بایگانی برای مارس, 2009

پیامبر رحمت و تهمتهای ناروا!!

بلغ العلي به کماله

کشف الدجي بجماله

حسنت جميع خصاله

صلوا عليه و آلــه

ميلاد پربرکت دو نور، دو گل نبوت و امامت، حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم و حضرت امام جعفر صادق عليه السلام را به تمام شيعيان و پيروان راستينش تبريک و تهنيت عرض مي کنم.

موضوعي که فکر مرا به خود مشغول کرده بود اين بود که چه مطلبي را به اين مناسبت بزرگ و مبارک براي شما دوستان قرار دهم و صلاح دانستم با توجه به اينکه زندگاني و نحوه تولد آن بزرگواران در اکثر سايتها و وبلاگها قرار مي گيرد من به اين مطلب نپردازم و همچنين با توجه به اينکه نور اسلام کم کم مي رود تا جهان جهل و غفلت را بيدارکند و دسيسه ها و توطئه هاي استکبار و صهيونيزم را برملا نموده و با آنها مقابله نمايد و همين مسئله زنگ خطري براي مستکبرين و استعمارگران شده است که آنها براي مقابله با اسلام، انواع تهمتها وتوهينها را متوجه پيامبر عظيم الشان اسلام صلي الله عليه و اله وسلم که بنيان گذار مکتب اسلام هستند، کرده اند تا بدين طريق نوراسلام را خاموش و مردم جهان را نسبت به آن بدبين و چهره اسلام را لکه دار نمايند و متاسفانه همين دسيسه ها اثر خود را بر روي برخي مردم جاهل و غافل گذاشته و چشم و گوش بسته يکطرفه قضاوت نموده و شعار مستکبرين را سرمي دهند، بر آن شدم تا به برخي از اين تهمتها و توهينها پاسخي داده باشم بلکه غافلان را برسر عقل آورده تا پي به اشتباه خودببرند و اميدوارم که خداوندآنها را هدايت نمايد. انشاء الله تعالي.
پيامبري که در زمان حيات خود از بدو تولد تا شهادت آن حضرت براي مردم مايه رحمت و برکت بود که خداوند ايشان را رحمه للعالمين خطاب کرده است. پيامبري که در هنگام تولدشان همزمان حادثه هاي عظيمي در آسمان و زمين و به خصوص در مشرق که مهد تمدن آنروز بود رخ داد که همانند خبرگزاري هاي امروزي، جهان را متوجه خودساخت که يک حادثه اي در حال وقوع است. درست است در آنزمان نوزادي به چشم به جهان گشوده بود که بايستي آداب و رسوم کهنه و خرافي ملتها را در هم بکوبد و اساس و شالوده اي نو براي پيشرفت و ترقي انسانها بريزد، از همان روزگار اول زنگ بيدارباش را به صدا درآورد.
يکي از اين حوادث، کاخ با عظمت انوشيروان که شبحي از قدرت و سلطنت ابدي! را در نظرها مسجم مي کرد و مردم به آن و صاحبش چشم دوخته بودند، آنشب لرزيد و چهارده کنگره ي آن فرو ريخت. حادثه ديگر خاموش شدن يکباره آتشکده فارس که شعله هاي آن هزار سال زبانه مي کشيد بود و حادثه ديگر مردم جهان را متوجه خود ساخت خشکيدن درياچه ي ساوه بود.

[ ادامه ی نوشته ]

قرآن کریم و شهادت امام حسین علیه السلام (۱)

