بایگانی برای دسته ‘ مباحث ’

دلیل بودن (قسمت دوم)

اگر قسمت قبلي رو مطالعه نكرده ايد اينجا كليك نماييد.

با خود فكر مي كردم كه آن دليل چي مي تونه باشه كه افكارم بدجوري توي سوالات متعدد مانده بود از جمله اينكه سرنوشت اين دنيا با وجود اين همه شرارتها، ظلم و ستمها، بي عدالتيها و… چي خواهد شد؟ آيا خداوند، اين جهان ، اين زمين و با اون مخلوقات عظيم و بعضا ناشناخته را  كه حساب شده آفريده  را خلق كرده تا با معصيت و نافرماني بشر مواجه شود و آنهم در سيطره و قدرت بي دينان و لااقل غير از ديني كه خود خداوند براي بشر برگزيد؟

توي اينگونه افكار غرق بودم كه خداوند نشانه اي برايم فرستاد و آنهم اين آيه بود: ” و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين (قصص/5) ما مي خواستيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم”. ديدم هنوز مستضعفان بر جهان حاكم نشده اند و جهان نيز پر از ظلم و ستم بر مستضعفان است . به خود گفتم پس كي اين مستضعفان بر حاكمان ستمگر غلبه مي كنند و جهان را تحت حكومت خداوندي در مي آورند؟ اين مستضعفان با چه قدرت و تكيه گاهي مي خواهند بر اين دنياي پر از ظلم و جور و بي عدالتي حاكم شوند؟ لازمه اين كار وجود يك نيرو و قدرت يداللهيست، اين قدرت چيست و كي خواهد آمد؟ حديثي به ياد آوردم كه اينگونه بود وقتي زمين پر از ظلم و جور مي شود خداوند آخرين ذخيره و حجت خودش را جهت احياء دينش خواهد فرستاد و بساط ظلم و جور را از اين دنيا جمع خواهد كرد و حديث ديگري از مولا علي(ع) شنيده بودم كه ايشان فرموده اند: ” بدانيد كه هيچگاه كره زمين از نماينده پروردگار خالي نمي شود ولي خداوند بزودي نماينده اش را از ديد آنان مخفي خواهد نمود و آنان از ديدار او محروم خواهند شد چرا كه به خود ظلم و ستم نموده و از مرزهاي مورد احترام تجاوز مي نمايند. اگر يك ساعت از كره زمين بدون حجت خدا باشد همه جا نابود شده و مردم در زمين فرو خواهند رفت.” عجب! پس آن دليلي كه دليل حيات و زندگي ماست و باعث نزول رحمانيت خداوند بر اين بشر سرپا گناست همان حجت الله است. همان حجت و امامي كه از نظرها غايب است و منتظر فرمان الهي جهت ظهور و برپايي عدالت است. يعني همان امام زمان(عج)!! خدايا مرا ببخش!!

[ ادامه ی نوشته ]

دلیل بودن(قسمت اول)

مدتی بود که از خود سوالی می پرسیدم و خود نیز به آن جواب می دادم. از آنجمله سوالات این بود که برای چه در این دنیا هستیم وهدف خداوند از خلقت ما چی بوده؟ آیا صرفا به این خاطر آفریده شده ایم که در پایین ترین حالتش مثل حیوانات زندگی کنیم یعنی بخوریم و بیاشامیم و شهوترانی کنیم و به فرموده مولا علی(ع) همانند مستراح متحرک باشیم و در بالاترین حالتش مانند بوعلی سیناها، ادیسونها و… برای خلق خدمتی کرده و به علم و تکنولوژیهای دنیا افزوده باشیم؟ در جوابم گفتم به فرمایش خداوند در کتاب شریفش که فرموده اند:” و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (ذاریات/56) ما خلق نکردیم جن و انسان را مگر برای عبادت” این عبادت فقط مختص نماز و روزه و… نیست بلکه خدمت به خلق و کار و تلاش و انتشار علم و تکنولوژی نیز اگر برای خدا باشد یکنوع عبادت است.

از خود پرسیدم خداوندانسان را خلق کرد که به کمال و سعادت برسد، پس چرا این بشر با وجود این علم و تکنولوژی های روز که روز بروز به آن افزوده می شود نه تنها هنوز به کمال و سعادت نرسیده بلکه در اوج مشکلات روحی و روانی گرفتار شده است؟ اگر بگوییم که بشر امروزی تمام هم و غم خود را گذاشته تا آیندگان با این علم و تکنولوژی به سعادت و کمال برسد بیراهه گفته ایم؛ چون خداوند کمال و سعادت بشر را برای آیندگان نخواسته است بلکه برای تمام بشر از اولین تا آخرین آنها خواسته است. در جوابم گفتم: مشکل اینجاست که بیراهه رفته ایم و راه سعادت و کمال را گم کرده ایم. خداوند انسان را خلق کرد تا به مقام خلیفه اللهی برساند؛ یعنی اینکه بخشی از قدرت یداللهی خود را به بعضی از افراد شایسته خود بدهد. چون خداوند جسم نیست و اینگونه مقدر کرده است که بخشی از قدرت خود را (مانند مرده زنده کردن، شق القمر کردنها، از غیب و آینده خبر دادن و…) به نمایندگانی از نوع خود بشر یعنی پیامبران و ائمه معصومین(ع) عطا کرد تا بتوانند بشر را به کمال و سعادت برسانند. اما آنزمان مردم از علم کافی برخور دار نبودند و با جهل خود از نمایندگان خدا فاصله گرفته اند و جز عده کمی به سعادت نرسیده اند.

