اما انگار نوای دیگری نیز گوش اهالی دل را می نوازد: هل من ناصر ینصرنی؟!! می گویند صدا، صدای عزیز فاطمه سلام الله علیها، یوسف زهراست. در کربلا بین این همه مدعی 72 نفر ماندند اما امروزه در میان این همه مدعی دریغ از 313 نفر؟!!!! ما به کجا می رویم؟!! خداوند ما را به راه راست هدایت کند. ان شاء الله.</p>
<div style="float:left;margin:0px 0px 0px 0px;"></div><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p><ul class="related_post"><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/" title="قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام (1)">قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام (1)</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%88-%d8%b4%d9%87%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-2/" title="قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام(2)">قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام(2)</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/mabahes/%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/" title="جایگاه خود را در کربلا ببینید!">جایگاه خود را در کربلا ببینید!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%d8%a8%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%a7-%d9%87%d8%b3%d8%aa/" title="به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!">به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/etrat/%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7-1/" title="نکاتی از زیارت عاشورا(1)">نکاتی از زیارت عاشورا(1)</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kuyeyar.ir/etrat/%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%a2%d9%85%d8%af-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%85-%d8%b9%d8%b2%d8%a7-%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آن چیزی که اسلام برای عرضه داشت!</title>
		<link>http://www.kuyeyar.ir/etrat/%d8%a2%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%b1%d8%b6%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa/#utm_source=rss&amp;utm_medium=rss&amp;utm_campaign=%25d8%25a2%25d9%2586-%25da%2586%25db%258c%25d8%25b2%25db%258c-%25da%25a9%25d9%2587-%25d8%25a7%25d8%25b3%25d9%2584%25d8%25a7%25d9%2585-%25d8%25a8%25d8%25b1%25d8%25a7%25db%258c-%25d8%25b9%25d8%25b1%25d8%25b6%25d9%2587-%25d8%25af%25d8%25a7%25d8%25b4%25d8%25aa</link>
		<comments>http://www.kuyeyar.ir/etrat/%d8%a2%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%b1%d8%b6%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 15 Dec 2008 09:00:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[عترت]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشتها]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[امامت]]></category>
		<category><![CDATA[غدیرخم]]></category>
		<category><![CDATA[هدف]]></category>
		<category><![CDATA[ولایت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuyeyar.co.cc/?p=286</guid>
		<description><![CDATA[<h3 style="text-align: center;"><span style="color: #008000;"><strong>الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام</strong></span></h3>
<h4 class="MsoNormal" style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #339966;">این عید ولایت، عید امامت، عید عظیم مسلمانان جهان، عید غدیرخم بر شما مبارک باد.</span></h4>
<h4 style="text-align: center;"><span style="color: #008000;">جلوه گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر</span></h4>
<h4 style="text-align: center;"><span style="color: #008000;">ریخت از خم، ولایت، می به مینای غدیر</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">واقعه غدیر خم، یکی از حادثه های مهم تاریخ اسلام به شمار می رود بطوریکه خداوند از رسول گرامی اسلام می خواهد که این روز را از بزرگترین اعیاد اسلامی قرار دهند و این روز را مبارک گردانند. و این عظمت این روز باید به خاطر حادثه عظیمی باشد که در چنین روزی اتفاق افتاده است.</p>
<h4 class="MsoNormal" style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="alignleft" title="عیدولایت مبارک" src="http://kuyeyar.com/upload/files/rok12uaqdccuhzohh5f3.jpg" alt="" width="180" height="278" /></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">در یکی از سایتها به این مطلب مواجه شدم که ادعا می کرد که دین اسلام و حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم چیز جدیدی برای بشر نیاورده اند بلکه هرچه آورده است در ادیان دیگر نیز وجود داشته است. بد نیست در مورد این مسئله مطالبی را هرچند اندک که زاییده فکر ناقص من است عرض کنم:</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">خداوند انسان را آفرید و برای سعادت و به کمال رساندن وی، پیامبران و رسولانی را در قالب ادیان متعددی فرستاد که این ادیان از طرف خداوند متعال واحد آمدند و تمام ادیان یک چیز را فریاد می زدند و آنهم توحید و یکتاپرستی بود. به طور کلی از آدم تا خاتم، خداوند یک دین را برای مردم ارزانی داشته است و آنهم اسلام است. در حقیقت خداوند یک پروژه ای را به تدریج و با پیشرفت فکری و اعتقادی مردم، تکمیل نمود به طوریکه خود پیامبران نیز وعده پیامبر بعدی را می دادند تا اینکه به آخرین پیامبر، یعنی خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم رسید تا آنجائیکه خداوند خود اراده فرموده است که این پروژه را توسط حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم تکمیل نماید و ایشان را آخرین پیامبران و تکمیل کننده این پروژه معرفی کرده است: مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است و خدا همواره بر هر چيزى داناست(احزاب/40).