علم غيب مطلق از آن خداوند است. خداوند وقتي قصد ايجاد و آفرينش اين خلقت را نمود به تمام وقايعي و حوادثي که در اين جهان اتفاق افتاده و تا قيامت به وقوع خواهد پيوست علم داشت. وقتي خداوند پيامبر خاتم حضرت محمد صلي الله عليه و آله وسلم را جهت ترويج و رسالت برترين وکاملترين دينش يعني اسلام برگزيد وی را در جهت ابلاغ آن ياري نمود تا اين شجره طيبه پا بگيرد و با ظهور منجي عالم بشريت، دينش جهاني شود و همه يک صدا نداي لااله الا الله و محمدرسول الله صلي الله عليه و آله سر دهند. همه مي دانيم که معاويه قصد خاموش کردن اين ندا را داشت و با فريب مردم توطئه هايي نمود که موفق نشد و در زمان يزيد غفلت از اسلام و زيرپا گذاشتن قوانين و حلال کردن محرمات و… به اوج خود رسيد تا جائيکه از اسلام فقط نامش باقي مانده بود و اگر قيام اباعبدالله عليه السلام نبود اسلام به کل از بين مي رفت. حضرت سيدالشهداء عليه السلام با قيامش دين جد خود را با خون خود احيا نمود و قيام امام حسين  عليه السلام نقطه عطفي در جهت احياي دين اسلام به شمار مي آيد و واقعه کوچکي نيست که بشود به سادگي از کنارش گذشت و طبيعتا خداوند نيز از وقوع چنين حادثه اي خبر داشت که قبل از ولادت و هنگام ولادت حضرت امام  حسين عليه السلام به پيامبرش گوشزد مي کرد. با اين اوصاف بايد در آخرين کتاب الهي يعني قرآن کريم در مورد اين حادثه عظيم حداقل اشاره اي که کرده باشد اما به دلايلي خداوند به اشاره مستقيم به آن امتناع کرده است. در اين پست آياتي که به واقعه عاشورا و نهضت اباعبدالله عليه السلام اشاره دارند مطالبي گذاشته ام که حاصل تحقيق پژوهشگر بنياد پژوهشهاي استان قدس رضوي، يعني جناب آقاي محمدحسن زبري قائني است که در کتاب شريف ق”يام امام حسين عليه السلام در نگاه اهل بيت عليهم السلام” گرد آورده است. که به علت طولاني شدن آن را در دو پست ارسال خواهم کرد.

فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ (بقره آيه 37)
سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود.

در تفسير اين آيه شريف که آدم از پروردگارش کلماتي را دريافت کرد. روايت شده است که آدم ساق عرش و نام هاي پيامبر و ائمه عليهم السلام را ديد، پس جبرئيل به او تلقين کرد و او گفت : اي ستوده به حق محمد، اين بلند مرتبه به حق علي، اي آفريننده به حق فاطمه، اين نيکوکار به حق حسن و  حسين، و تمام نيکوئيها از توست، پس چون امام حسين عليه السلام را ياد کرد، اشکهايش جاري و قلبش شکست و گفت: اي برادرم جبرئيل چه مي شود که باياد پنجمين فرد، قلبم مي شکند و اشکم جاري مي شود؟ جبرئيل گفت: اين فرزند تو به مصيبتي دچار مي شود که تمام مصيبتها در مقابل آن کوچک است. آدم پرسيد: برادرم آن مصيبت چيست؟ گفت: تشنه و دور از وطن و تنها کشته مي شود و او را يار و ياوري نيست، اي آدم، کاش او را مي ديدي که مي گويد: آه از تشنگي! آه از کمي يار و ياور! تا آن که عطش بين او و آسمان چون دود جدائي مي اندازد، در آن هنگام  هيچ کس پاسخي به وي نمي دهد، جز اين که شمشير بر او مي کشند و مي خواهند شرنگ مرگ به کام او ريزند، بعد از آن همچون گوسنفنديکه از قفا سربريده شود، سر از پيکرش جدا مي کنند و دشمنانش به چپاول زاد وراحله او مي پردازند، و سرانجام سر او و يارانش را در شهرها ميگردانند در  حاليکه بانوان را نيز باخود به اسارت دارند، اين چنين در علم خداي يگانه منان گذشته است پس آدم و جبرئيل همچون مادرفرزندمرده بر اين مصيبت بزرگ گريستند.

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءكُمْ (بقره آيه 84)
و چون از شما پيمان محكم گرفتيم كه خون همديگر را مريزيد

رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم فرمود: شأن نزول آيه: و آن هنگام که پيمان از شما گرفتيم که خون هايتان را نريزيد” درباره يهود است آنان که پيمان خدا را شکستند و پيامبران الهي را تکذيب کردند و اولياي خدا را کشتند، سپس فرمود : آيا شما را آگاه نسازم از کساني که همانند ايشان از يهوديان اين امت هستند؟ گفتند بلي يا رسول خدا! فرمود: آنان گروهي از امت من هستند که گمان مي برند بر آيين من اند، و حال آنکه فرزندان گرانمايه و نسل پاک مرا مي کشند و شريعت و سنت مرا دگرگون مي کنند و دست به خون دو فرزندم حسن و حسين مي آلايند، چنان که يهوديان گذشته زکريا و يحيي عليهماالسلام را کشتند.

[ ادامه ی نوشته ]

آمارعابرین

  • ورودی گوگل : 1
  • تعداد کل مطالب : 89
  • تعداد لینک ها : 7
  • افراد آنلاین : 6
  • بازدید امروز : 10
  • بازدید دیروز : 64
  • بازدید این هفته : 390
  • بازدید این ماه : 10
  • بازدید کل : 16684