بایگانی برای نوامبر, 2009

مَهرهای بی مِهر!

ازدواجسالروز پیوند دو نوراول ذیحجه الحرام، سالروز پیوند دوگل، دو نور آسمانی، حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر تمام شیفتگان و عاشقان تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 

باز اول ذیحجه، ماه عشق و عاشقی، ماه بندگی فرارسید.ماهی که با پیوند آسمانی دو نور آغاز گردیده و باز هم بهانه ای شد تا مطالبی هرچندناچیز در مورد ازدواج بنویسم. با توجه به اینکه  مطلب قبلیم در مورد ازدواج (یعنی اینجا) مورد استقبال دوستان واقع شد یک انگیزه دیگری برایم ایجاد شد تا بتوانم اینبار نیز در خدمت شما باشم. امیدوارم که دوباره مورد توجه دوستان قرار بگیرد.

متاسفانه در جامعه ما روز به روز به دلایل و بهانه های مختلفی که خود ما خانواده ها در آن دخالت داریم سن ازدواج بالاتر می رود. یکی از دلایلش را که همان عدم شغل و درآمد کافی بود، در پست قبلی عرض شد و در این پست نیز به مسئله دیگری از این معضل که همان مهریه هست، می پردازم.

خداوند مهریه را برای زن، قرار داد تا برای وی ارزشی قائل شود و باعث مهر و عطوفت وی و همسرش گردد. مهریه مالیست که از طرف مرد به زن تملیک می شود (مانند پول، ملک و …) یا به نفع زن بر ذمه گرفته می شود. مانند این روایت که از امام باقر علیه السلام نقل شده است: زنی حضور پیامبر رسید عرض کرد: مرا شوهر دهید . پیامبر فرمود: کیست با این زن ازدواج کند؟ شخصی بلند شده و آمادگی خود را اعلام کرد پیامبرپرسید: برای مهریه چه داری؟ عرض کرد چیزی ندارم . فرمود: آیا چیزی از قرآن بلدی؟ گفت: بلی . فرمود: مقداری از قرآن را به عنوان مهریه یادش بده (تهذیب الاحکام، ج 7، ص 410). دادن مهریه برای مرد واجب شده است هرچند ناچیز باشد.اما متاسفانه این مهریه وسیله ای جهت چشم و هم چشمی و یا هردلیل دیگه  در دست خانواده عروس قرار گرفته و این مسئله باعث شده تا سن ازدواج بالا رود و غم و غصه جوانهای پاک مملکتمان را فرا بگیره!

[ ادامه ی نوشته ]

به دنبال خدا نگرد، خدا همه جا هست!

وقتی وبلاگ مهربانی که متعلق به یکی از دوستان است  رو مطالعه می کردم تصمیم گرفتم کمی بیشتر در مورد خدا فکر کنم. اینکه خدا کجاست؟  (هرچند این نوشتاربه پای عارفانه وعاشقانه بودن مطالب ایشون نمی رسه!! ) یادم میاد بچه که بودیم وقتی می پرسیدیم خدا کجاست؟ بهمون می گفتن توی آسمانها. اما وقتی بزرگتر شدم متوجه شدم  خدا فقط در آسمان آبی بالای سرمان نیست بلکه هرفراز و بالایی می تونه آسمان باشه. بذارید ساده تر بگم خدا در آسمان دلهای ما که در حقیقت منظور، برفراز دلهای ماست همینطور برفراز افکار ما، برفراز اعمال نیک ما، برفراز عقل ماو بالاخره بر فراز آنچه ما حتی تصورش رو بکنیم. چون ذهن ما فقط تا حدی گنجایش درک حقیقت وجودی خداوند رو دارد مانند لیوانیست که با توجه به ظرفیتی که داره، آب یک پارچ رو نمی تونه درک کنه چه برسه به اقیانوس بیکران. خداوند نیز مانند اقیانوس بیکرانیست که ما بشرخاکی با این ذهن کوچکمون فقط می تونیم قطره ای از این اقیانوس رو درک کنیم و اینکه بگوییم خداوند نور است.چون خداوند خودش رو طبق گنجایش ذهن مخلوقش، اینگونه معرفی است اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ – خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشه‏اى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است(نور/35) .

[ ادامه ی نوشته ]

سنگ صبور!!

شاید (حتما) گاهی اوقات برای ما پیش اومده باشه که  دلمون غصه دار بشه  وغم عالم توی دلمون جا خوش کنه، در اینصورت حال و حوصله هیچکس رو نداشته باشی فقط کسایی رو قبول می کنید که باهاشون راحتین تا بتونید براش درد و دل کنید حالا این افراد چه کسانی می تونند باشن؟ یا مادر یا پدر یا یه برادر یاخواهر یا همسر و یا شایدم یه دوست. البته بستگی داره که این افراد نقشی در غصه دار شدن شما نداشته باشند وگرنه ترجیح می دهید با کسی غیر از اینها درد و دل کنید.