</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">اما چگونه این را تکمیل نمود؟  خداوند بعد از 23 سال تحمل مصائب و سختیهای بسیار که رسول مکرم و اسلام  و پیروانش متحمل شدند، بعد از حجة الوداع و در صحرای غدیر خم، به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمان ابلاغ مهمترین دستوراتش را داد و به او هشدار داد که اگر این امر را ابلاغ نکند تمام زحمات 23 ساله اش برباد خواهد رفت. به طوریکه می فرماید: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ، اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏دارد آرى خدا گروه كافران را هدايت نمى‏كند(مائده/67).</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl"><span id="more-286"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">در این آیه نکته ایست که به آنها اشاره می کنم. در این آیه خداوند می گوید ابلاغ کن و سپس می گوید: وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ، این بدین معناست که اگر قرار بود که ایشان همان را فقط ابلاغ کند کافی نبود بلکه باید عملا نشان دهد چون تفعل از باب فعل و عمل به کاری می آید.که پیامبر نیز چنین کرد در صحرایی به نام خم، مردم را جمع کرد از آنهایی که رفته بودند خواست که برگردند و صبر کردند تا آنهایی که هنوز نیامده اند برسند و در میان مردم و بروی جهاز شترهایی که آماده شده بود قرار گرفت و از هرچهار طرف اقرار گرفت که صدای ایشان را می شنوند و در همان حال بعد از خطبه ای طولانی، فرمان خداوند را که همان برگزیدن امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام به امر ولایت و امامت بود را به مردم ابلاغ کرد و اینجا بود که خداوند این آیه را نازل نمود که: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا، امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت‏خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم(مائده/3) و اینگونه بود که خداوند این پروژه چندین هزارساله خود را تکمیل نمود و از مردم خواست که آنرا گرامی دارند و به این آیین روی آورند و حال بماند که چرا اکثرا روی گردان شدند!</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">و چگونه ممکن است که خداوند این پروژه عظیم اسلام را با حرام کردن گوشت خوک و مردار و پرهیز از خوردن آن تکمیل نماید؟ و چه چیز باعث شده است خداوند به پیامبرش امر کند که ابلاغ کن و نترس که خداوند او را از گزند مردم نگه می دارد؟ که اگر قرار بود پیامبر بترسد وقتی که یکه و تنها اوایل رسالتش در مقابل کفار  قرار گرفته بود می ترسید نه هنگامیکه هزاران نفر در اطرافش گرفته اند؟!!</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">و در نهایت باید در جواب آن سایت بگویم که اگر اسلام چیز جدیدی برای عرضه کردن نداشته باشد، که قطعا دارد، تنها امر جدیدی که مختص اسلام و مسلمانان است امر ولایت و امامت است که خداوند هشدار می دهد اگر چنین امری صورت نگیرد زحمات 23 پیامبر که هیچ، زحمات پیامبران گذشته را نیز برباد خواهد داد.</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">و این امر امامت نیز توسط خاتم الاوصیاء، حضرت ولی عصر ارواحناه فداه و در جهت گسترش حکومت جهانی الهی، ختم شده است و به امید اینکه روزی بیاید با ظهور ایشان، ندای لااله الاالله کل هستی را طنین انداز کند. ان شاء الله</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">آنجائیکه فرشتگان نسبت به خلقت آدم اعتراض کردند و گفتندأَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ، آيا در زمین كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى‏كنيم و به تقديست مى‏پردازيم ، خداوند در جواب فرمود: قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ، من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.(بقره/30) در حقیقت می توان گفت که خداوند خواسته به آنها بفهماند که خداوند این بشر سرپاگنهکار را خلق نکرده که چپاول کنند و به دیگر کشورها و دیگر مردم تجاوز نمایند و همین آنها را به همین امر وانهد تا در صور دمیده شود و قیامت را به پا کند بلکه خداوند با مبعوث کردن 124000 پیامبر زمینه و مقدمه ای قرار داده است تا با امر ولایت و امامت دینش را تکمیل نماید و در نهایت این امامت  توسط آخرین حجت و ولی خود بروی زمین، منجر به حکومت مقتدرانه الهی در سراسر این گیتی شود تا بشر با کمال خیر و سعادت یکپارچه سرتسلیم به پیشگاه قدس ربوبیتش فرونهند و آنچه حکمتش برآن مقدر شده است را اجرا نماید. که اگر غیر از این بود آیا خداوند کار عبث کرده است؟ آیا خداوند با اتمام رسالت، به این مسئله فکر نکرده است که مردم را به چه امیدی در این دنیا باقی گذارد؟ به طوریکه هرکه زورش بیش، دنیایش آبادتر!</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">نعوذبالله که خداوند کار عبث کند که : أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا، آيا پنداشتيد كه شما را بیهوده آفريده‏ايم(مومنون/23). پس بیایید بایکدیگر دست به دعا بلند کنیم و از خداوند بخواهیم که با ظهور آخرین منجی و ولی رحمت خود، این دنیای زور و ستم و غارتگری و بی عدالتی را به دنیایی گلستان در کنار ولایت سرورکائنات، امام زمان عجل الله تعالی فرجه و الشریف تبدیل کند. آمین.</p>