از خود پرسیدم خوب مردم آن زمان به خاطر جهل از کمال و سعادت بازماندند اما امروزه با وجود گسترش و توسعه علم هنوز بشر به کمال وسعادت نرسیده است. در حالیکه پیامبری نیز وجود ندارد که بشر را به سعادت و کمال راهنمایی نماید. آیا خداوند بشر امروزی را به حال خود رها کرده است؟ در جواب گفتم خداوند عادلتر و بلندمرتبه تر از آن است که بخواهد بشری که برای کمال خلق کرده است به حال خود رها نماید. اما در دلم واقعا برایم سوال شد که علم و تکنولوژیهای روز، بشر را به کمال نرسانده است، پیامبری هم نیست که بشر را هدایت نماید. پس نماینده خدا بروی زمین چه کسی می تواند باشد؟ هنوز در جواب آن مانده بودم که سوالی دیگر ذهنم را مشغول خود ساخت و آن هم اینکه بشر امروزی در اوج معصیت و گناه ، در اوج تبعیض و بی عدالتیها، در اوج کشت و کشتار مردم مظلوم جهان و در اوج غفلتها و گرفتاریها غرق شده است و پیامبری نیز وجود ندارد که خداوند به خاطر عظمت و جاه و مقام آن پیامبر از این بشر بگذرد و هر آن قدرتش را دارد که نسل و بشر امروزی را از بین ببرد و قیامت خود را برساند. چرا خداوند چنین نمی کند؟ به خود گفتم این تنها یک دلیل می تواند باشد و تنها فقط یک دلیل که خداوند به خاطر آن یک دلیل همچنان بشر را رحمانیت خود منع نکرده است و هنوز الطاف خود را به بشر می رساند و هنوز نعمت زندگی و حیات و انواع نعمتهای دیگر در بشر امروزی جاری ساخته است و آن می تواند ما را مدیون چنین دلیلی نماید. آن دلیل هرچه باشد آنقدر در پیشگاهش ارزشمند و والامقام هست که خداوند حاضر شده است تمام معصیتها و نافرمانیها و غفلت این بشر را فقط به خاطر او تحمل نماید. و واقعا هم خدا عجب صبری دارد…….. (ادامه دارد)

[ ادامه ی نوشته ]

با افراد نادان، چگونه برخورد می کنید؟

در جامعه ای که زندگی می کنیم افراد مختلفی با آداب و رسوم، تفکرات، گرایشها و مذاهب مختلفی زندگی می کنند و ما چاره ای جز پذیرش آنها نداریم و لازمه بهتر زیستن در جامعه و فرار از مهجوری و واماندگی از این دستاوردهای بشری، به خصوص جامعه امروزی که به نوعی دنیای ارتباطات نامیده می شود، باید قدرت ارتباطی خود را افزایش دهیم تا بتوانیم زندگی ایده آلی داشته باشیم.

خوب دلیل مطرح کردن این مسئله این بود که ممکن است که شما در جامعه با افرادی برخورد داشته باشید که در اوج جهالت و نادانی به سر می برند و از اینکه بتوانید به خواسته خود برسید چاره ای جز تعامل با اینگونه افراد نباشد و گاهی اوقات نیز اینگونه تعامل داشتن برای ما مایه دردسر خواهد بود. پس به نظر شما باید چگونه با اینگونه افراد برخورد داشته باشیم تا دردسرها و گرفتاریهای خود را به حداقل برسانیم. ممکن است که روانشناسان و یا کارشناسان مربوطه راه حلهای ارتباطی و مفیدی را ارائه کرده باشند اما من می خواهم بگویم چرا راه دوری می رویم یا به اصطلاح آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم.

همه ما مي دانيم كه خداوند خير و سعادت بشر را خواسته و تمام دستوراتش براساس حكمت و مصلحت بشريست. و همان خداوند احكام و دستوراتش را در قالب يك كتاب راهنما براي سعادت بشر توسط آخرين ختم رسل حضرت محمد(ص) يعني قرآن كريم فرستاده است به طوریکه به تمام جوانب و مسائل جزئی زندگی توجه نموده است.

خداوند نیز از وجود چنین افرادی بهتر از ما خبر دارد و برای برخورد با چنين افرادي راهي بسيار ساده و كاربردي پيش پاي بشر نهاده است كه توجه و دقت در عمق این مسئله حائز اهمیت است. خداوند می فرمایند:

و عبادالرحمان الذين يمشون علي الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما(فرقان/63)

و بندگان خداي رحمان، آنان هستند كه بر روي زمين راه به تواضع و فروتني روند و هرگاه مردم جاهل به آنها خطاب كنند، با سلامت نفس جواب دهند.

خداون در این آیه این مسئله را متذکر شده است که اگر با اینگونه افراد مواجه شده اید تنها با سلام كردن به آنها از روی تواضع و فروتنی می توانید از شرشان خلاص شوید.

البته اين نكته را نبايدفراموش كرد كه افراد جاهل فقط به افرادي كه از سواد كافي بي بهره اند و يا داراي علم كافي نيستند اطلاق نمي شود بلكه افرادي كه از موقعيتها و وضعيتها و نسبت به مسائلي كه در مورد آن آگاهي كافي ندارند نيز اطلاق مي شود.

مثلا پسري كه از دست پدر عصباني است چون به خاطر عصبانيت،وضعيت پدر را درك نمي كند نسبت به حال پدر جاهل است و يا برعكس.

خودم امتحان کردم عجیب اثری داشت.

نظر شما دوستان برایم مهم و قابل احترام است.

[ ادامه ی نوشته ]

آمارعابرین

  • ورودی گوگل : 1
  • تعداد کل مطالب : 89
  • تعداد لینک ها : 7
  • افراد آنلاین : 6
  • بازدید امروز : 10
  • بازدید دیروز : 64
  • بازدید این هفته : 390
  • بازدید این ماه : 10
  • بازدید کل : 16684