بایگانی برای آگوست, 2008

معرفی می کنم: شیطان!! (قسمت اول)

تا به حال شده به این مطلب فکر کنی که این شیطان کیه؟ چی بوده؟ کجا بوده؟ چه کار داره؟ فکر کنم این تنها موردی باشه که کسی کمتر در موردش فکر

اینو میشناسی؟
اینو میشناسی؟

می کنه!! به نظر من اگه این شیطان نبود خوبی رو از بدی نمیشد تشخیص داد و کسی قدر خوبیها را نمی دانست. اگر این شیطان نبود انسان به مقام لقاء الله و قرب الهی نمی رسید این بدین خاطر است که بشر با مخالفت به وسوسه های شیطان و اطاعت امر خداوند است که خودش را به خدا نزدیکتر می کند. در حقیقت این شیطان است که اولیاء الله را به چنین مقامی رسانده است. اما می ماند من و امثال من که هنوز نتونستیم خودمونو از وسوسه هایش نجات دهیم. خوب بگذریم.

در این بخش می خواهم به مرور زمان از شیطان برایتون بگم چون فقط خداشناسی کافی نیست باید دشمن را نیز بشناسیم تا بهتر بتوانیم قدر دوست رو بدانیم.

اول بذارید معنی لغوی شیطان را تعریف کنم. شیطان از شطش یا شاطن گرفته شده و هردو به معنی پلید، خبیث، پست و موجودی سرکش و متمرد و نافرمان گفته می شود یا به هرچیزی مرموز و موذی و آزاد دهنده نیز گفته می شود.

[ ادامه ی نوشته ]

راه یکطرفه یا دوطرفه؟

در این دنیای مجازی، هرکسی می تواند یه گوشه ای برای خود اختیار کند و دیدگاهها، نظرات، برنامه، مقاله یا پژوهشهای خود را ارائه نماید و به نوعی خودنمایی کند. من هم گاهی اوقات به اون گوشه موشه ها سرکی می زنم و مطالبی را مطالعه می کنم که این مطالب ممکن است برایم مفید و یا بلااستفاده باشه. هرصاحب گوشه ای هم داره بر طبق آزادی بیان مطالبی را برای عرض اندام خود ارائه می کنه. اما نکته اینجاست که تا چه حد این آزادی وجود داره؟

چندی پیش به سایتها و وبلاگهایی روبرو شدم که مربوط به احزاب یا مذاهب مختلف بود که به نوعی مطالبی را در سایت خود گنجانده بودند و به خواننده تحمیل می کردند و سعی براین داشتند که دیگر احزاب یا مذاهب را باطل جلوه دهند و بدجوری به افکار و اعتقادات آنها حمله ور شده بودند. خب هیچ شخصی بدون خطا نیست بلکه بشر جایز الخطاست اما آنها چنان خطاهای طرف مقابل را مورد حمله قرار داده بودند و انگار خودشان و افکارشان بدون اشکال هستند بطوریکه فردی که مطالب آن سایت را مطالعه می کند طبیعتا ذهن و افکارش با آن مطالب همسو می شود و بدون اینکه به حق یا ناحق بودن آن مسئله توجه کند تحت تاثیر قرار می گیرد و ممکن است به طرف مقابل نیز بدگویی نماید.

به عنوان مثال یه وبلاگی را مشاهده کردم که جناحی یا حزبی را مورد انتقاد قرار داده بود و وقتی دقت کردم دیدم صاحب آن وبلاگ از احزاب مخالف است.(البته این نکته را یادآور شوم که من در اینجا نمی خواهم بحث سیاسی راه بیندازم و نمی خواهم بگویم حق با چه کسیست؟ بلکه از نحوه وجود این نوع انتقادات مطالبم را ارائه می کنم.) ایشان چنان طرف را مورد نقد و انتقاد قرار داده بود که خواننده ای هم که طرفدار آن حزب یا طرف مقابل باشد از آن شخص متنفر می شد.