<h2 class="MsoNormal" style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #008000;">اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر</span></h2>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center;" dir="rtl" align="center"><span style="font-size: 18pt; font-family: wm_Nastaliq;" lang="FA"><br />
</span></p>
آیا خودت را قربانی کرده ای؟!یک تلنگر!!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3 style="text-align: center;"><span style="color: #008000;"><strong>الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام</strong></span></h3>
<h4 class="MsoNormal" style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #339966;">این عید ولایت، عید امامت، عید عظیم مسلمانان جهان، عید غدیرخم بر شما مبارک باد.</span></h4>
<h4 style="text-align: center;"><span style="color: #008000;">جلوه گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر</span></h4>
<h4 style="text-align: center;"><span style="color: #008000;">ریخت از خم، ولایت، می به مینای غدیر</span></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">واقعه غدیر خم، یکی از حادثه های مهم تاریخ اسلام به شمار می رود بطوریکه خداوند از رسول گرامی اسلام می خواهد که این روز را از بزرگترین اعیاد اسلامی قرار دهند و این روز را مبارک گردانند. و این عظمت این روز باید به خاطر حادثه عظیمی باشد که در چنین روزی اتفاق افتاده است.</p>
<h4 class="MsoNormal" style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="alignleft" title="عیدولایت مبارک" src="http://kuyeyar.com/upload/files/rok12uaqdccuhzohh5f3.jpg" alt="" width="180" height="278" /></h4>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">در یکی از سایتها به این مطلب مواجه شدم که ادعا می کرد که دین اسلام و حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم چیز جدیدی برای بشر نیاورده اند بلکه هرچه آورده است در ادیان دیگر نیز وجود داشته است. بد نیست در مورد این مسئله مطالبی را هرچند اندک که زاییده فکر ناقص من است عرض کنم:</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">خداوند انسان را آفرید و برای سعادت و به کمال رساندن وی، پیامبران و رسولانی را در قالب ادیان متعددی فرستاد که این ادیان از طرف خداوند متعال واحد آمدند و تمام ادیان یک چیز را فریاد می زدند و آنهم توحید و یکتاپرستی بود. به طور کلی از آدم تا خاتم، خداوند یک دین را برای مردم ارزانی داشته است و آنهم اسلام است. در حقیقت خداوند یک پروژه ای را به تدریج و با پیشرفت فکری و اعتقادی مردم، تکمیل نمود به طوریکه خود پیامبران نیز وعده پیامبر بعدی را می دادند تا اینکه به آخرین پیامبر، یعنی خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم رسید تا آنجائیکه خداوند خود اراده فرموده است که این پروژه را توسط حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلم تکمیل نماید و ایشان را آخرین پیامبران و تکمیل کننده این پروژه معرفی کرده است: مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است و خدا همواره بر هر چيزى داناست(احزاب/40).</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">اما چگونه این را تکمیل نمود؟  خداوند بعد از 23 سال تحمل مصائب و سختیهای بسیار که رسول مکرم و اسلام  و پیروانش متحمل شدند، بعد از حجة الوداع و در صحرای غدیر خم، به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمان ابلاغ مهمترین دستوراتش را داد و به او هشدار داد که اگر این امر را ابلاغ نکند تمام زحمات 23 ساله اش برباد خواهد رفت. به طوریکه می فرماید: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ، اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏دارد آرى خدا گروه كافران را هدايت نمى‏كند(مائده/67).</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl"><span id="more-286"></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">در این آیه نکته ایست که به آنها اشاره می کنم. در این آیه خداوند می گوید ابلاغ کن و سپس می گوید: وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ، این بدین معناست که اگر قرار بود که ایشان همان را فقط ابلاغ کند کافی نبود بلکه باید عملا نشان دهد چون تفعل از باب فعل و عمل به کاری می آید.