بایگانی برای دسته ‘ مباحث ’

جایگاه خود را در کربلا ببینید!

ثاراللهکل یوم عاشورا

فرارسیدن ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایش را به تمام شیعیان به ویژه حضرت ولی عصر عجل الله فرجه و نائب برحقش تسلیت عرض می کنم.

 

*****

بســــوز ای دل که وقت ماتم آمـد                محــــرم ماه انــــدوه و غـم آمـــــد

بنال ای دل که خون از دیده باریـد                بــه باغستــان دلهـــــا لاله کاریـد

محــــرم ســـوز دل را ساز کـــرده                کتاب روضــه خــــوانی باز کــــرده

محــرم قصه گوی شهر درد است                سخن پرداز سوز و آه سرد است

محـــــــرم صـــــد هــزاران راز دارد                کــلاس درس انســان ســـاز دارد

——

باز محرم شد و سوز وشور عاشقی در دلها به هیجان آمد، دلها را دوباره غم فرا گرفت و اشکها برگونه ها باز جاری شد. باز هیات و دسته ها به راه افتاد تا به این کوچه و بازارهایی که این روزها مشکی پوش شده اند و غبار غم گرفته اند، رنگ و بوی عشق ببخشند. عشقی که هزار و اندی سال است در این سینه های کبود شده سرد نشده بلکه تازه تر و داغتر شده است.

هرچه از زمان حال به مرور به گذشته برمی گردیم دلها را خواسته یا ناخواسته از عشق شعله ور دیدیم اما معرفت و شناخت صاحب این دلها به غیر از معدود افرادی، در کمتر کسی پیدا می کنیم تا اینکه به زمان خود سیدالشهدا علیه السلام می رسیم که اگر غیر از این بود، حضرت با اینکه هزاران نفر او را همراهی می کردند در روز عاشورا فقط با 72 تن دلسوخته و عاشق واقعی تنها نمی ماند، اگر غیر از این بود در بعد از ظهر عاشورا با وجود لشکریان هزاران نفری، تنها و غریبانه بر نیزه غریبی تکیه نمی کرد و ناله هل من ناصر ینصرنی سر نمی داد. این نشان دهنده این مطلب است که معرفت و شناخت آنها نسبت به حضرت اباعبدالله علیه السلام کم بوده است. اما امروزه به یمن و برکت جمهوری اسلامی و پیشرفت علم و روشن شدن مسائل، آگاهی مردم  نسبت به گذشته بیشتر  شده است (اگرچه هنوز جای کار دارد و متاسفانه هنوز معرفت کاملی صورت نگرفته است. ) به طوریکه اگر از ما بپرسند اگر در زمان حضرت امام حسین علیه السلام زندگی می کردی، آیا او را یاری می کردی؟ در جواب می گفتیم بله، تا پای جان از امام زمان خود دفاع  و با دشمنانش مقابله می کردیم. اما غافل ازاینکه شناخت و معرفتی که اکنون نسبت به وقایع گذشته برایمان حاصل شده است را با حضورمان در گذشته، یکی کرده ایم و چنین جوابی می دهیم. اما اگر در آن زمان بودیم، آیا باز چنین شناختی که اکنون داریم، آنزمان نیز داشتیم؟ جواب مبهم است چون هیچکس نمی تواند به یقین بگوید در آنزمان چگونه عمل می کرده است. به نظر شما آیا از خود سوال کردید حالا که شور و عشق سیدالشهدا علیه السلام را در سینه می پرورانید اگر در زمان آنحضرت بودید چگونه عمل می کردید؟ در کدام دسته و گروه و یا در کدام لشکر قرار می گرفتید؟

[ ادامه ی نوشته ]

مَهرهای بی مِهر!