و یا مثلا یه وبلاگ دیگری نیز در مورد طرفداری از تروریست، مطالبی را در مورد اعدام یکی از اعضایشان ارائه کرده بود و چنان به نقاط مثبت آن شخص و اینکه چه خدماتی را ارائه کرده است پرداخته بود بطوریکه خواننده برایش دلسوزی و از این اقدام مسئولین انتقاد نموده بود.

چرا اینگونه؟چرا جاده یکطرفه است؟ چرا یک جانبه به مسئله پرداخته شده؟ اگر حق با آنهاست چرا نیامده اند با طرف مقابل مناظره ای داشته باشند و این جاده را دوطرفه نمایند تا خواننده مطالب هر دو را بخواند و خود به حق بودن آن حکم کند. مطلبم اینجاست که اگر حق با شماست پس نباید در مناظره کم بیاورید چون دلایل محکمی برای حقانیت خود خواهید داشت. متاسفانه یه جاده یکطرفه و باز را در پیش خود دیده اند و چنان می گازند و از اینکه توانسته اند چند نفر را با خود همراه نمایند خوشحالند.

ما خوانندگان باید در این مواقع چگونه عمل نماییم؟ خب اکثر دوستان می توانند در مورد حق یا ناحق بودن، درست و نادرست بودن آن قضاوت نمایند اما همه که اینگونه نیستند!

رسول گرامی اسلام (ص) به این مطلب اشاره داشتند که در مقابل فتنه ها و نجات از آنها به قرآن متوسل شویم و از آن کمک بخواهیم. خداوند در قرآن کریم در مواجه با اینگونه رفتارها چه راهکاری را ارائه داده اند؟ در قرآن کریم می خوانیم:

” …فبشر عباد، الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوالالباب.(زمر/17 و 18 ) به بندگان بشارت آر ..آن بندگانی که چون سخن بشنوند نیکوتر عمل کنند آنان هستند که خدا آنها را هدایت فرموده و هم آنان به حقیقت خردمندان عالمند”

در آیه خداوند به کسانی بشارت می دهد که وقتی سخنی یا مطلبی را می خوانند زود قضاوت نمی کنند بلکه تمام سخنان و گفته های موافق و مخالف را می شنوند و عاقلانه می اندیشند. این افراد که اینگونه عمل می نمایند بر طبق آیه صریح قرآن، هم هدایت شده اند و هم خداوند به حقانیت عاقل و خرمند بودن آنها اشاره کرده است.

ان شاء الله خداوند ما را نیز جزء هدایت شدگان قرار دهد آمین.

[ ادامه ی نوشته ]

روز جوان مبارک

امروز 11 شعبان المعظم مصادف با ولادت با سعادت جوان دشت کربلا، میوه دل سیدالشهدا(ع)، حضرت علی اکبر(ع) است. این روز را به تمام جوانان عزیز، به خصوص جوانهای وردپرسی عزیز تبریک عرض می کنم.

یکی از بهترین و میانبرترین راههای تقرب به ساحت مقدس امام زمان(عج) و برقراری ارتباط قلبی و معنوی با آن یگانه، توسل خالصانه به ساحت حضرت اباعبدالله(ع) و شهدای کربلاست در میان تمام شهیدان کربلا، حضرت علی اکبر(ع) از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردار است و توسل به آن بزرگور آثار و برکات منحصر به فردی را در پی دارد. امام زمان ما ارواحنا فداه ، به هنگام زیارت شهدای کربلا، در پایین پای اباعبدالله(ع) به موازات ضریح شهدا، رو به قبله می ایستندو آنگاه با اشاره به تربت حضرت علی اکبر(ع) زیارت شهدا را این چنین آغاز می کنند: ” سلام بر تو ی نخستین کشته…”

حضرت علی اکبر(ع) در سال 33 ه.ق از مادری به نام لیلی بنت مره ثقفی در خانه اباعبدالله(ع) در مدینه به دنیا آمدو در سال 60 ه.ق در واقعه کربلا در حالیکه 27 سال از عمر مبارکش گذشته بود، به فیض شهادت نایل گشت. روایات بر این دلالت دارند که آن حضرت ازدواج کرده و به هنگام شهادت، بیشتر از دو فرزند داشته است.