که پیامبر نیز چنین کرد در صحرایی به نام خم، مردم را جمع کرد از آنهایی که رفته بودند خواست که برگردند و صبر کردند تا آنهایی که هنوز نیامده اند برسند و در میان مردم و بروی جهاز شترهایی که آماده شده بود قرار گرفت و از هرچهار طرف اقرار گرفت که صدای ایشان را می شنوند و در همان حال بعد از خطبه ای طولانی، فرمان خداوند را که همان برگزیدن امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام به امر ولایت و امامت بود را به مردم ابلاغ کرد و اینجا بود که خداوند این آیه را نازل نمود که: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا، امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت‏خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم(مائده/3) و اینگونه بود که خداوند این پروژه چندین هزارساله خود را تکمیل نمود و از مردم خواست که آنرا گرامی دارند و به این آیین روی آورند و حال بماند که چرا اکثرا روی گردان شدند!</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">و چگونه ممکن است که خداوند این پروژه عظیم اسلام را با حرام کردن گوشت خوک و مردار و پرهیز از خوردن آن تکمیل نماید؟ و چه چیز باعث شده است خداوند به پیامبرش امر کند که ابلاغ کن و نترس که خداوند او را از گزند مردم نگه می دارد؟ که اگر قرار بود پیامبر بترسد وقتی که یکه و تنها اوایل رسالتش در مقابل کفار  قرار گرفته بود می ترسید نه هنگامیکه هزاران نفر در اطرافش گرفته اند؟!!</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">و در نهایت باید در جواب آن سایت بگویم که اگر اسلام چیز جدیدی برای عرضه کردن نداشته باشد، که قطعا دارد، تنها امر جدیدی که مختص اسلام و مسلمانان است امر ولایت و امامت است که خداوند هشدار می دهد اگر چنین امری صورت نگیرد زحمات 23 پیامبر که هیچ، زحمات پیامبران گذشته را نیز برباد خواهد داد.</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">و این امر امامت نیز توسط خاتم الاوصیاء، حضرت ولی عصر ارواحناه فداه و در جهت گسترش حکومت جهانی الهی، ختم شده است و به امید اینکه روزی بیاید با ظهور ایشان، ندای لااله الاالله کل هستی را طنین انداز کند. ان شاء الله</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">آنجائیکه فرشتگان نسبت به خلقت آدم اعتراض کردند و گفتندأَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ، آيا در زمین كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى‏كنيم و به تقديست مى‏پردازيم ، خداوند در جواب فرمود: قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ، من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد.(بقره/30) در حقیقت می توان گفت که خداوند خواسته به آنها بفهماند که خداوند این بشر سرپاگنهکار را خلق نکرده که چپاول کنند و به دیگر کشورها و دیگر مردم تجاوز نمایند و همین آنها را به همین امر وانهد تا در صور دمیده شود و قیامت را به پا کند بلکه خداوند با مبعوث کردن 124000 پیامبر زمینه و مقدمه ای قرار داده است تا با امر ولایت و امامت دینش را تکمیل نماید و در نهایت این امامت  توسط آخرین حجت و ولی خود بروی زمین، منجر به حکومت مقتدرانه الهی در سراسر این گیتی شود تا بشر با کمال خیر و سعادت یکپارچه سرتسلیم به پیشگاه قدس ربوبیتش فرونهند و آنچه حکمتش برآن مقدر شده است را اجرا نماید. که اگر غیر از این بود آیا خداوند کار عبث کرده است؟ آیا خداوند با اتمام رسالت، به این مسئله فکر نکرده است که مردم را به چه امیدی در این دنیا باقی گذارد؟ به طوریکه هرکه زورش بیش، دنیایش آبادتر!</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify;" dir="rtl">نعوذبالله که خداوند کار عبث کند که : أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا، آيا پنداشتيد كه شما را بیهوده آفريده‏ايم(مومنون/23). پس بیایید بایکدیگر دست به دعا بلند کنیم و از خداوند بخواهیم که با ظهور آخرین منجی و ولی رحمت خود، این دنیای زور و ستم و غارتگری و بی عدالتی را به دنیایی گلستان در کنار ولایت سرورکائنات، امام زمان عجل الله تعالی فرجه و الشریف تبدیل کند. آمین.</p>
<h2 class="MsoNormal" style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #008000;">اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر</span></h2>
<p class="MsoNormal" style="text-align: center;" dir="rtl" align="center"><span style="font-size: 18pt; font-family: wm_Nastaliq;" lang="FA"><br />
</span></p>
<div style="float:left;margin:0px 0px 0px 0px;"></div><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.kuyeyar.ir/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p><ul class="related_post"><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/%d8%ad%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%a7%d8%aa_%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d9%86%db%8c%d9%87%d8%a7/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa-%d8%b1%d8%a7-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c/" title="آیا خودت را قربانی کرده ای؟!">آیا خودت را قربانی کرده ای؟!</a></li><li><a href="http://www.kuyeyar.ir/qurane-karim/%db%8c%da%a9-%d8%aa%d9%84%d9%86%da%af%d8%b1/" title="یک تلنگر!!">یک تلنگر!!</a></li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kuyeyar.ir/etrat/%d8%a2%d9%86-%da%86%db%8c%d8%b2%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%b1%d8%b6%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