ازدواجسالروز پیوند دو نوراول ذیحجه الحرام، سالروز پیوند دوگل، دو نور آسمانی، حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر تمام شیفتگان و عاشقان تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 

باز اول ذیحجه، ماه عشق و عاشقی، ماه بندگی فرارسید.ماهی که با پیوند آسمانی دو نور آغاز گردیده و باز هم بهانه ای شد تا مطالبی هرچندناچیز در مورد ازدواج بنویسم. با توجه به اینکه  مطلب قبلیم در مورد ازدواج (یعنی اینجا) مورد استقبال دوستان واقع شد یک انگیزه دیگری برایم ایجاد شد تا بتوانم اینبار نیز در خدمت شما باشم. امیدوارم که دوباره مورد توجه دوستان قرار بگیرد.

متاسفانه در جامعه ما روز به روز به دلایل و بهانه های مختلفی که خود ما خانواده ها در آن دخالت داریم سن ازدواج بالاتر می رود. یکی از دلایلش را که همان عدم شغل و درآمد کافی بود، در پست قبلی عرض شد و در این پست نیز به مسئله دیگری از این معضل که همان مهریه هست، می پردازم.

خداوند مهریه را برای زن، قرار داد تا برای وی ارزشی قائل شود و باعث مهر و عطوفت وی و همسرش گردد. مهریه مالیست که از طرف مرد به زن تملیک می شود (مانند پول، ملک و …) یا به نفع زن بر ذمه گرفته می شود. مانند این روایت که از امام باقر علیه السلام نقل شده است: زنی حضور پیامبر رسید عرض کرد: مرا شوهر دهید . پیامبر فرمود: کیست با این زن ازدواج کند؟ شخصی بلند شده و آمادگی خود را اعلام کرد پیامبرپرسید: برای مهریه چه داری؟ عرض کرد چیزی ندارم . فرمود: آیا چیزی از قرآن بلدی؟ گفت: بلی . فرمود: مقداری از قرآن را به عنوان مهریه یادش بده (تهذیب الاحکام، ج 7، ص 410). دادن مهریه برای مرد واجب شده است هرچند ناچیز باشد.اما متاسفانه این مهریه وسیله ای جهت چشم و هم چشمی و یا هردلیل دیگه  در دست خانواده عروس قرار گرفته و این مسئله باعث شده تا سن ازدواج بالا رود و غم و غصه جوانهای پاک مملکتمان را فرا بگیره!

[ ادامه ی نوشته ]

به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!

وقتی وبلاگ مهربانی که متعلق به یکی از دوستان است  رو مطالعه می کردم تصمیم گرفتم کمی بیشتر در مورد خدا فکر کنم. اینکه خدا کجاست؟  (هرچند این نوشتاربه پای عارفانه وعاشقانه بودن مطالب ایشون نمی رسه!! ) یادم میاد بچه که بودیم وقتی می پرسیدیم خدا کجاست؟ بهمون می گفتن توی آسمانها. اما وقتی بزرگتر شدم متوجه شدم  خدا فقط در آسمان آبی بالای سرمان نیست بلکه هرفراز و بالایی می تونه آسمان باشه. بذارید ساده تر بگم خدا در آسمان دلهای ما که در حقیقت منظور، برفراز دلهای ماست همینطور برفراز افکار ما، برفراز اعمال نیک ما، برفراز عقل ماو بالاخره بر فراز آنچه ما حتی تصورش رو بکنیم. چون ذهن ما فقط تا حدی گنجایش درک حقیقت وجودی خداوند رو دارد مانند لیوانیست که با توجه به ظرفیتی که داره، آب یک پارچ رو نمی تونه درک کنه چه برسه به اقیانوس بیکران. خداوند نیز مانند اقیانوس بیکرانیست که ما بشرخاکی با این ذهن کوچکمون فقط می تونیم قطره ای از این اقیانوس رو درک کنیم و اینکه بگوییم خداوند نور است.چون خداوند خودش رو طبق گنجایش ذهن مخلوقش، اینگونه معرفی است اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ – خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشه‏اى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است(نور/35) .

[ ادامه ی نوشته ]

شانس خود را افزایش دهید!