معمولا همه دوست دارن با بهترین دوستاشون باشند. یه جایی می خوندم بررسیها وتحقیقات نشون داده افراد دردودلهاشونو با دوستان خود درمیون میذارن. حتی رتبه دوستان از پدر ومادر هم بالاتر بود. اما مسئله اینجاست وقتی در غربت باشی و دلگیر! اونموقع چطوری می خوای  دنبال سنگ صبور بگردی؟ خب معمولا با بهترینهامون تماس می گیریم و خودمونو خالی می کنیم. در دین ما توصیه شده اگه غم عالم بهمون رجوع کرد یه سری به قبرستانها بزنیم، چون در اونجا وقتی می بینیم همه این دردها وغمها می گذرد و آخر و عاقبت ما نیز مانند این صاحبان این قبرها خواهد شد، دلها آروم میشه . اما ای کاش به این مرتبه می رسیدیم که با مهربونترین مهربونها می نشستیم و درد و دل می کردیم. چه کسی بهتر از خدای خودمون، اونیکه ارحم الراحمینه! به ما و درد وغم ما آشناتره! به ما نزدیکتره. می نشستیم باهاش درد و دل می کردیم. بغضمونو خالی می کردیم. مطمئنا اینجوری سبکتر و راحتتر میشیم.

[ ادامه ی نوشته ]

شانس خود را افزایش دهید!

تا به حال به این مسئله فکر کردین که شانس چیه؟ چرا بعضیها خوش شانسند و بعضی بدشانس؟ معمولا در زندگی روزمره ما اینطور جا افتاده است که وقتی کسی مثلا در قرعه کشی بانک ملت برنده جایزه بزرگ شده، بهش می گویم عجب شانسی داشته و یا برعکس عابری در پیاده رو گذر می کرده و با اینکه تا خیابان فاصله داشته یه ماشینی منحرف میشه و اونو زیر میگیره و برای او تاسف می خوریم که چقدر بدشانس بوده؟!! به نظر شما اصلا این شانس چیه؟ یه چیز ماورای طبیعت است یا قانون طبیعت؟ یه چیز هوشمند است که تشخیص می دهد در خانه چه کسی رو بزند و یا اینکه تصادفی سراغ افراد میره، حالا ممکنه برای کسی بد باشه و برای دیگری خوب جلوه کنه.

اصلا بذارید شانس رو تعریف کنیم. واژه شانس، از کلمه لاتین chance به معنای بخت و اقبال وارد زبان فارسی شده و به هر پیامدی که مترقبه یا غیرمترقبه به سراغ افراد می آید و آنها را بهره مند و یا بی بهره می کنه به اصطلاح شانس می گویند و به کسی که بهره نیکی از آن برده خوش شانس و به کسی که بهره بد برده بدشانس اطلاق می کنیم.( ببخشید خرده نگیرینا این تعریف خودمه ;-)  ) خب همانطوری که مشخص شد این کلمه، لاتین است که وارد زبان ما شده یعنی از غرب وارد کشور ما شده و جا خوش کرده!!

[ ادامه ی نوشته ]

زیارت دوره ویژه (مدینه منوره)

سلام سلامی به گرمای سوزان آفتاب مدینه!

از این به بعد اگه خدا قسمت کنه تصمیم گرفتم یه زیارت دوره ویژه ای با شما دوستان در شهر مدینه منوره داشته باشیم یا به قول خودمون، یه چرخی توی شهر مدینه النبی صلی الله علیه وآله وسلم بزنیم و از اماکن مقدس این شهر که با حضور ده ساله پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ایجاد یا متبرک شده یه آشنایی داشته باشیم تا دوستانی که مشرف شدند خاطرات شیرین مدینه منوره براشون یادآوری بشه و دوستانی هم که هنوز مشرف نشدن، انشاء الله بعد از تشرف، آگاهی نسبی نسبت به این اماکن داشته باشند. هرچند که بعضی از این اماکن در برنامه بازدید زائرین قرار ندارد، توصیه من اینه که اگه قسمت شد و رفتین متکی به کاروان نباشید از این فرصت 6 روزه استفاده کنین بروید این شهر مقدس و اماکن متبرکش بازدید کنید و از نزدیک شاهد وقایع تاریخی این شهر مقدس باشید.

مسیری که طی خواهیم کرد از این قرار خواهد بود:

مسیر حرکت از مسجد اجابه واقع در شارع ستين ملک فيصل(کمربندي اول مدينه)شروع میشه و به سمت طريق مطار به قبرستان شهداي حره و بعد از اولين چهار راه برگشته و به شارع ابوذر و مسجد ابوذر خواهیم رفت و از آنجا به شارع ملک عبدالمجيد (کمر بندي دوم) سپس به طرف شارع سيدالشهدا و به مسجد شيخين و بعد از آن به مسجد الاستراحه می رسیم.

[ ادامه ی نوشته ]

آمارعابرین

  • ورودی گوگل : 1
  • تعداد کل مطالب : 89
  • تعداد لینک ها : 7
  • افراد آنلاین : 5
  • بازدید امروز : 10
  • بازدید دیروز : 64
  • بازدید این هفته : 390
  • بازدید این ماه : 10
  • بازدید کل : 16684