وجه شباهت آن حضرت با امام زمان روحی فداه در این است که او نیز شبیه ترین مردم به رسول خدا(ص) در شکل و شمایل و اخلاق و گفتار و رفتار بوده است. در فضلیت آن حضرت همین بس که امام زمان ارواحنا فداه ملاقات و همنشینی با او و جد و پدر و عمو و برادر و مادر مظلومه او را از درگاه خداوند آرزو می نماید.

ان شاء الله اگر قسمت شد و رفتید کربلای معلی به پابوسی ارباب بی کفن، با اینکه تحت قبه آقا حاجتها رواست اما بروید کنار قبر حضرت علی اکبر(ع) و از آنجا به حضرت سید الشهدا(ع) متوسل شوید قطعا بدانید که حاجتتون زودتر از آنچه تصور کنید به شما داده می شود.

[ ادامه ی نوشته ]

دلیل بودن (قسمت دوم)

اگر قسمت قبلي رو مطالعه نكرده ايد اينجا كليك نماييد.

با خود فكر مي كردم كه آن دليل چي مي تونه باشه كه افكارم بدجوري توي سوالات متعدد مانده بود از جمله اينكه سرنوشت اين دنيا با وجود اين همه شرارتها، ظلم و ستمها، بي عدالتيها و… چي خواهد شد؟ آيا خداوند، اين جهان ، اين زمين و با اون مخلوقات عظيم و بعضا ناشناخته را  كه حساب شده آفريده  را خلق كرده تا با معصيت و نافرماني بشر مواجه شود و آنهم در سيطره و قدرت بي دينان و لااقل غير از ديني كه خود خداوند براي بشر برگزيد؟

توي اينگونه افكار غرق بودم كه خداوند نشانه اي برايم فرستاد و آنهم اين آيه بود: ” و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين (قصص/5) ما مي خواستيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم”. ديدم هنوز مستضعفان بر جهان حاكم نشده اند و جهان نيز پر از ظلم و ستم بر مستضعفان است . به خود گفتم پس كي اين مستضعفان بر حاكمان ستمگر غلبه مي كنند و جهان را تحت حكومت خداوندي در مي آورند؟ اين مستضعفان با چه قدرت و تكيه گاهي مي خواهند بر اين دنياي پر از ظلم و جور و بي عدالتي حاكم شوند؟ لازمه اين كار وجود يك نيرو و قدرت يداللهيست، اين قدرت چيست و كي خواهد آمد؟ حديثي به ياد آوردم كه اينگونه بود وقتي زمين پر از ظلم و جور مي شود خداوند آخرين ذخيره و حجت خودش را جهت احياء دينش خواهد فرستاد و بساط ظلم و جور را از اين دنيا جمع خواهد كرد و حديث ديگري از مولا علي(ع) شنيده بودم كه ايشان فرموده اند: ” بدانيد كه هيچگاه كره زمين از نماينده پروردگار خالي نمي شود ولي خداوند بزودي نماينده اش را از ديد آنان مخفي خواهد نمود و آنان از ديدار او محروم خواهند شد چرا كه به خود ظلم و ستم نموده و از مرزهاي مورد احترام تجاوز مي نمايند. اگر يك ساعت از كره زمين بدون حجت خدا باشد همه جا نابود شده و مردم در زمين فرو خواهند رفت.” عجب! پس آن دليلي كه دليل حيات و زندگي ماست و باعث نزول رحمانيت خداوند بر اين بشر سرپا گناست همان حجت الله است. همان حجت و امامي كه از نظرها غايب است و منتظر فرمان الهي جهت ظهور و برپايي عدالت است. يعني همان امام زمان(عج)!! خدايا مرا ببخش!!

[ ادامه ی نوشته ]

آمارعابرین

  • ورودی گوگل : 1
  • تعداد کل مطالب : 89
  • تعداد لینک ها : 7
  • افراد آنلاین : 6
  • بازدید امروز : 10
  • بازدید دیروز : 64
  • بازدید این هفته : 390
  • بازدید این ماه : 10
  • بازدید کل : 16684