تا به حال به این مسئله فکر کردین که شانس چیه؟ چرا بعضیها خوش شانسند و بعضی بدشانس؟ معمولا در زندگی روزمره ما اینطور جا افتاده است که وقتی کسی مثلا در قرعه کشی بانک ملت برنده جایزه بزرگ شده، بهش می گویم عجب شانسی داشته و یا برعکس عابری در پیاده رو گذر می کرده و با اینکه تا خیابان فاصله داشته یه ماشینی منحرف میشه و اونو زیر میگیره و برای او تاسف می خوریم که چقدر بدشانس بوده؟!! به نظر شما اصلا این شانس چیه؟ یه چیز ماورای طبیعت است یا قانون طبیعت؟ یه چیز هوشمند است که تشخیص می دهد در خانه چه کسی رو بزند و یا اینکه تصادفی سراغ افراد میره، حالا ممکنه برای کسی بد باشه و برای دیگری خوب جلوه کنه.

اصلا بذارید شانس رو تعریف کنیم. واژه شانس، از کلمه لاتین chance به معنای بخت و اقبال وارد زبان فارسی شده و به هر پیامدی که مترقبه یا غیرمترقبه به سراغ افراد می آید و آنها را بهره مند و یا بی بهره می کنه به اصطلاح شانس می گویند و به کسی که بهره نیکی از آن برده خوش شانس و به کسی که بهره بد برده بدشانس اطلاق می کنیم.( ببخشید خرده نگیرینا این تعریف خودمه ;-)  ) خب همانطوری که مشخص شد این کلمه، لاتین است که وارد زبان ما شده یعنی از غرب وارد کشور ما شده و جا خوش کرده!!

[ ادامه ی نوشته ]

پنج کار اساسی برای انجام آزادانه گناه!!

باعرض سلام خدمت دوستان گلم،

متاسفانه با شروع شدن امتحانات پایان ترم، حدود دو هفته ای نتوانستم وبلاگم را بروز کنم و از شما دوستان عزیز واقعا عذر می خواهم، اکنون هم که در میان امتحانات به سر می برم یه فراغت خاطری حاصل شده، آمدم تا دینم را ادا کنم امیدوارم که مورد توجه و قبول شما دوستان واقع شود.

همانطوریکه می دانیم همه ما خطاکاریم و خواسته یا ناخواسته مرتکب خطا می شویم و آغشته به گناه و معصیت الهی هستیم و زیاد هم در مورد راهها و توصیه ها و پندها و نصیحهایی جهت دوری از گناهان شنیده باشیم و این مسئله شاید دغدغه افکارما باشد که چه کنیم که مرتکب گناه و معصیت الهی نشویم؟ چرا با وجود 124000 پیامبر که برای هدایت و رساندن بشر به کمال وسعادت ،از ناحیه خداوند رحمان آمده اند بی توجه ایم و باید به حرف یک فرد رانده شده از درگاه الهی، یعنی شیطان، گوش فرا دهیم و خالق خود را معصیت نماییم؟!!

اگر خوب به موعظه ها و پندها دقت کنیم همه جنبه بازدارندگی دارند و راهی را نشان داده اند که با جدی گرفتن آن توصیه ها، مرتکب گناه نشویم که اکثرا به علت ضعیف النفس بودنمان، بازهم مرتکب می شویم مگر اینکه خود خداوند لطف و رحمتش را شامل حالمان کند که یک انقلاب درونی، برایمان ایجاد شود که بتوانیم خود را از منجلاب گناه نجات دهیم.

یکی از این مواعظ، توصیه هایی است امام حسین علیه السلام به پیروان خود داشته اند: و آنهم اینکه در سرگذشت دیگران که پیش از این در دنیا بودند و در رفاه و آسایش زندگی می‏کردند تأمل کنند و همواره به یاد مرگ باشند چرا که این کار انسان را از گناه باز می‏دارد. آن‏حضرت می‏فرمایند: «ای فرزند آدم، کمی اندیشه کن و به خطاب به نفس خود بگو: پادشاهان و صاحبان دنیا و جهان‏داران گذشته کجایند؟ آنهایی که شهرها بنا کردند و نهرها را جاری کردند و… و سرانجام با بی‏میلی از همه آنها جدا شده، از دنیا رفتند و همه را برای دیگران به ارث گذاشتند. ما هم روزی مثل آنها همه چیز را به دیگران وا گذاشته، به آنها خواهیم پیوست. ای فرزند آدم، هنگامی را به یاد آور که با مرگ دست و پنجه نرم می‏کنی و در قبر پهلو به زمین می‏گذاری و در پیشگاه خدا تمام اعضای بدنت علیه تو گواهی خواهند داد و رازهای پنهان آشکار شده، ترازوهای عدالت برقرار می‏شود».

آنچه امروز می خواهم برای شما بگویم، توصیه ها و مواعظی از این قبیل نیست، برخلاف تمام این مواعظ که می گویند گناه نکنیم و ما را از آتش و عذاب الهی می ترسانند،می خواهم یک راهی را به شما دوستان و کسانی که مانند من نمی توانند خود را گناه کردن نجات دهند نشان بدهم که بتوانید بدون هیچ دغدغه و بدون اینکه برای شما گناهی نوشته شود و شما را در آتش و عذاب اخروی و دنیوی گرفتار نماید، گناه خود را مرتکب شوید و آزادانه و هرطوریکه دوست دارید زندگی نمایید. فقط باید چند کاری که برایتان معرفی می کنم را انجام دهید بعد از آن هرچه خواستید و توانستید مرتکب شوید حتی قتل و زنا و شرک و… که از بزرگترین گناهان هستند.

[ ادامه ی نوشته ]

ازدواج و بهانه!

اول ذی الحجه، مصادف است با پیوند آسمانی دو نور، حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، که این پیوند را به تمام شما دوستان تبریک و تهنیت عرض می کنم.

همانطوریکه می دانیم سن ازدواج در کشور ما بنا به دلایلی رو به رشد است و هرسال دارد بالاتر می رود و این روند رو به رشد بنا به دلایل و بهانه هایی مثل: مهریه های سنگین، تورم، تحصیل، عدم شغل و درآمد، مادیات و… ممکن است در افکار خانواده های امروزی ما به وجود آمده باشد. هرچند که ممکن است وجود این بهانه ها، درست باشد اما حل این مشکل برمی گردد به  طرز تفکر  خانواده ها. آنها هستند که باید ضمن برداشتن این موانع، زمینه ازدواج فرزندان و سعادت و خوشبختی آنها را فراهم نمایند و مشکلاتی که در بالا مطرح کرده ام دلیل بر این بی توجهی نیست.ذخیره ثواب الهی و خرید سعادت دو دنیا فقط نماز و روزه و… نیست بلکه حل مشکلات دیگران به خصوص در امر ازدواج نیز از عبادات است و مورد لطف و رحمت الهیست همانطوریکه امام صادق علیه السلام می فرمایند:کسی که مجردی را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانی است که در قیامت‏خداوند به آنان نظر لطف می‏کند. (وسائل الشیعه، ج 20، ص 45). و همچنین امام کاظم علیه السلام می فرمایند:سه دسته در روز قیامت، روزی که سایه و پناهی جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند:

1-مردی که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید.
2- مردی که (به برادر مسلمانش خدمت کند.)
3-کسی که سر برادر مسلمانش را بپوشاند.(وسائل الشیعه، ج 20، ص 46)

[ ادامه ی نوشته ]

یک تلنگر!!

خواهشمندم تا آخر مطالب را بخوانید، از اینکه زیاد ادبی نمی نویسم عذر می خواهم.

چرا ما همیشه میخواهیم از حقایق تلخ فرار کنیم؟ چرا نمی خواهیم باور کنیم روزی باید همه چیز رو بگذاریم و برویم!! چرا وقتی اسمی از مرگ می آید به تلخی ازش نام می بریم و سعی می کنیم اصلا بهش فکر نکنیم؟ چرا مرگ رو فقط برای دیگران می بینیم و خود از آن غافلیم؟ چرا وقتی کسی اسمی از مردن میزنه میگیم ان شاء الله بعد از 120 سال؟!! چرا خودمونو با این حرفها گول می زنیم. 120 سال هم که چیزی نیست میلیونها سال گذشته می خواهیم 120 سال نگذره؟

میانگین عمر انسان در این زمان حدود 70 سال است. شما چند سال دارین؟ 20سال، 30سال،40 سال و یا 50 سال؟ اگه از شما بپرسند این عمر شما چگونه گذشت چی میگید؟ حتما جوابتون اینه که مثل باد یا مثل برق و خیلی سریع و یا اینکه اصلا متوجه نشدم. شما دوست عزیز 20 ساله یا 30 ساله و یا… یه کم فکر کن ببین این عمر چقدر طول کشیده قطعا بدون که اگه قرار هم باشه 70 سال و ان شاء الله هم 120 سال عمر کنی خیلی زود و مثل هم برق و یا بادی که قبلا گفتی خواهد گذشت. چرا باید خودمونو با این حرفها فریب بدیم.

شاید بپرسید جعفری تو هم وقت گیر آوردیا، کاممونو تلخ کردی؟ باید بگم چرا نباید به سرمنزل اصلیمون فکر کنیم. آخرش که چی؟ بالاخره شتریه که در خونه هرکسی می خوابد و هیچ کس هم از آن در امان نیست. حتی اگر در ساختمانهای مستحکم و تودرتو هم قرار گرفته باشیم بالاخره روزی مرگ گریبان ما را خواهد گرفت.(كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ(انبیاء/35)هر نفسى چشنده مرگ است و شما را از راه آزمايش به بد و نيك خواهيم آزمود و به سوى ما بازگردانيده مى‏شويد) هیچ نفسی از دست مرگ در امان نیست و قرار هم نیست که حتما پیرشویم عمر دست خداست بعضیها در همان آوان تولد بعضیها در کودکی و جوانی و بعضیها هم در سن کهولت این طعم را خواهند چشید.پس هرلحظه باید خودمونو برای مرگ آماده کنیم. این دنیا جای ماندن نیست حالا شما ممکن است خوشتون نیاید که بروید این دلیل نمیشه که شما را نبرند. حضرت ملک الموت به هیچ کس امان نمی دهد. دنیا همانند پلیست که باید از روی آن بگذریم تا به سرمنزل مقصود برسیم نه اینکه روی این پل چادر بزنیم و وطن خود کنیم. وطن ما جای دیگریست. حدود حداکثر 120 سال قرار است در این دنیا دوام بیاریم و تا ابد در آخرت و سرمنزل اصلی هستیم یک انسان عاقل و خردمند هرگز دلش را به این 120سال خوش نمی کند بلکه در این مدت عمر سعی می کند توشه و آذوقه ای برای خود فراهم کند که اگر دستش از دنیا کوتاه شد دیگر هیچ امید برگشتی نیست که توشه برای خود تهیه نماید.

“حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ*لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ(مومنون/99و100)تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد مى‏گويد پروردگارا مرا بازگردانيد*شايد من در آنچه وانهاده‏ام كار نيكى انجام دهم نه چنين است اين سخنى است كه او گوينده آن است و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد.”

چرا از یاد مرگ غافلیم؟ چون از مرگ می ترسیم. چون نمی دانیم بعد از مرگ چه سرنوشتی در انتظار ماست. این کاملا به نوع عمل و رفتار ما در این دنیا بستگی داره! “مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ(جاثیه/15) هر كه كارى شايسته كند به سود خود اوست و هر كه بدى كند به زيانش باشد سپس به سوى پروردگارتان برگردانيده مى‏شويد”

خب این عمل صالح چیست؟ آیا همان تهمت زدن است؟ همان غیبت کردن است؟ همان کلاه سر مردم گذاشتن است؟ آیا مردم آزاری و رعایت نکردن حقوق دیگران است؟ آیا نگاه به نامحرم است؟ آیا به خاطر دنیا، همه چیز و همه کس را زیرسوال بردن است؟ (أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ (آل عمران/22) آنان كسانى‏اند كه در [اين] دنيا و [در سراى] آخرت اعمالشان به هدر رفته و براى آنان هيچ ياورى نيست )مشکل ما اینست که چنان در دنیا غرق شده ایم و نمی خواهیم باور کنیم که روزی از دنیا باید رفت و شیطان هم با وعده های پوچ چنان این دنیا را در چشمان ما زینت داده است که همه چیز را فراموش کرده ایم.

آمدن ما به این دنیا برای چی بود؟ آیا آمده ایم تا دنیا را با این علوم و تکنولوژیها پر کنیم؟ آیا آمدیم تا به شکم و شهوت خود برسیم و اگر مانعی برای برای خودخواهی خود دیدیم کل نظام رو زیر سوال ببریم و مورد هجمه و حمله قرار دهیم.؟خب اگر آمده ایم تا همچون ادیسونها، ابن سیناها، نیوتنها، انشتینها و…. برای جامعه بشری گامی برداریم و بابی از علوم دنیا را بروی مردمانش باز کنیم هرچند که مزد آن نزد خدا محفوظ است اما اگر برای خدا نباشد هیچ است. تمام این اعمال و رفتار ما برای دنیاست اما برای منزلگاه ابدیمان چه کرده ایم؟

فاصله بین تولد تا مرگ خیلی کم است و در این دنیا به مسابقه ای فرا خوانده شده ایم تا بتوانیم جهت کسب توشه برای سرای ابدی و جاودانه به فعالیت بپردازیم و هرکس عمل خیر و صالحش بیشتر باشد رستگار است (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(حج/77)اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد ركوع و سجود كنيد و پروردگارتان را بپرستيد و كار خوب انجام دهيد باشد كه رستگار شوید)و آنکس که از این امر غافل ماند و به فکر اقامت دائم بود بدا به حالش که بدمنزلگاهی منزل اوست.(فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ(نحل/29) پس از درهاى دوزخ وارد شوید و در آن هميشه بمانيد و حقا كه چه بد است جايگاه متكبران)

فتوبوا الی الله جمیعا لعلکم تفلحون

[ ادامه ی نوشته ]

مشکلات زندگی امروز

می خواستم در مورد وضع کشور از قبیل تورم، بیکاری و مشکلاتی که در این مملکت وجود دارد مطالبی رو بنویسم دیدم بدجوری طولانی میشه گفتم خلاصه اش کنم دیدم بازم نمیشه تا اینکه به آیه ای برخورد کردم بهتر دونستم مطالبم رو که مربوط به مشکلات زندگی مردم است رو از دید قرآن براتون بنویسم.

اگر خوب در بعضی از روزنامه ها، سایتهای سیاسی و حتی سایتها و وبلاگهای شخصی دقت کرده باشید مطالبی رو در مورد مشکلات معیشتی مردم از قبیل تورم، بیکاری و…. مطرح کرده اند. خب من در اینجا نمی خواهم منکر وجود اینگونه مشکلات در سطح جامعه باشم و همه اینگونه مشکلات را قبول دارم ولی به نظر من شخصی که اینگونه مسائل را مطرح می کند باید حداقل یه راه حل و یه پیشنهادی نیز برای حل آن معضل نیز مطرح بکنه مثل سایت آفتاب. خب بعضی از این سایتها راه حل دارند اما مغرضانه عمل می کنند، دلیلش هم عرض می کنم و بعضی از سایتها و وبلاگها نیز جاهلانه عمل می کنند. بعضیها هم که سرشون درد می کنه واسه اینگونه مسائل!! شاید به خاطر افزایش بازدید کننده یا مغرضانه یا جاهلانه و یا هرچیز دیگه… از دوست خوبم آقا مجید مهرتاش که وجود من در اینجا مدیون ایشون هستم نیز متوجه شدم که وبلاگهایی که در داشبورد برترین وبلاگ امروز یا بالاترین مطلب هستند به خاطر بازدید و آمار بالای آنهاست که اکثرا نمونه بارز اینگونه وبلاگهاست.

[ ادامه ی نوشته ]

آمارعابرین

  • ورودی گوگل : 27
  • تعداد کل مطالب : 89
  • تعداد لینک ها : 7
  • افراد آنلاین : 5
  • بازدید امروز : 36
  • بازدید دیروز : 67
  • بازدید این هفته : 356
  • بازدید این ماه : 176
  • بازدید کل : 19831